فهرست کتاب


امام در عینیت جامعه

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

دوره پنجم (95 - 148) (مواضع اقدامی امام محمد باقر (علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام))

این دوره، شامل زمان امامت دو امام است: امام محمد باقر (میلاد:
57، امامت از 95 تا 114)، و امام جعفر صادق (میلاد: 80 - یا 83 - امامت از 114 تا 148).
این دوره از تاریخ اسلام، دوره ای است که در سطح قدرت غاصب، مسائل بسیاری مطرح است: انقراض امویان، بر سرکار آمدن عباسیان، پیدا شدن داعیان و سردارانی چون ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی، تأسیس شعبه ای دیگر از حکومت اموی در اسپانیا و...
در سطح اجتماع و مردم نیز، مسائل بسیاری مطرح است که هر - کدام میتواند به گونه ای در تحریف و تغییر مفاهیم اصیل اسلام موثر باشد، مانند شیوع ترجمه فلسفه، گسترش مجادلات کلامی، سر برآوردن مشایخ صوفی، پیدا شدن زهاد و قلندران پیوسته به دستگاه خلافت یا جز آنان و... پیدا شدن و مورد تأیید قرار گرفتن برخی از فقهای هم مذهب با مقامات رسمی، پیدا شدن قضات و متکلمانی از این دست، که این گروهها بخوبی می توانستند فقه، قضا و عقاید و کلام و اخلاق و سیاست را بر طبق مصالح منابع قدرت شرح و تفسیر کنند و شکل دهند.
در چنین بحبوحه ای و گرداب متلاطمی چه باید کرد، و چگونه باید حق را پاس داشت، تا هم در سطح مسائل نظری و هم در سطح درگیریهای عملی، حال ناشناخته نماند، و اینهمه جریانهای گوناگون، شعاع زنده تعالیم قرآن و حماسه عاشورا را تیره نسازد؟ آری، چه باید کرد؟ حدود 50 سال از تاریخ امت، در این گیرودار عظیم سپری گشته است. آیا می توان تصور کرد که دو امام بزگوار، وارثان تعلیمات رسالت و حافظان نوامیس عدالت، در برابر اینهمه مسئله، موضعی جدی و راستین نداشته باشند؟ نه، نه چنین تصور می کنیم و نه واقع تاریخ چنین بوده است، بلکه سراسر این 50 سال نیز همه اش جهاد است و حماسه و شور است و شعور.
این دوره 53 ساله، صرف نگهبانی چهار موضع عظیم و بنیادی شده است:

موضع اول: (آموزش فرهنگ قرآنی و پرورش مرامشناسان)

نشر مبانی و مسائل اعتقادی ایدئولوژی و استدلال و روشنگری در این زمینه، و تربیت ایدئولوژی و مرامشناسانی چون هشام بن حکم، بویژه گسترش دادن بحث بر سر مسئله رهبری و امامت، تا در میان جریانهای گوناگون خلافتهای موجود (عباسیان بغداد و امویان اندلس و داعیه داران دیگر)، نظام حق شناخته گردد، و تا فرزندان تازه با به اجتماع نهاده امت، رهبران حکومت عدل را بشناسند، و تا بدانند که مسئله آن رهبران، مسئله خود اینان است. و بدانند که این تعلیم که پیشوایان شیعه همواره بر سر آن تأکید کرده اند، یعنی پیروی از پیشوای معصوم، بزرگترین نمودار احترام گزاری است به عظمت انسان.

موضع دوم: (آمورش فقه صحیح مردمی)

نشر فقه صحیح اسلام، در برابر جریانهای فقهی موجود. و می دانیم که فقه صحیح و ناصحیح تا چه اندازه می تواند در سرنوشت اجتماع موثر باشد. این است که در تعلیمات ائمه، عالم و فقیه متوجه به دنیا و قدرت مردود شناخته شده است.