فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

نقش اهل بیت سیدالشهدا در تبلیغ نهضت حسینی

برای بحث راجع به نقش اهل بیت سیدالشهدا در تبلیغ نهضت حسنی و اسلام، ابتدا دو مقدمه را باید بیان کرد. یکی این که طبق روایات تمام کارهای سیدالشهدا روی حساب بوده است و علت این که علی رغم آگاهی از خطرات سفر، اهل بیت را همراه خود به سوی کوفه برد این است که به واسطه الهامی که از عالم معنا به ابا عبدالله (علیه السلام) شد و پیامبر (ص) در عالم رؤیا به ایشان فرمود: ان الله شاء أن یراهن سبایا(273) حضرت فهمید که اسارت اینها رضای حق است؛ یعنی حضرت مصلحت تشخیص داد که اهل بیت خود را همراه ببرد. در حقیقت امام (علیه السلام) با این کار مبلغان خود را به شهرهای مختلف و حتی به قلب حکومت دشمن فرستاد و پیام خود را به گوش همگان رساند.
مطلب دوم بحثی درباره نقش زن در تاریخ است، هیچ کس منکر نقش زن در طول تاریخ نیست و لااقل نقش غیر مستقیم زن را همه قبول دارند؛ بدین صورت که زن مرا را می سازد و مرد تاریخ را، و نقشی که زن در ساختن مرد دارد خیلی بیش از نقشی است که مرد در ساختن تاریخ دارد. به طور کلی، زنان، از نظر نقش داشتن یا نداشتن در طول تاریخ، به سه دسته تقسیم می شوند:
الف. زنانی که مثل شی ء گرانبها، اما بدون نقش مستقیم بودند، مثل بسیاری از جامعه ها که برای زن جز زاییدن و بچه درست کردن و اداره خانه نقشی قائل نبوده اند؛ اما در عین حال زن برای آنها یک شی ء - نه شخص - گرانبها بوده است که باید در حریم خود محفوظ بماند و به دلیل همان گرانبهاییش بود که بر مرد اثر می گذاشته است. می توان گفت: سازنده چنین جوامعی تنها جنس مذکر بوده است.
ب) در بعضی از جوامع، زن از حالت شی ء بودن خارج شده، وارد اجتماع می شود، امام حریم خود را گم می کند و چون در همه جا حضور پیدا کرده، ارزش خود را از دست می دهد و بی ارزش می شود. زن در این جوامع شخص است، اما شخص بی ارزش. نمونه این جوامع ، جامعه اروپایی و غربی است که از نظر رشد برخی استعدادهای انسانی، از قبیل علم و اراده و شخصیت اجتماعی و حضور در مشاغل مختلف و... به او شخصیت می دهند و از شی ء بودن خارجش می سازند، ولی از طرف دیگر، ارزش او را برای مرد از بین می برند. جزء طبیعت زن این است که باری مرد گرانبها باشد و اگر این را از او بگیرند، روحیه او متلاشی می شود. سازنده این جوامع گرچه مذکر - مؤنث است، اما زن، ملعبه مردان است بدون اینکه در نظر هیچ مردی عزت و احترام لایق یک زن را داشته باشند.
ج) از نظر اسلام، زن باید ارزشمند باشد؛ یعنی از طرفی شخصیت روحی و معنوی داشته باشد، کمالات انسانی، مثل علم و هنر و اراده قوی و شجاعت و خلاقیت و حتی فضایل معنوی در سطح عالی داشته باشد و از طرف دیگر مبتذل نباشد و در جامعه، پس و بی ارزش نشود. قرآن کریم نیز به زنان چنین ارزشی داده است؛ مثلاً حوا در بهشت، مثل آدم مخاطب قرار داده، از هر دو می خواهد که مثلاً به آن درخت نزدیک نشوند(274). ساره نیز مانند ابراهیم خلیل (علیه السلام) فرشته ها را می بیند و با آنها صحبت می کند. مریم (علیه السلام) از خداوند رزق و روزیهایی می گیرد که زکریا در تعجب فرو می رود و فاطمه زهرا (علیها السلام) کوثر (خیر کثیر) خوانده می شود.
در تاریخ اسلام بهترین نمونه چنین زنی حضرت زهرا (علیها السلام) است. او که خوشحال می شود تنها کارهای داخل منزل از سوی پیامبر (ص) به او واگذار شود، در مسجد، چنان خطبه ای می خواند که امثال بو علی نیز قادر به چنین انشایی در مسائل توحیدی نمی باشند. اما در عین حال، آن حضرت خطبه خویش را زا پشت پرده می خواند؛ یعنی در عین حفظ حریم خود با مردان و نشان می دهد که یک زن چقدر می توان مؤثر در جامعه باشد.
با این دو مقدمه باید گفت که تاریخ کربلا، یک تاریخ مذکر - مؤنث است؛ یعنی زن و مرد هر دو نقش در آن دارند، ولی هر یک در مدار خودش و بودن خارج شدن از حریم خود. نقش مردان که در حادثه واضح است و نقش زنان خصوصاً با حضرت زینب (علیها السلام) از عصر عاشورا به بعد تجلی پیدا می کند و تمام کارها از این پس به او واگذار می شود. در مقابل پیکر مطهر امام، کاری می کند که دوست و دشمن به گریه می آیند و در واقع اولین مجلس عزاداری امام حسین (علیه السلام) را بر پا می کند. از امام سجاد (علیه السلام) و دیگر زنان و کودکان، پرستاری می کند و در مقابل دروازه کوفه با خطبه خود شجاعت علی (علیه السلام) و حیای زنانگی را در هم می آمیزد و خطابه های عالی علی (علیه السلام) را به یاد مردم می آرود و مرد کوفه نسبت به کاری که انجام داده بودند، متنبه می کند. این است زنی که اسلام می خواهد. شخصیت رشد یافته اجتماعی در این حیا و عفت و رعایت حریم(275).

