فهرست کتاب


امام در عینیت جامعه

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

20- دعا برای مرزبانان و سربازان اسلام و رعایت مصالح جهانی مسلمین

با همه اختصاری که در این رساله منظور کرده ام، بویژه در همین بخش نخست، از اشاره به یکی دیگر از تعالیم صحیفه سجادیه نمی توانم گذشت. می دانید که دعاهای مبارک کتاب صحیفه سجادیه را شماره گذاری کرده اند، و مجموعاً 54 دعا است، برخی مفصل یعنی در حدود 40 تا 50 سطر، و برخی مختصر یعنی 15 تا 20 سطر، به سطرهای متعارف. یکی از دعاهای مفصل (بیش از 50 سطر)، دعای بیست و هفتم (27) است، درباره سربازان و مأمورانی که در مرزهای ممالک اسلامی، به انجام مأموریت مشغولند. آنچه در این دعا، مهم است و باید سرمشق قرار گیرد، نظری است که امام به مصالح کلی جامعه اسلامی افکنده است. در این نظر، اسلام و مسلمانان را یک طرف قرار داده است و دشمنان و مخالفان اسلام را در طرف دیگر. از این رو، به اختلافات مذهبی مسلمین و تشتتهای فرقه ای توجه نکرده است و در برابر مسائل و مصالح جهانی اسلام آنها را نادیده انگاشته است. و چونان رهبری آگاه و دلسوز و مشرف، برای صفوف مسلمین و مرزبانان خاکهای اسلام دعا کرده است. و این طرز فکر و دید را در این دعا تعلیم فرموده است. و بدینگونه رسالت و مقام خویش را، بعنوان مرزبان حقیقی اسلام، که باید به یاد همه کس و آگاه از همه چیز باشد، خاطرنشان ساخته است.
اینک جملاتی از این دعا:
اللهم! صل علی محمد وآله، و حصن ثغور المسلمین بعزتک، واید حماتها بقوتک، و اسبغ عطایاهم من جدتک.
- خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست. خداوندا! مرزهای مسلمانان،، بی عزت خود، استوار و برآورده دژ بدار. خدایا! نگهبانان این مرزها را، با نیروی خود، مدد کن. خدایا! حقوق آنان را، از برکت و غنای خود، فراوان ساز.
اللهم! صل علی محمد و آله و کثر عدتهم، واشحذ اسلحتهم، واحرس حوزتهم، والف جمعهم، و دبر آمرهم...
- خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست. خدایا شماره و تعداد مرزبانان اسلام را بیفزای. خدایا! سلاحهای آنان را (برای حراست سرزمینهای قبله و قرآن، قرآن که دعوت به عدالت کلی می کند و بشریت را به عدل و احسان و خیر عمومی برای همه بشرها فرا می خواند) تیزساز، حوزه آنان، حراست کن، میان آنان الفت برقرار فرمای، و امور آنان را خود تدبیر کن.
وعرفهئم ما یجهلون، وعلمهم ما لا یعلمون وبصرهم ما لایبصرون.
- خدایا! آنچه را نسبت به آن جاهلند به آنان بشناسان. آنچه را نمی دانند به آنان بیاموز، و درباره آنچه بینایی و شناخت درستی ندارند، به آنان بینایی و شناخت بده (تا به علت دور بودن از مراکز، از فرهنگ و شناخت بی بهره نباشند).
وانسهم عند لقائهم العدوذکر دنیاهم الخداعه الغرور، وامح عن قلوبهم خطرات المال الفتون، واجعل الجنه نصب آعینهم.
- خدایا! هنگامی که با دشمن روبرو شوند، دنیای فریبکار فریبنده را در دل آنان بفراموشان. و وسوسه های شورانگیز مال دنیا را از لوح ضمیر آنان بشوی. خدایا! در آن لحظات، بهشت را در پیش چشم آنان درآر.
اللهم! وایما مسلم خلف غازیا او مرابطا فی داره، او تعهد خالفیه فی غیبته، او اعانه بطائفه من ماله، او امده بعتاد، اوشحذه علی جهاد، او اتبعه فی وجهه دعوه، اورعی له من ورائه حرمه، فاجرله مثل اجره، وزنا بوزن، و مثلا بمثل.
- خداوندا! هر مسلمانی که در خانه سرباز به جهاد رفته ای یا مرزداری، برجای مانده است، هر مسلمانی که سرپرستی خاندان او را به عهده گرفته است، هر مسلمانی که کمک هزینه ای به او کرده است، یا ساز و برگ به او داده است، یا او را بر رفتن به جهاد تحربض نموده است، یا در پی او و راه او پیام و دعوتی نشر داده است، یا در غیاب او، از او بعنوان یک مجاهد دینی یا مرزدار اسلامی، به احترام یاد کرده است، خدایا این کسان را نیز مانند همان مجاهدان و مرزداران پاداش ده، به همان اندازه و به همان گونه...
-در این دعا، همه جا، تعبیر مسلم و مسلمین و اهل ثغور است، یعنی هر کسی که الا اله الا الله و محمد رسول الله بر زبان آرد، بدون در نظر گرفتن مذاهب و فرقه های اسلامی. و این، از نظر سیاست اسلامی، تعلیمی بزرگ است، تا مسلمانان شیعه و سنی بدانند که در روزی که مصالح جهانی اسلام مطرح است و دشمن خارجی رویاروی ایستاده است باید به اسلام - به معنای اعم - اندیشید. این مصالح را ائمه طاهرین - علیهم السلام - همواره رعایت می کرده اند. و در عین پاسداری موضع راستین حق و نشر معارف و مبانی شیعی، از مصالح کلی اسلام و مسلمین غفلت نمی ورزیده اند. اکنون ما شیعه باید این تعلیم را سرمشق خود سازیم. هیچ گوینده ای، هیج نویسنده ای، هیچ واعظی حق ندارد به نام دین و تشیع، مصالح اسلام را نادیده بگیرد، و به نام ولایت و علاقه مندی به امامان، دستورات صریح خود امامان را زیرپای نهد. این موضعگیریهای جاهلانه همه از سر جهل است، جهل به موضع مسئول تشیع، جهل به فرهنگ اصیل دین، جهل به روش پیشینیان شیعه، جهل به میراث و شعور میراثی ما، و جهل به مسائل زمان و سیاستهای جهان.
من می دانم که در میان برادران اهل سنت ما، کسانی که اصل برادری و تفاهم و حرمت متقابل را رعایت نمی کنند، اندک نیستند. در میان نویسندگان و مؤلفان و گویندگان و عالمان و فقیهان آنان هستند کسانی که به برادری اسلامی زیان می رسانند و از این راه - دانسته یا ندانسته و خواسته یا نخواسته - به دشمن کمک می کنند، حتی در ایام حج و در موسم و مشعر و منی... من اینها را می دانم، لیکن ما نباید مقابله به - مثل کنیم، و بر سر دوری و جدایی و نشر تفرقه مسابقه دهیم، در این میان اسلام را فدا سازیم، و برای بهره برداری دشمن وسیله فراهم آوریم. ما مدعی آنیم که تربیت یافته مکتب آل محمدیم، و پیرو پیشوایان بر حق و رهبران الاهی، رهبرانی انبازان و همطرازان با قرآن مجید. پس باید همانگونه عمل کنیم و همانگونه بیندیشیم، بویژه در موضع های اجتماعی. ما باید مصالح اسلام و قرآن و قبله را، در هنگامهای لازم، مقدم بدانیم و مقدم بداریم. و این منافات ندارد با اصل اساسی حراست و نگهبانی فرهنگ تشیع و نشر و عرضه مبانی اعتقادی شیعی (چنانکه ائمه طاهرین، از خود حضرت علی (علیه السلام) به بعد، این هر دو کار را با هم انجام میداده اند: هم حفظ مصالح کلی و جهانی اسلام - در برابر امم و ملل دیگر: یهود، نصاری و... - و هم نشر مبانی حق و ایدئولوژی درست و بینش راستین)، بلکه آنچه در این مقام مطرح است، گفته ها و نوشته های جاهلانه برخی از کسانی است که در رده گویندگان و نویسندگان و مؤلفان دینی جای گرفته اند، و شگفتا که بعضی از آنان خود را عالم و ملا و کتاب خوانده هم معرفی می کنند، لیکن ذره ای شعور شیعی و درک زمانی