فمینیسم از نظر اسلام و ملل دیگر

نویسنده : دکتر سید هاشم بطحایی گلپایگانی

چکیده

بسم الله الرحمن الرحیم
مسئله تساوی حقوق زن و مرد (فمینیسم feminism) و اصولا جنس اناث و ذکور از مسائل پر فراز و نشیب تاریخ بشر می باشد و در هر دوره و کوره ای به آداب و رسوم و قوانین خاص خود به آن عمل می شده است و اصولا حق تقدم با جنس ذکور بوده است و جنس ذکور از امتیاز برتری بیشتر برخوردار بوده است و این برتری و تقدم در بسیاری از فرهنگ های دوران پیش بشر به عنوان یک اصل ثابت تلقی شده است.
این جانب در این تحقیق بر آن شدم که سیمای حقوق زن و مرد را حداقل در راستای دیدگاه اسلام با توجه به انظار و آراء فقهاء مذاهب پنجگانه اسلام مورد فحص و بررسی قرار دهم و در خاتمه با یک مقایسه اجمالی با دیدگاه های دیگر آراء و مسالک، ژرف نگری اسلام و احکام عادلانه را در.... منظر قرار دهم.
قبل از ورود به اصل بحث یک پیش گفتار دارم که در آن وضعیت جسمی و روحی زن و مرد از نظر دانشمندان بیولوژی و روانشناسی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نظریات محققین و شیوه تحقیق بیان شده و سپس طی هفت فصل حقوق زن و مرد با استفاده از آیات قرآن و نظرات مفسرین عامه و خاصه و احادیث نبوی و اهل بیت علیهم السلام از طریق شیعه و سنی آراء فقهاء مذاهب خمسه بیان گردیده است.
این مسائل بخشی از آن مربوط می شود به حق انتخاب همسر که متولی اعمال این حق از طرف پسر و دختر چه کسی است؟ و پس از آن مسئله حق زن و مرد در زندگی زناشویی است که حدود و وظائف آنها در کانون خانواده تا چه اندازه است و مطالبات زن از مرد از قبیل مهر و نفقه و میزان نفقه و کیفیت آن و نحوه تعلق آن به زن و سپس مسئله رضاع و حضانت و استیجاری زن و بحث جواز و عدم جواز اشتغال زن و تعارض آن با مسئله تمکین و مسئله حق معنوی زن و بحث تعدد زوجات و حقوق آنها و آن گاه مسئله حق مرد بر زن و میزان آن و مسئله تصدی ولایات که آیا زن می تواند ولایاتی مانند قضاوت و امامت جمعه و فرماندهی قشون و مقام افتاء و امر به معروف و نهی از منکر و امثال آنها را عهده دار شود یا نه؟ و بعد مسئله قصاص و مجازات که آیا زن برابر مرد است یا نه و مسئله ارث و اختلاف سهام آنها و نیز بحث احکام جزیی و موقعیت زن و مرد در برابر آن و مسئله احکام تکلیفی که زن و مرد از یک وظیفه برخوردارند یا متفاوت می باشند که پایان بخش رساله می باشد.

پیشگفتار «حقوق زن و مرد از نظر اسلام»

