فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

مهر زن و مرد از آیت های الهی است

قرآن مجید که انسان را خلیفة الله دانسته بعد انسانی او را پرتوی از وجود الهی می شمارد، مقصد، مقصود، معشوق، معبود و محبوب حقیقی و نهائی انسان را کمال و جمال مطلق، الله تعالی معرفی کرده و عشق و محبت و مهر و وداد او را برخاسته از کمال جوئی و جمال دوستی وی می داند. و مهر و علاقه ای که میان زن و شوهر هست علاوه بر علائق و لذائذ حیوانی از نوع عشق به جمیل مطلق و پرستش خدای متعال می باشد که فرموده است:
و من آیاته ان خلق لکم من انفکسم ازواجاً لتسکنوا الیها وجعل بینکم مودة ورحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون(102)
و از آیتها و نشانه های او این هست که از نوع و جان خودتان برای شما جفتهایتان را آفرید تا آرامش دل بجوئید و میان شما مهر و مودت و شفقت و رحمت قرار داد، بی تردید در این جهت همواره آیتها و نشانه هائی برای اندیشه هائی برای اندیشمندان می باشد.
در هر دو مورد، هم آفرینش همسر و جفت از نفس و جان خود انسان و هم در ایجاد مهر و محبت، تکیه شده است بر آیت بودن که انسان آیت و نشانه خدا است و مهر و ودادش آیتی دیگر.

ترغیب به ازدواج

طرفداران برخی از مکتبها، ازدواج را امری برخلاف سعادت انسانی دانسته و دوست داشتن زن را گناه معرفی کرده اند و مانند مسیحیت تحریف گشته، فضیلت را در این دانسته اند که در مبارزه با نفس، اگر عیسی ع را می خواهند کلاً زن اختیار نکنند. (103)
کلیمیت تحریف شده نیز پذیرفته است که بزرگترین گناه آنست که عشق زنی، گونه هایت گل انداخته باشد و کلیسا قبول کرده است که هر آدمی زاده ای که حاصل آمیزش مرد و زنی باشد، با معصیت ازلی به دنیا آمده است و محکوم به شرارت و مرگ است... (104)
در صورتی که قرآن مجید آنچنان به این امر تشویق می کند که می فرماید: اگر کسی از جهت فقر و بی بضاعتی اقدام به ازدواج نمی نماید، بداند که یکی از نتایج این امر این است که خدای متعال آنان را بی نیاز خواهد کرد.
و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم، ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و لله واسع علیم(105)
و کسانی را که صلاحیت داشته نیاز به ازدواج دارند، وسیله، زناشوئی برایشان فراهم کنید که اگر نیازمند و فقیر باشند، خدای متعال از فضل خویش، آنان را غنی و بی نیاز خواهد کرد و خدا وسعت بخش، گشایشگر و بسیار دانا است.
و به این وسیله، به افرادی که همه چیز و حتی خوشبختی را به ابزار مادی و مادیات می دانند، هشدار داده که همه مسائل و حقایق جهان، آنها نیست که شما خیال می کنید و می پندارید و یکی از آثار و نتایج ازدواج، اگر با هدف و انگیزه ای الهی انسانی باشد این است که انسان از فقر نجات خواهد یافت که البته و صد البته، این حقیقت را نیز مادی، نمی تواند ادراک نماید.
امر ازدواج در فرهنگ اسلام، به قدری مورد توجه قرار گرفته و کانون خانواده و همسرداری به اندازه ای خطیر و دارای اهمیت است که هر چیزی که به این کانون لطمه و زیانی داشته باشد ممنوع و حرام و هر حرکت، عمل و کار معقول که به حرارت و گرمی این کانون بیفزاید، به آن تأکید و سفارش شده است از آنجا که اجتماع کوچک خانواده، اساس و بنیان اجتماع بزرگ است. راههای تمام عوامل سعادت و نیکبختی مادی و معنوی را ارائه داده و در همه زشتیها را بر روی این کانون بسته است.
موضوع ازدواج در فرهنگ و بینش اسلامی، امری مقدس و بسیار مورد تأکید قرار گرفته است و روایات و احادیث بسیاری در این زمینه داریم که فی المثل باب النکاح باب ازدواج تنها در کتاب وسائل الشعیه بیش از هزار و سیصد صفحه به قطع وزیری می باشد و ما در این مقاله کوتاه تنها از دیدگاه قرآن بحث می کنیم و خوانندگان گرامی را به کتب احادیث اسلامی ارجاع می دهیم.

ارزشها و ضد ارزشهای زن

زن، در آفرینش، یکی از مظاهر و جلوه های جمال و زیبائی حق است، زن گل شکوفای هستی و مظهر مهر و رحمت الهی است، از آنجا که انسان تجلی گاه صفات و اسماء خداوندی است در، در این جهت، زن پرتوی از فروغ جمال او و نشانگر الفت و شفقت و وداد و محبت است.
با اینکه زن، یکی از دو رکن اساسی انسان در هستی و مادر همه زیبائیها در زندگی است، مع الاسف، در رشد فرهنگ استعماری و پیشرفتهای منهای انسانیت و معنویت علم و تکنولوژی، زن را از مقام والا و شامخ خویش ساقط کرده و وی را به نوعی جدید، به اسارت و بردگی کشانده اند. و در این بیداد و ستم، کار را به جائی رسانده اند که زن به این اسارت تن در داده و زشت تر از آن، اسارت را به جای آزادی پذیرفته است!
زن معاصر مخصوصاً در کشورهای به اصطلاح پیشرفته ولی از معنویت و انسانیت جدا گشته وسیله سود جوئی سودا گران و ابزار تولید و مصرف برای سرمایه داران شده است.
فرهنگ های مادی، در فریب زن به قدری پیشرفته اند که معمولاً زنها به ویژه زنهای به اصطلاح اشرافی به شخصیت کاذب خویش قانع شده و ضد ارزشها را برای خویش ارزش تلقی می کنند به قدری کودکانه می اندیشند که مانند اطفال غیر ممیز و نابالغ، از داشتن یک اسباب بازی و یک وسیله مد شده، شاد می گردند و از دست دادن یا محروم بودن از یک مد زندگی برایشان تلخ گشته عزا می گیرد. سودا گران و شهوترانان، آزادی را به گونه ای برای زن در جامعه مادی تفسیر کرده اند که بی بندوباری و وسیله عیاشی شدن را به نام آزادی پذیرفته و مانند دلقکهائی که خود را فدای قهقهه های تماشاچیان خودپرست می کنند، خویشتن را در اختیار مرد نمایان حیوان منش قرار داده است!
ارزش و شخصیت خویش را بیشتر به زرق و برق مادی، دکور، لباس، و چگونگی میز و مبل و ماشین و... می دانند و هر جا می نشینند و بر می خیزند، همواره اینگونه اشیاء را به رخ یکدیگر می کشند و مدام آنان که چیزی از این اشیاء دارند از وحشت از دست دادن آنها و آرزوی بهتر از آنها را داشتن و آنان که ندارند در حسرت آنها زندگی مذلتباری را ادامه می دهند!
و بالاخره درد دلها و سخن در این باره بسیار است، زن در فرهنگهای مادی، مبدل به ابزار تولید و مصرف گشته و وسیله سوء استفاده سودجویان و شهوترانان قرار گرفته است.