خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

نویسنده : مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

مقدمه دفتر مطالعات و تحقیقات علوم اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله
مجموعه حاضر خلاصه ای است از کتاب های سیری در سیره نبوی (ص)، سیری در سیره ائمه اطهار، جاذبه و دافعه علی (علیه السلام)، سیری در نهج البلاغه و حماسه حسینی، که محور همگی آنها زندگانی، سیره و سخنان معصومین (علیهم السلام) می باشد.
کتاب سیری در سیره نبوی (ص) که قبلاً تحت عنوان سیره نبوی (ص) منتشر می شد و پس از مدتی با اصلاحاتی از جانب انتشارات صدرا منتشر گردید تا کنون 22 بار تجدید چاپ شده است، سه بخش دارد: بخش اول که دیباچه نام گرفته دو مقاله از استاد مطهری (ره) است که در مقدمه های مجلدات اول و دوم کتاب محمد (ص) خاتم پیامبران نوشته شده است. کتاب مذکور مجموعه مقالاتی از چند تن از نویسندگان است که حسینیه ارشاد با نظرات استاد مطهری در شهریور سال 1348 به مناسبت آغاز پانزدهمین قرن هجرت منتشر نمود و خود استاد نیز مقالاتی از جمله ختم نبوت و پیامبر امی را در آنها نوشت(1) و این دو مجلد بر ترتیب در سال های 1347 و 1348 منتشر گردید. در مقدمه جلد اول (دعوتهای سه بعدی) به این مطالب اشاره می شود که شعاع تأثیر دعوتهای پیامبران، هم از حیث تعداد پذیرندگان، هم از حیث زمان و هم از حیث عمق، نسبت به سایر دعوتها بسیار بیشتر بوده است و به علت همین تأثیر گسترده، طولانی و عمیق دعوتهای آنها می توان گفت که آنان، مستقیم یا غیر مستقیم، آفرینندگان تاریخند. در مقدمه جلد دوم (موج اسلامی) به این مسأله اشاره می شود که اغلب، با گذشت زمان از قوت و شدت امواج اجتماعی کاسته می شود، حال آن که هر چند زمان می گذرد و امواج مخالف بیشتر می شود، قوت و شدت امواج دینی بیشتر می گردد.
بخش دوم کتاب سیری در سیره نبوی (ص) مشتمل بر هشت سخنرانی استاد می باشد که در فروردین 1354 در مسجد جامع بازار تهران ایراد شده است. عنوان اولیه این مباحث منابع شناخت از نظر اسلام بود که استاد پس از برشمردن چند منبع، سیره اولیای دین را نیز به عنوان یکی از این منابع معرفی نموده، از آنجا وارد بحث سیره نبوی (ص) شده است. استاد مطهری درباره اهمیت موضوع سیره چنین می گوید: چند سال پیش فکر می کردم در زمینه سیره پیامبر اکرم (ص) کتابی بنویسم... مقدار زیادی یادداشت تهیه کردم، ولی هرچه جلو رفتم، دیدم مثل این است که دارم وارد دریایی می شوم که به تدریج عمیقتر می شود(2). در این سخنرانی ها پس از مقدمه ای در نقد این فکر انحرافی که ما قادر به پیروی از اولیای دین نیستیم به بحث از معنای سیره و انواع آن و وجود سیره به عنوان منطق عملی ثابت در اکثر شخصیتهای برجسته پرداخته شده و سپس درباره برخی سیره های پیامبر اسلام (ص) و اموری همچون کیفیت استخدام وسیله توسط پیامبر (ص)، سیره ایشان در تبلیغ اسلام و نقش آن در گسترش سریع اسلام بحث می شود.
بخش سوم این کتاب که تحت عنوان ضمیمه نام گرفته یک سخنرانی در باب تاریخچه زندگی رسول اکرم (ص) و تحلیل سخنانی چند از آن بزرگوار است که در سالروز میلاد آن حضرت در حدود سال 1348 در حسینیه ارشاد ایراد شده است. در پایان اصل کتاب سیری در سیره نبوی (ص)، استاد مطهری صد سخن از پیامبر اکرم (ص) را برای شخصی که قصد چاپ مجموعه ای تحت عنوان حکمت ادیان داشت، آورده است که در خلاصه ها از آوردن آن خودداری شد و مشتاقان می توانند به اصل کتاب مراجعه کنند.
کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز که اول بار توسط انتشارات صدرا در سال 1367 منتشر شد و تاکنون 19 بار تجدید چاپ شده است، مشتمل است بر یازده سخنرانی که در هشت فصل آمده و یک مقدمه با عنوان مقایسه روش امام حسین (علیه السلام) با سیار ائمه (علیهم السلام) در باب تقیه در ائمه (علیهم السلام) و عدم تقیه در امام حسین (علیه السلام)، که از دست نوشته های شخصی استاد مطهری می باشد. فصل اول کتاب به عنوان گفتار دوم از خلاصه این کتاب آمده، سخنرانی ای است تحت عنوان مشکلات علی (علیه السلام) که در تاریخ 30 / 8 / 1349 (21 رمضان 1390) در حسینیه ارشاد ایراد شده و پس از اشاره ای به مشکل کشته شدن عثمان (مشکل نفاق) به معضل خوارج و مسأله خشک مقدسی می پردازد.
فصول دوم و چهارم و ششم حاصل شش سخنرانی است که به ترتیب درباره صلح امام حسن (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام) و مسأله خلافت و مسأله ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام) در بهار 1351 در انجمن اسلامی پزشکان ایراد شده است. وجه مشترک این سخنرانیها، توجه به شبهاتی است که درباره هر یک از ائمه فوق مطرح شده است. فصل سوم بحث کوتاهی است درباره امام سجاد (علیه السلام) که استاد شهید در پایان سخنرانی خرافه سیزده که در تاریخ 13 / 1 / 1349 در حسینیه ارشاد انجام شده است، به تناسب زمان ایراد نموده اند (خلاصه این سخنرانی در دفتر اول آمده است). فصل پنجم سخنرانی استاد درباره موجبات شهادت امام کاظم (علیه السلام) در نحوه مبارزات آن حضرت می باشد که در 4 / 7 / 1349 در حسینیه ارشاد ایراد شده است. فصل هفتم را سخنی درباره امام حسن عسکری (علیه السلام) تشکیل می دهد که استاد آن را در ادامه یکی از سخنرانیهای سیره نبوی (ص) در سال 1354 و به مناسبت سالگرد ولادت آن حضرت بیان نموده است. فصل هشتم متشکل از دو سخنرانی درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد که در مهر و آبان 1349 در حسینیه ارشاد ایراد شده است. استاد در سخنرانی اول که تحت عنوان عدل کلی است، بیشتر به تعریف عدالت و علت تمایل درونی انسان به عدالت از دیدگاه مکاتب مختلف می پردازد و در سخنرانی بعد به مسأله مهدویت در قرآن و احادیث و نزد شیعه و سنی در سؤاستفاده های که در طول تاریخ از این عنوان به عمل آمده اشاره می کند و نهایتاً تأکید می نماید که مهدویت یک فلسفه بزرگ جهانی است، نه فقط برای این که مثلاً شیعه را به سعادت برساند.
کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) نتیجه چهار سخنرانی است که در ماه رمضان سال 1347 در حسنیه ارشاد ایراد شده که استاد مطهری آن را در اسفند 1349 استاد مطهری تا کنون 36 بار تجدید چاپ شده است. در این کتاب تا کنون 36 بار تجدید چاپ شده است. در این کتاب پس از تذکر دادن به این که بر خلاف تصور رایج، انسان کامل کسی است که نه تنها جاذبه، بلکه دافعه هم داشته باشد و البته هر جاذبه و هر دافعه ای مطلوب نیست، استاد به این نکته می پردازد که حضرت علی (علیه السلام) هم از جاذبه بسیار شدیدی برخوردار بوده اند و هم از دافعه ای بسیار شدیدی و مخصوصاً در بحث دافعه ایشان به خوارج و خطرات آنها برای اسلام، و نیز به بحث از لزوم پیکار با نفاق می پردازد.
تاریخچه و پیشینه کتاب سیری در نهج البلاغه نیز از این قرار است که استاد ابتدا (حوالی سالهای 1349 و 1350) در حسینیه ارشاد پنج جلسه سخنرانی درباره نهج البلاغه ایراد نمود که بعداً در سال های 51 و 52 این سخنرانیها را به صورت مفصلتری در قالب مقاله در مجله ماهانه مکتب اسلام منتشر ساخت و سر انجام در سال 1353 با افزون مقدمه ای بر آن درباره کیفیت آشنایی خود وی و نیز جامعه زمان وی با نهج البلاغه، کل این مجموعه را به شکل فعلی منتشر کرد که تا کنون 24 مرتبه به چاپ رسیده است. در این مجموعه درباره ابعاد مختلف نهج البلاغه، از جمله الهیات و موراء الطبیعه، سلوک و عبادت، حکومت و عدالت، اهل بیت و خلافت، موعظه و حکمت و دنیا و دنیا پرستی بحث می شود که حکایتگر شخصیت چند بعدی حضرت علی (علیه السلام) و تخصص استاد مطهری در ابعاد مختلف اسلام است. در این کتاب علاوه بر معرفی نهج البلاغه، موضوعاتی همچون ایده های اجتماعی استاد و نیز نقدهای جدی ایشان بر اگزیستانسیالیسم و برخی مکاتب دیگر نیز می توان یافت.
