فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

بنیه و نیروی جمسی

کسی که مسئولیت سرپرستی و قیومیت دارد باید توان نیروی دفاع را داشته بعلاوه این روحیه را نیز دارا باشد که آفرینش، این حالت را به مرد داده و وظیفه پاسداری و نگاهبانی را به او سپرده است و باز این حقیقت نیز از آیه مبارکه استفاده می شود.

تعهد در برابر افراد خانواده

قرآن، مرد را متعهد اداره امور و مخارج، در واحد اجتماعی خانواده قرار داده است و مسئولیت دارد که نیازهای مادی آنها را نیز مرتفع نماید و خرج و مخارج زن بر مرد واجب است و به قدر ممکن باید وسایل رفاه و آسایش او را فراهم نماید.
اکنون طبیعی است که در مقابل این مسئولیت باید نظارت و قیمومیت نیز داشته باشد و این امر نیز از آیه شریفه به خوبی استفاده می گردد که:
الرجال قوامون علی انساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم
مردان بر زنان سر پرست و قیم هستند به واسطه آنچه که خدا برتری داده بعضی از آنان را بر بعضی دیگر و برای اینکه از اموالشان انفاق می کنند.
لازم به یادآوری است که چنانچه زنی را استثنائا ببینیم که همه یا اکثر این مطالب در مورد او و همسرش برعکس است و زن از شایستگی و لیاقت بیشتری برخوردار می باشد، ناگفته پیدا است که طرح و تحلیل اینگونه مطالب، در مورد کلی است و استثناءها به مطالب کلی لطمه ای نی زنند و خواننده گرامی، حقایق را با مواردی اندک، نقض نمی نمایند.
نکته دیگری که قابل ذکر می باشد این است که همچنانکه در گذشته نیز خاطرنشان ساختیم، همه این تفاوتها زیبا و در نظام آفرینش عین زیبائی است و هیچکدام این مطالب دلیل بر بهتر بودن و بدتر بودن نیست که اگر چنین نبود زن، زن نمی شد و مرد، مرد نمی گشت.
و آیه مبارکه... و الرجال علیهم درجة، بیانگر این حقیقت است.

پیوند مهر و وداد

ازدواج، رمز و حدت، و پیوند مهر و وداد است، آئین زناشوئی در اسلام ظهور و تجلی یگانگی، الفت، یک دلی و یک رنگی است همسری در فرهنگ قرآن، مصداق مهر و محبتی پاک، عشق و ایثار، جذب و انجذاب و ناز و نیاز است، وصلت زن و مرد، پرتوی از عشق و پرستش و آیتی از نظام مدبرانه و حکیمانه جهان آفرینش می باشد، که ناظم این نظام احسن با قدرت اراده، و تدبیری خلل ناپذیر راه کمال، سیر و حرکت به سوی مقصد و مقصود حقیقی و نهائی را ارائه نموده و چگونه سلوک داشتن و چگونه راه رفتن را هم نشان داده است.
روش حکیمانه نظام آفرینش، آن همه تفاوتها را در زن و مرد آفریده و هم آن ها را عامل جذب و کشش قرار داده است. تا آنجا که منفعت طلبی و خود دوستی انسان، در این مسیر، مبدل به دگردوستی گشته تدریجاً به عشق و ایثار و یکدلی و یک سوئی کشانده می شود.
این واقعیت نشانگر حقیقی است که انسان، تنها حیوان نیست که غرائزش حاکم بر او باشد. و تنها خود خواهی و استخدامگری او نیست که اشیاء را در حیطه تصرف خویش در می آورد، بلکه او دارای روح عشق و پرستش نیز می باشد و می خواهد چیزی و موجودی غیر از خود را هم دوست داشته باشد. وی جمال و زیبائی را دوست می دارد و در تمام جهان و مظاهر هستی، زیبائی را دوست می دارد و در تمام جهان و مظاهر هستی، زیبائی می بیند که در زیبائی و جمال و کمال در حد پرستش باشد و مقصد و مقصودی نهائی، او است.
آری زن و مرد، خود پرتوی از همان جمال و کمال و تجلی گاه عشق و طلب و جلوه و ناز هستند.
این عجیب نیست که برخی از متفکران مادی، تاریخ روابط زن و مرد را محکوم حس استخدام و استثمار و اصل تنازع بقاء تفسیر کنند. و جهل و نا آگاهی خود را از جهان هستی به اینگونه بنمایانند، زیرا درک مسائلی از قبیل محبت، مودت، جمال، کمال، الفت، عشق و... فرع بر آن است که شناخت ما از جهان چه باشد؟ و کمال و جمال را امری حقیقی و وجودی یا موضوعی قرار دادی، تشریفی و اعتباری بدانیم؟
مادی که انسان را ناچار است حیوانی پیشرفته، فرض کند او نمی تواند کمال حقیقی را ادراک نماید و مقصدی برای حرکت انسان و جهان قائل باشد. و در نتیجه نمی تواند مودت و عشق را ببیند و در میان انسانها و از جمله زن و مرد رابطه ای غیر از استخدام گری و غریزه جنسی درک نماید. اینگونه افراد باید هم زن را ابزار تولید بدانند و یا وسیله لذت های حیوانی و...
اینان با دیدگان ناتوان، کم سو و تاریک به جهان می نگرند و در تاریکی دل، داوری و قضاوت می کنند و به همین جهت، شهوت را می فهمند ولی مودت و رحمت را ادراک نمی کنند.