بخش هفتم تحریفات در واقعه کربلا

موضوع بحث تحریفات در واقعه کربلا است که در چهار فصل خلاصه می شود: 1. معنی تحریف و انواع آن و اشاره به این که انواع تحریفها در حادثه تاریخی عاشورا واقع شده است؛ 2. علل و عوامل تحریف؛ 3. توضیحی درباره خصوص تحریفهایی که در این حادثه تاریخی صورت گرفته است؛ 4. وظایف ما در برابر این تحریفها(276).

معنی تحریف و انواع آن

تحریف در زبان عربی از ماده حرف است؛ یعنی منحرف کردن چیزی از مسیر و وضع اصلی که داشته یا باید داشته باشد؛ نوعی تغییر و تبدیل به طوری که مقصودی غیر از معنی اصلی سخن تحریف، فهمیده می شود.
تحریف، انواعی دارد که مهمترین آنها عبارت است از: تحریفات لفظی و تحریف معنوی؛ تحریف لفظی آن است که ظاهر مطلبی را با کم و زیاد کردن یا پس و پیش نمودن عبارات عوض کنند، به طوری که معنی تغییر کند، ولی در تحریف معنوی، لفظ تغییری نمی کند، اما آن را مطابق مقصود خود معنی می کنیم، نه مطابق مقصود اصلی گوینده، در قرآن کریم تحریف مخصوصاً در مورد یهودی ها بکار رفته که در هر دو زمینه تحریف، قهرمان می باشند.
تحریف از لحاظ موضوع هم تفاوت می کند: گاه سخن یا کتابی عادی تحریف می شود که گرچه خیانت است، اما چندان مؤثر نیست، اما گاه در یک موضوع بزرگ اجتماعی، مثل یک شخصیت اجتماعی با یک حادثه تاریخی که سند اجتماعی و پشتوانه اخلاقی و تربیتی برای اجتماع با یک حادثه رخ می دهد که این نوع تحریف، بسیار مهم و خطرناک است.
حادثه کربلا بدون شک یک حادثه بزرگ اجتماعی است که در تربیت و خلق و خوی ما بسیار مؤثر است. چنان که همه ساله میلیونها نفر، زمان و پول بسیار زیادی خرج آن می کنند. متأسفانه در این حادثه از همه جهت تحریف رخ داده است و همه این تحریفات، در جهت کم ارزش کردن این انقلاب عظیم می باشد. حال آنکه کمتر حادثه ای مثل تاریخ کربلا دقیق ثبت شده است. کثرت خطبه ها، سؤال و جوابها، حضور وقایع نگران و خود امام سجاد (علیه السلام)، رجز خوانیها و اعلام هدف نمودنها و کثرت نامه های مبادله شده، همگی باعث شده اند که قضایای کربلا به طور روشنی باقی بماند، اما به عللی که بعضاً ذکر خواهیم کرد باز این حادثه از تحریف در امان نمانده است(277). به عنوان مثالی برای هر یک از دوره های زمانی این حادثه و تحریفهای واقع شده، می توان به قضیه حرکت با عظمت و شکوه پادشاهی امام حسین (علیه السلام) از مدینه! (قبل از حادثه) و به ازدواج حضرت قاسم (علیه السلام) (حین حادثه) و به زیات قبر حضرت در اربعین (بعد از حادثه اشاره کرد(278).