آشنایی با قرآن (خلاصه آثار شهید مطهری)

نویسنده : مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

منشأهای خطا از قرآن:

یکی از عواملی که قرآن برای خطا ذکر می کند، این است که انسان گمان را به جای یقین بگیرد. اگر بشر خود را مقید کند که در مسایل، تابع یقین باشد و گمان را به عوض یقین نپذیرد، به خطا نخواهد افتاد. قرآن بر این مسأله، تأکید بسیار کرده و در یک تصریح دارد که بزرگترین لغزشگاه فکری بشر پیروی از گمان است، یا در جای دیگر خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: و اءن تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله اءن یتبعون الا الظن و اءن هم الا یخرصون(28)
دومین ریشه خطا در ماده استدلال، که بالاخص در مسایل اجتماعی مطرح می شود، مسأله تقلید است. بسیاری از مردم چنانند که امور مورد باور اجتماع، باورشان می شود.
قرآن می فرماید: هر مسأله را با معیار عقل بسنجید، نه این که هر چه نیاکان شما انجام دادند، آن را سند بدانید، یا آن را به کلی طرد کنید.
و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما القینا علیه آباءنا او لو کان آباؤهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون(29) قرآن تأکید می کند که قدمت یک اندیشه، نه دلیل کهنگی و غلط بودن آن است و نه موجب صحت و درستی آن.
نباید عقیده ای درست را به دلیل آن که دیگران به انسان انگ و برچسب می زنند، رها کرد و یا به علت تعلق عقیده ای به یک شخصیت بزرگ و معروف، آن را پذیرفت؛ در هر زمینه ای باید به تحقیق و بررسی در مورد مسائل پرداخت.
عامل مؤثر دیگر در ایجاد خطا، پیروی از هوس ها و تمایلات نفسانی و داشتن غرض و مرض است. در هر مسأله ای، تا انسان خود را از شر اغراض بی طرف نکند، نمی تواند صحیح فکر کند. قرآن در این زمینه اشارات بسیار دارد؛ از جمله می فرماید: اءن یتبعون انا الظن ما تهوی الانفس(30)(31)

فصل سوم - نظر قرآن درباره قلب

قلب، در اصطلاح ادبی و عرفانی، آن عضو گوشتی تلمبه خون نیست. تعریف قلب را باید در حقیقت وجود انسان جستجو کرد. انسان، ابعاد وجودی بسیاری دارد. من انسانی، عبارت است از مجموعه اندیشه ها، آرزوها، ترس ها، امیدها، عشق ها و... که همه آن ها در یک مرکز به هم می پیوندند. این مرکز، دریایی ژرف است که تاکنون کسی ادعای اطلاع از اعماق آن را نکرده است.
فلاسفه و عرفا و روانشناسان، به سهم خود رازهایی از آن گشوده اند، اما شاید عرفا، موفق تر از دیگران بوده اند. آن چه قرآن دل می نامد، عبارت از واقعیت آن دریاست، که حتی عقل نیز یکی از رودهایی است که به آن می ریزد.
قرآن آن جا که از وحی سخن می گوید، سخنی از عقل به میان نمی آورد و تنها سر و کارش با قلب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که فراتر از عقل است. اما ضد عقل و اندیشه هم نیست؛ یعنی قرآن برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، با نیروی عقل و استدلال حاصل نشده، بلکه قلب پیامبر به حالتی رسیده که استعداد درک و شهود و آن حقایق را یافته است.

خصوصیات قلب :

قلب از دیدگاه قرآن، یک ابزار شخصیت نیز به حساب می آید. مخاطب بخش عمده ای از پیام قرآن، دل انسان است. از این رو قرآن تأکید زیادی در حفظ و تکامل این ابزار دارد. در قرآن بسیار به مسایلی از قبیل تزکیه نفس و روشنایی قلب و صفای دل، بر می خوریم: قد افلح من زکیها(32) تمام این تأکیدها نشان می دهد که قرآن یک جوّ روحی و معنوی عالی برای انسان قایل است و لازم می داند که هر فردی این جو را سالم و پاک نگه دارد و علاوه بر این برای حفظ فرد، اجتماع نیز باید از رذائل و هواپرستی ها به دور باشد.
تاریخ نشان می دهد که هرگاه استعمارگران می خواهند جامعه ای را تحت سلطه خود قرار دهند، تلاش می کنند با اشاعه شهوترانی، روح جامعه را تحت سلطه خود قرار دهند، تلاش می کنند با اشاعه شهوترانی، روح جامعه را فاسد کنند. دل که فاسد شد، دیگر نه تنها عقل نمی تواند کاری کند بلکه خود، زنجیر سنگینی بر دست و پای انسان می شود.
قرآن به تعالی و پاکی روح جامعه، اهمیت زیادی می دهد و می فرماید: تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان(33) یعنی، اولاً دنبال کار خیر باشید و ثانیاً کار نیکو را دسته جمعی انجام دهید.
در کلام پیامبر و ائمه علیهم السلام نیز تأکید شده که انسان، نظر واقع بینانه را باید از قلبش بگیرد، هر چند نظر مردم مخالف آن باشد: استفت قلبک و اءن افتاک الناس(34) پیامبر بر این نکته تأکید می کند که اگر انسان، جوینده حقیقت باشد و برای کشف حقیقت، خود را بی طرف و خالص نماید، قلب او به او خیانت نخواهد کرد و او را به مسیر صحیح، هدایت می کند. انسان تا زمانی که جوینده راستین حقیقت است، هر چه به او برسد، حق و حقیقت است.
در مجموع باید گفت: قرآن در تعلیماتش، قصد پرورش افرادی را دارد که از هر دو سلاح عقل و دل بهره مندند و هر دو را به بهترین شکل به کار می گیرند.(35)