کتاب حماسه حسینی در سه جلد منتشر شده است، که دو جلد آن سخنرانی های مختلف استاد درباره نهضت امام حسین (علیه السلام) است و جلد سوم یادداشت هایی است که استاد در این باب تدارک دیده بود. لازم به ذکر است که جلد اول این کتاب اول بار در سال 1363، جلد دوم در سال 1364، و جلد سوم در سال 1365 توسط انتشارات صدرا منتشر شد و از سال 1377 مطالب دو جلد اول و دوم در یک جلد جمع آوری شد، و جلد سوم به جلد دوم مبدل گردید که تا کنون جلد اول 33 و جلد دوم 28 بار تجدید چاپ شده است، البته برخی از این سخنرانی ها قبلاً توسط مؤسسات دیگری تحت عناوینی همچون تحریفات واقعه عاشورا، ماهیت نهضت امام حسین (علیه السلام)، فریادهای استاد مطهری بر تحریفات واقعه عاشورا و... منتشر شده بود.
مجموعه سخنرانیهای کتاب حماسه حسینی در هفت بخش می باشد که اغلب در ایام محرم ایراد شده اند. بخش اول، سه سخنرانی تحت عنوان حماسه حسینی است که در حدود 1348 و در حسینیه ارشاد ایراد شده و استاد در آنها یادآور می شود که نباید فقط چهره تاریک حادثه کربلا را دید، بلکه روی دیگر این سکه، رشادت ها و قهرمانی ها، فداکاری ها، در یک کلام، اوج یافتن فضیلت هاست و اینهاست که این نهضت را مقدس ساخته و در جماعه اسلامی تأثیر مثبت گذاشته است. در سال 1356 استاد سخنرانیهایی تحت عنوان مسأله شناخت در کانون توحید تهران ایراد می کرد که سه جلسه از آن سخنرانی ها مقارن با ایام تاسوعا و عاشورا میگردد و سخنرانی به بحث درباره ماهیت قیام حسینی اختصاص می یابد که این بحث بخش دوم کتاب حماسه حسینی را تشکیل می دهد. بخش سوم سخنرانی ای بود به نام تحلیل واقعه عاشورا که در سال 1356 در یک جلسه هفتگی موسوم به جلسه یزدی ها ایراد شده است.
بخش چهارم شامل هفت سخنرانی تحت عنوان عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی می باشد که در اسفند 1348 و فروردین 1349 در حسینیه ارشاد ایراد شده و پس از تذکر به وجود سه عامل دعوت کوفیان، بیعت نکردن با یزید و ضرورت امر به معروف در ایجاد نهضت حسینی، به اهمیت عامل اخیر اشاره شده و سپس بحث مبسوطی درباره امر به معروف و نهی از منکر، شرایط، مراحل و اقسام آن و کارنامه ما در این باب مطرح شده است، لازم به ذکر استکه استاد به خاطر سخنان تندی که در این جلسات درباره رژیم اسرائیل ایراد نمود، مدتی بازداشت شد. بخش پنجم سخنرانی ای است تحت عنوان شعارهای عاشورا که در حدود سال 1352 در مسجد جامع نارمک تهاران ایراد گردیده که به تحلیل شعارهای امام حسین (علیه السلام) و اصحاب ایشان در جریان حادثه کربلا پرداخته است. بخش ششم، هفت سخنرانی درباره عنصر تبیلغ در نهضت حسینی است که در سال 1350 در مسجد جاوید تهران ایراد شده و پس از بحث هایی در باب مفهوم و در سال 1350 در مسجد جاوید تهران ایراد شده و پس از بحث هایی در باب مفهوم و شرایط تبلیغ در اسلام، به روشهای تبلیغی نهضت امام حسین (علیه السلام) و بازماندگان ایشان می پردازد. بخش هفتم چهار سخنرانی است درباره تحریفات در واقعه تاریخی کربلا که در فروردین 1348 در حسینیه ارشاد بیان شده اند که به بحث از معنی تحریف و انواع و عوامل آن و وظیفه ما در برابر این تحریفها می پردازد.
ضمیمه پایانی، مجموعه سخنان و یادداشت های استاد مطهری در باب تحریفات حادثه عاشورا است که به طور پراکنده در سه جلد کتاب حماسه حسینی و کتابهای دیگر ایشان آمده و به خاطر اهمیت آن تلخیص نشده و صرفاً با نظم منطقی مرتب گردیده و بدون هیچ دخل و تصرفی در پایان این دفتر آمده است.