ندارند. گمان می کنند همینکه احساسات گروهی عوام را تحریک نمودند وطعنی گفتند و مجلسی گرم کردند، - حقیقت را تأیید کرده اند و خدا را راضی ساخته اند، آنهم در این زمان. می پندارند مجاهدات بیمانندی که بزرگان شیعه، در طول تاریخ، برای حفظ و انتقال این مذهب کرده اند، از همین دست بوده است. نمی کنند که دست کم تاریخ احوال چند تن از بزرگان سلف را، مانند سعید بن جبیر، هشام بن حکم، ابن ابی عمیر، فضل با شاذان، شیخ کلینی، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و... بخوانند، تا بدانند که دفاع از تشیع و نشر آن یعنی چه، و زین آل محمد بودن یعنی کدام؟
آری اینان از تاریخ اسلام، تاریخ بزرگان اسلام، حکمت عملی امامان، رفتار خود امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) آگاهی ندارند. سخنان و کتابهای سلف شیعه را نخوانده اند، از روش و چگونگی موضعگیری شیعی کسانی چون سعید بن جبیر و دیگر نامبردگان و همانندان آنان آگاه نیستند، حتی از روش حکیمانه و منطق منزه علمای متأخر ما، مانند علامه مجاهد و مصلح کبیر، حضرت سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی (م: 1377) نیز پاک پاک بی اطلاعند. نمی دانند که عالم مجاهدی که عمر خود را به جهاد و کوشش در راه نشر و ترویج مذهب شیعه می گذراند و کتاب عظیمی چون المراجعات می نویسد، و کتاب دیگری چون النص والاجتهاد، همین عالم به هنگام هجوم استعمار، خود در صف سربازان مجاهد اسلام، و در کنار مسلمانان دیگر مذاهب می ایستد و می جنگد، و همین عالم، در کنار آن کتابها، کتاب ألفصول المهمه فی تألیف الامه را نیز می نویسد، و از اندیشه، بلکه تکلیف الفت دادن میان امت غفلت نمی کند و تن نمی زند...(28)
در اینجا باید یک نکته را نیز با تأکید یاد کنم که آنچه را من در این رساله، در صدد روشن کردن آنم، یعنی عینیت گرایی و درگیری ائمه طاهرین با مسائل زمان خویش، این درگیری همواره با قدرتهای خلافت بوده است و عالمان و روشنفکرانی که به آنها مدد می رسانده اند، نه با توده های مسلمان غافل و جاهل. در برابر اینان باید ارشاد کرد و راه نمود، نه دشمنی کرد و کین توخت.(29)
باری، سخن در تحلیل دوره امامت امام چهارم حضرت زین العابدین (علیه السلام) بود. گفتیم امام دوره 35 ساله امامت خویش را، به حراست و نگهبانی شش موضع مصروف داشت. موضع نخست را - با قدری تفصیل - یاد کردیم، اینک بقیه بحث:

موضع دوم: (زنده نگاهداری خاطرات عاشورا)

موضع دوم، زنده نگاهداشتن خاطرات عاشورا و شهادت بود، و متبلور ساختن حماسه عظیم، به صورتهای گوناگون، و در فرصتهای مناسب، که اشاره ای به نمونه ای از آن گذشت.

موضع سوم: (مراقبت و اشراف برجریانها)

موضع سوم، مراقبت بر جریانها و امور و قضایای داخله جامعه اسلامی بود، بویژه آنچه در میان روشنفکران و عالمان می گذشت، تا جایی که اگر عالمی از علمای امت، دچار ضعف اراده یا ضعف تشخیص می شد و به تقوای موضعی و سیاسی او خلل وارد می آمد، امام او را هشدار می داد و بیدار می کرد و به خود می آورد.(30) همچنین توجه دادن جامعه به زهد و نگرویدن به دنیا، و یاد کرد فنای جباران و بی خبران و مسرفان و نابودی و هلاکت آنان، تا تجمل و تمکن قدرتمندان و توانگران چشم مردم را پر نکند، و تا مردم، با روحیه زهد، در آنان و هر چه دارند به دیده تحقیر بنگرند و خویشتن را نبازند.