فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

4- نفرت و انزجار از ستمکاران

در فرهنگ قرآن، همانطور که مهر و محبت، در راه خدا و برای خدا بر بندگان خدا لازم و از علائم و صفات مؤمنان است، نفرت و انزجار از زشتیها و زشت کاران نیز از وظایف آن شمرده شده است، همسر فرعون این ارزش را نیز ارائه داده و به خدای جهان عرضه می دارد و نجنی من القوم الضالمین، خدایا مرا از قوم و گروه ستمکار نجات ده، و با این گفته، نفرت و خشم خود را از ستم پیشگان ابراز نموده است.
بدیهی است که دوست داشتن و نفرت داشتن بی جهت نمی باشد، دوستی هنگامی است که سنخیت و تناسبی در بین و جذبه و کشش در میان باشد ولی موقعی که سنخیت نباشد بر اثر عدم انجذاب و کشش، دفع و فرار و سرانجام نفرت خواهد بود.

5- عشق و ایمان

هنگامی که همسر فرعون، به وسیله هدایتها و راهنمائیهای حضرت موسی ع ارشاد می گردد و با نور ایمان، قلبش نورانی می شود، به مرحله ای از ایمان دست می یابد که عاشقانه در این راه، از جان خود نیز می گذرد و از انواع شکنجه ها و زجرهای فرعونیان نمی هراسد و با استقامت و ایمان، سمبل عشق و ایمان و الگوئی برای بانوان جهان و حجتی بزرگ برای جهانیان می گردد و به همه زنان عالم پیام می دهد که: ولو در محیطی فاسد، در جامعه ای ستمکار، با افرادی تبهکار و...، در عین حال می توان مؤمن و پاک باقی ماند! که درود خدا بر او و زنانی همچو او باد. (109)

مریم ع سمبل زن در قرآن

فسلفه ها و مکتبهای مادی نمی توانند پیرامون ارزشها و ضد ارزشهای زن بحث و گفتگو کنند. همچنانکه نمی توانند در مورد ارزشهای مرد هم سخن بگوید و اگر بگویند، یا تناقض است و یا نیرنگی، فریبی و شعاری بیش نیست.
متفکرین مادی، در شرق و غرب، سالهای متمادی است که انسان را از شرافت و کمال انسانی منخلع ساخته و او را تا حد بهائم و حیوانات تنزل داده و بدتر از آن تا حد ماشین سقوط داده اند.
هنگامی که روح و نفس انسانی و اصالت آن از سوی مادیون انکار گشته و هدف و غایتی برای آفرینش قائل نشده اند، طبیعی است که انسانیت و شرافت و کرامت انسانی چیزی تخیلی شمرده شود و در نتیجه، ارزش ها و ضدارزشها، اخلاق و فضیلت، هیچ و پوچ تلقی گردد و بالاخره حیات و زندگی انسانی، نیز مانند حیات و زندگی سایر حیوانات تلقی گردد و هر زشتی و خیانتی در جهان نیز منطقی جلوه نماید، همانند حیات و زندگی وحوش در جنگل!
گرچه در اعلامیه حقوق بشر مطالب ارزنده ای در مورد انسان و از جمله درباره زن، درج شده است ولی چنانچه نخست پیرامون تفسیر انسان و انسانیت تجدید نظر نکنند، می گوئیم این اعلامیه نیز شعار است و تناقض.
زیرا چنانچه نفس و روح، اصالت نداشته باشند و محرک اصلی در همه امور اقتصاد یا غریزه جنسی شمرده و نیک و بد را مفاهیمی نسبی یا اعتباری بدانند چگونه می توان از حیثیت و شرافت انسانی، از آزادی و حقوق بشر، پاکی و امانت، اخلاق و بالاخره از ارزشها دم زد؟
متأسفانه متفکرین مادی حاکم بر فرهنگ غرب، هرگاه از حقوق، اخلاق، آزادی و...دم می زنند، جز دام و نیرنگ و اخلاق انتفاعی نمی تواند باشد و همچنانکه در بخشهای گذشته نیز خاطرنشان ساختیم با اینگونه نیرنگها، توانسته اند زن را به بردگی و اسارت جدیدی بکشانند و وی را وسیله ای برای نیل به منافع گوناگون خود قرار دهند.