دفتر مطالعات و تحقبقات علوم اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام

خلاصه کتاب سیری در سیره نبوی (ص)

دیباچه

الف. دعوتهای سه بعدی

پدیده دعوت، به این معنی که فردی همنوعان خود را به عقیده ای بخواند و آنها را سویی بکشاند، از مختصات اجتماع بشری است، شعاع تأثیر این دعوتها از حیث عرض و طول و عمق، یکسان نیست و تأثیر اکثر آنها کم است. دعوتهایی شایسته بررسی است که دست کم در یک بعد (تعداد یا زمان یا عمق)، پیشروی داشته باشند. آنچه بیش از همه قابل توجه است، دعوتهایی است که در همه ابعاد پیشروی داشته اند؛ این گونه دعوت های سه بعدی، مخصوص سلسله پیامبران است، به علت همین تأثیر گسترده، طولانی و عمیق می توان گفت که پیامبران به طور مستقیم یا غیر مستقیم، آفرینندگان تاریخند.
هر چیز غیر از ایمان، اعم از عقل و علم و هنر و صنعت و...، ابزاری است در دست آدمی و وسیله ای برای ابراز تمایلات و تأمین خواسته های او، تنها، نیروی ایمان است که از یک طرف، حیات تازه ای به روح می دهد؛ یعنی، جهان درون انسان را دگرگون ساخته، بسی وسعت می بخشد و با ارائه هدفهای عالی، خواسته های جدید به وجود می آورد و از طرف دیگر، تمایلات و غرایز طبیعی را تعدیل و مهار می کند.
مطیع کردن تمایلات، فقط با پیروی از ایمان ممکن است؛ و این که می بینیم بشر با این همه پیشرفت های اعجاب انگیز علمی و صنعتی، از لحاظ انسانیت روز به روز عقب می رود، به خاطر دوری از ایمان است. امروز با قدرت علم و فلسفه، تمام جنایتها در زیر پرده ای به نام آزادی خواهی و صلح دوستی انجام می شود. در جهان امروز از یک طرف فریاد بشر دوستی گوشها را می خراشد و از طرفی، جنایات و کشتارها روز به روز بیشتر می شود؛ آیا سخنی یاوه تر از این می شود که مذاهب، یگانه پشتوانه ارزشهی انسانی، را کنار بگذاریم و در عین حال دم از انسانیت و اخلاق بزنیم و قصد اصلاح جامعه بشری را داشته باشیم؟! اشکالی که امروزه در دینا مشاهده می شود فقدان قدرت اجرایی برای حفظ اخلاق است.
در نظام آفرینش، آنچه محکوم چیز دیگری آفریده شده است، به هیچ وجه نمی تواند حاکم بر آن چیز گردد. علم و فکر و فلسفه، حاکم بر طبیعت جهانی است؛ امام محکوم طبیعت انسانی. متأسفانه آنچه امروزه محکوم بشر است (علم و فکر و فلسفه)، سخت توسعه یافته و نیرو گرفته، اما آنچه حاکم بر طبیعت اوست (دین و اخلاق)، ناتوان مانده است؛ و ریشه مشکلات امروز بشر را باید در همین جا جستجو کرد. قرآن، سه چیز را به عنوان شدیدترین نیازمندیهای بشر یادآوری می کند(3):
1 - ایمان به الله؛ یعنی تفسیری روحانی از جهان.
2 - ایمان به رسول و رسالت او؛ یعنی ایمان به تعالیم آزادی بخش و حیات بخشی که تکامل اجتماعی و اصول اساسی جهان را بر مبنای روحانی توجیه کند و به زندگی صوری، رنگ معنوی بدهد.
3 - جهاد با مال و نفس در راه خدا؛ یعنی آزادی و آزادگی معنوی (آزادی روحانی فرد علاوه بر آزادی سیاسی و اجتماعی).
در میان مکتبها و دینها، تنها اسلام است که قدرت پاسخگویی به این سه نیاز را دارد. اما متأسفانه امروزه نوعی اعراض نسبت به همه مذاهب مشهود است و متأسفانه اسلام نیز در درون خود، دچار نوعی بحران است؛ و دلیل آن، این است که اسلام، غرامت اشتباه کلیسا در مخالفت با علم و دانش را می پردازد. اما خوشبختانه کم کم متفکران دارند متوجه می شوند که حساب اسلام از کلیسا جداست؛ زیرا اسلام، خود بنیانگذار یک تمدن عظیم است و به قول شیخ محمد عبده اروپاه از آن روزی که مذهب خویش را رها کرد، جلو رفت و ما از آن روزی که مذهب خویش را رها کردیم عقب ماندیم.