فهرست کتاب


امام در عینیت جامعه

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

موضع پنجم: (حرکت در جهت تداوم بخشی به قیام)

موضع پنجم، توجه به تربیت فرزند دیگر خویش، زیدبن علی بن الحسین بود، بعنوان پرچمدار انقلاب خونینی دیگر، که زیر نظر امام خود بیاشوبد، تا تبلور عاشورا کاستن نگیرد، و به آن رود خونین که در پهنه تاریخ جاری گشت، زمان به زمان، مدد رسد. پیداست که قیامی از نوع قیام عاشورا، در زمان خود امام چهارم، یعنی با فاصله ای در حدود 5 تا 30 سال، از هیچ جهت مناسب نبود. از این رو امام چهارم، در آن فاصله نزدیک به تکرار آن آزمون دست نزد، لیکن فرزندی در دامان او تربیت یافت، که 60 سال پس از واقعه عاشورا، دوباره قیامی خونین را به سامان آورد. شیخ مفید فرموده است:
زیدبن علی بن الحسین (علیه السلام) پس از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام)، از دیگر برادران خود بهتر و از همگی افضل بود، و عابد و پرهیزگار و فقیه و سخی و شجاع بود. او با شمشیر خروج کرد، و امر به معروف و نهی از منکر کرد، و طلب خون حسین نمود. او را حلیف القرآن، می گفتند، یعنی: هم پیمان قرآن، کسی که پیوسته مشغول قرائت قرآن مجید است.(31)
از ائمه طاهرین، روایات چندی در فضیلت زید و اهمیت قیام اسلامی و اصلاحی او رسیده است، از جمله این روایت از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام):
همانا زید نیکو عمویی بود. او از برای دنیا و آخرت ما نافع بود. به خدا سوگند، او شهید از دنیا رفت، مانند شهدایی که در خدمت حضرت رسول و علی و حسن و حسین - صلوات الله علیهم - شهید گشتند.
از پیامر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز روایت شده است که به حسین می فرمود:
از صلب تو مردی درآید که او را زید نامند. او و یاران او، در روز قیامت، از فراز سر و گردن مردم بگذرند و بی حساب وارد بهشت شوند.
قابل دقت بسیار است که أمام محمد باقر (علیه السلام)، که خود مرزبان بزرگ موضع فکری و فرهنگی بود در آن روزگار، به اهمیت موضع عملی زید توجه تام داشت از جمله روایت کرده اند که امام باقر می فرمود:
اللهم اشدد ازری بزید.
-خداوندا! پشت مرا به زید محکم کن.
-نیز هنگامی زید بر او وارد شد، چون امام، زید را دید این آیه را تلاوت کرد:
یا ایها الذین امنوا کونوا اقوامین بالقسط و شهداء لله...
-ای مومنان ! برپادارندگان عدالت باشید و گواهان، خدای را...
-آنگاه فرمود:
انت والله یا زید من اهل ذلک(32)
-ای زید! به خدا سوگند، تو نمونه عمل به این آیه ای.
-واقعه شهادت زید، که در برابر هشام بن عبدالملک اموی خروج کرد، و به شهادت رسید (سال 120 یا 122)، و بدن او را که سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند در تاریخ معروف است.(33)

موضع ششم: (بزرگداری هنر پیامگستر)