به نام آفریننده جان و خرد آغاز می کنم، به نام آن که آفرید و راه چگونه زیستن را به هر موجودی برای بقاء و کمال به حکم تکوین و تشریع آموخت، به نام آن که برای همزیستی مسالمت آمیز و حفظ هویت و تشخص و بهروزی هر انسانی به وسیله پیامبران، قوانین الهی را انزال کرد.
و به نام آن که برای تمامی آحاد بشری خیر و خوبی را منظور کرده است.
به حکم عدل الهی و رحمت پروردگار هر انسانی در هر دوره و کوره، صرف نظر از جنسیت و رنگ و نژاد از حق و حقوق لازمی در زندگی برخوردار است و قوانین الهی برای تعیین حدود این قوانین، انزال شده اند و پیامبران نیز برای ابلاغ و احیانا اجرای آن حدود ارسال گشته اند اما خودخواهی های بشری و استعلا جویی و افزون طلبی عده ای موجب دگرگونی تعادل شده است و بسا به جای احیاء حق و اجراء عدالت، زورگویی و ستم گری شیوه زندگی گشته است.
برخی دیگر را مورد استثمار و بهره کشی خود قرار داده و در این راستا جنس اناث که تحکیم بخش حیات و مسکن زندگی اجتماعی مرد است نیز مستثنی نبوده و گفته می شود که مردان به زنان ظلم کرده و آنها را از حقوق مسلم خود محروم نموده اند البته هر عاملی هر چند کار او ظلم و ستم محسوب شود به حکم خودخواهی آن را توجیه می کنند.
در مورد برخورد مردان با زنان مسئله اختلاف جنسیت مطرح است به این معنی که ادعا می شود که جنس مرد برتر از جنس زن است. پس مرد حق تقدم بر زن دارد و از این زاویه سایر مسائل حقوقی میان زن و مرد مطرح می شود و شیوه های عملی ناهمگون مردان با زنان از همین موضوع نشأت می گیرد.
در این تحقیق ما بر آن هستیم که ببینیم این تفاوت عملی در زندگی زن و مرد یا به طور کلی جنس اناث و ذکور به اختلاف جسمی و روحی آنها مربوط می شود و قانون هم بر همین اساس ترسیم حدود و حقوق کرده است؟
یا این که اختلاف جنسیت اصولا ربطی به حقوق و استحقاق آنها ندارد و بلکه اختلاف در جسم و روح برای تجاذب و تجانس است و حقوق اجتماعی و استفاده از منابع زندگی متعلق به عنوان انسانی است و جنس اناث و ذکور هر دو انسان می باشند پس از حقوق مساوی برخوردار می باشند.
قانون الهی که منادی حق و عدالت است اصولا برای تعیین میزان حقوق افراد بشر و مرز حقوق جنس اناث و ذکور در دوران تجرد و حقوق متقابل آنها در دوران تأهل می باشد و هیچ گاه در مقام تفضیل جنسی بر جنس نبوده است؛ چنان که قرآن با کمال صراحت با بیان مطلق می گوید:
للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن(1)
برای مردان است سهم و نصیب از آن چه کار و تلاش کرده اند و برای زن ها است سهم و بهره ای از آن چه تلاش نموده و کسب کرده اند.
در این بیانیه قرآن جنس اناث و ذکور را در استفاده از مزایای زندگی و ذی حق بودن هر کدام در عرصه های مختلف فعالیت ها یکسان تلقی کرده است. پس اختلاف جنس اناث و ذکور نه تنها منشاء اختلاف در حقوق نیست که خود از آیات الهی است و منشاء و داد و رحمت الهی در زندگی اجتماعی بشر می باشد.
به عبارت دیگر یکی از عوامل مهم تجمع بشری و هم گرایی آنها، همین اختلاف در جنسیت است چنان که قرآن می فرماید:
و من آیاته اءن خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة، انّ فی ذلک لأیات لقوم یتفکرون(2)
از نشانه های وجود خداوند و علم و حکمت او این که برای شما از جنس خود شما جفتی برایتان آفرید تا منشاء آرامش و سکون شما گردد و مودت و رحمت را نیز در میان شما قرار داد که در این جریان آیات و نشانه هایی است برای گروه اندیشمند و آنهایی که به تفکر می نشینند با این لحاظ رفتار جنس ذکور با اناث و بر عکس ربطی به اصل اختلاف در جنسیت ندارد بلکه مربوط به روح عزت طلبی و خودخواهی افراد است که در عرصه های مختلف متجلی می گردد و باعث تضییع حقوق ناتوان می گردد.
در این تحقیق ضمن بیان منشاء ناهنجاری های رفتاری متقابل زن و مرد، نظر اسلام را از دیدگاه و قرائت مذاهب فقهی پنجگانه اسلامی درباره حقوق جنس اناث و ذکور در مقاطع مختلف زندگی بیان خواهیم کرد و توضیح خواهیم داد که رفتارهای ناهنجاری زن و مرد مسلمان نسبت به یکدیگر ربطی به اسلام ندارد، بلکه منشأ خودخواهی و فرهنگ ملی و محلی دارد و نباید آن را به حساب اسلام گذاشت.

سابقه تاریخی

اصولا هر موضوعی که در جامعه مطرح است اگر بنا باشد تاریخ طرح آن روشن شود طبعا با پی گیری محققانه به یک نقطه ای منتهی خواهد شد که آن را نقطه عطف آن موضوع می نامند.
موضوع حقوق زن و مرد نیز از جمله موضوعاتی است که دارای سابقه تاریخی می باشد اما نمی توان تاریخ آن را به زمان و مکان کوتاهی نسبت داد و آن را سرآغاز آن به حساب آورد بلکه باید تاریخ آن را در تولد و هبوط آدم و حوا و نشر آنها در زمین جستجو کرد.
تا آدم و حوا به زمین هبوط نکرده بودند زمینه ای برای حقوق فردی و اجتماعی و همزیستی آنها مطرح نبود زیرا آنها ساکن بهشت بودند و در آن جا تکلیف و وظیفه و کار و تلاش و تملک و تحصیلی در میان نبود تا بحث حق و حقوق مطرح باشد اما پس از هبوط و تحمل بار تکلیف و وظایف زندگی فردی و اجتماعی قهرا زمینه توقع و چشم داشت و آز، نسبت به زندگی اجتماعی فراهم آمد و هر کدام برای خود حدی و حقوقی قائل بوده و در راه حیات و تحصیل آن تلاش نمودند پس تاریخ این موضوع در حقیقت به پیدایش آدم در زمین برمی گردد و سابقه بس دیرینه دارد.
رعایت حقوق متقابل در زندگی آدم و حوا به دلیل این که آدم خود پیامبر بود و همسر وی هر دو تازه به زمین هبوط کرده بودند و مسائل زندگی آن چنان گسترده و پیچیده نشده بود به خوبی رعایت می شد اما پس از نشر فرزندان اناث و ذکور آنها و توسعه عرصه های زندگی مسئله حقوق زن و مرد و جنس اناث و ذکور با مشکلاتی مواجه می شد که اگر ارسال رسل و انزال کتب الهی و تعلیم و تربیت انبیاء نبود قانون حاکمیت سلطه و قدرت، فرصت حیات طیب را از جماعت اناث و هر ضعیف دیگری، به کلی سلب می نمود.