در این دوره های هشتگانه - که ما آنها را، در این رساله، بنابر اعتبارهایی که یاد کرده ایم، تقسیم بندی نموده ایم - هیچ دوره را از توجه به هنر متعهد و پیامگستر و شعر ناب اعتقادی خالی نمی یابید. ائمه طاهرین، در همه این دوره ها - چنانکه بازهم اشاره هایی خواهد آمد - بخوبی توجه داشته اند که از شعر عالی و حامل پیام و رسالت طرفداری کنند، و شاعران متعهد و متدینی را که پیامگستران شناختهای درست، و حرکتهای بزرگ، و موضعهای والا بوده اند، همواره بزرگ دارند، به جامعه معرفی کنند، و مورد نظر قرار دهند. دیگر بزرگان تشیع نیز به پیروی از روش امامان همینگونه عمل می کرده اند، و در غنای فرهنگ تعلیماتی و تبلیغاتی مرام حق، از شعر نفوذگر و سازنده بهره می گرفته اند. سخن حضرت امام سجاد (علیه السلام)، به شاعر پیامگستر بزرگ شیعی، کمیت بن زید اسدی معروف است:
ثوابک نعجزعنه، ولکن ماعجزناعنه، فان الله لا یعجز عن مکافاتک(34).
- ما از پاداش دادن به تو ناتوانیم، لیکن به تو پاداشهای در خور بدهد ناتوان نیست.
این سخن را امام می گفت، با اینکه به او صله و پاداش نیز عطا میکرد. همچنین عبدالله بن حسن بن علی (علیه السلام)، و بانوی بزرگوار فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام)، و عبدالله بن جعفر بن ابیطالب، همه، موقعیت این شاعر متعهد و مخلص را که همواره صله های آنان را رد می کرد و می گفت: من برای دنیا و مال و منال دنیا نیست که شما را می ستایم و از حق دفاع کنم)، گرامی می داشتند.
بدینگونه، دوره چهارم را نیز سرشار مییابیم از انواع شور و تپش و تجربه و درگیری، در سطح مسائل انسانی و عینیتهای گوناگون بشری و اجتماعی و دینی.

دوره پنجم (95 - 148) (مواضع اقدامی امام محمد باقر (علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام))

این دوره، شامل زمان امامت دو امام است: امام محمد باقر (میلاد:
57، امامت از 95 تا 114)، و امام جعفر صادق (میلاد: 80 - یا 83 - امامت از 114 تا 148).
این دوره از تاریخ اسلام، دوره ای است که در سطح قدرت غاصب، مسائل بسیاری مطرح است: انقراض امویان، بر سرکار آمدن عباسیان، پیدا شدن داعیان و سردارانی چون ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی، تأسیس شعبه ای دیگر از حکومت اموی در اسپانیا و...
در سطح اجتماع و مردم نیز، مسائل بسیاری مطرح است که هر - کدام میتواند به گونه ای در تحریف و تغییر مفاهیم اصیل اسلام موثر باشد، مانند شیوع ترجمه فلسفه، گسترش مجادلات کلامی، سر برآوردن مشایخ صوفی، پیدا شدن زهاد و قلندران پیوسته به دستگاه خلافت یا جز آنان و... پیدا شدن و مورد تأیید قرار گرفتن برخی از فقهای هم مذهب با مقامات رسمی، پیدا شدن قضات و متکلمانی از این دست، که این گروهها بخوبی می توانستند فقه، قضا و عقاید و کلام و اخلاق و سیاست را بر طبق مصالح منابع قدرت شرح و تفسیر کنند و شکل دهند.
در چنین بحبوحه ای و گرداب متلاطمی چه باید کرد، و چگونه باید حق را پاس داشت، تا هم در سطح مسائل نظری و هم در سطح درگیریهای عملی، حال ناشناخته نماند، و اینهمه جریانهای گوناگون، شعاع زنده تعالیم قرآن و حماسه عاشورا را تیره نسازد؟ آری، چه باید کرد؟ حدود 50 سال از تاریخ امت، در این گیرودار عظیم سپری گشته است. آیا می توان تصور کرد که دو امام بزگوار، وارثان تعلیمات رسالت و حافظان نوامیس عدالت، در برابر اینهمه مسئله، موضعی جدی و راستین نداشته باشند؟ نه، نه چنین تصور می کنیم و نه واقع تاریخ چنین بوده است، بلکه سراسر این 50 سال نیز همه اش جهاد است و حماسه و شور است و شعور.
این دوره 53 ساله، صرف نگهبانی چهار موضع عظیم و بنیادی شده است: