فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

قیم و سرپرست زن

قانونگذاری در آئین اسلام، بر پایه فطرت و طبیعت بنا نهاده شده و از سوی خالق و آفریدگار جهان که آگاه به همه آفریدگان و به صلاح و فسادشان عالم می باشد اعلام گشته است.(96) هر قانون یا هر حق و یا هر تکلیف به مقتضای طبیعت هر فرد یا افراد، قانونگذاری و ابلاغ می گردد.
در مورد زن نیز همه حقوق و تکالیف، طبق طبیعت او و فطرت و سرشت او به وی به اعطا شده و آنچه را که لازمه تکامل وجودی و رشد و هدایت او و ضامن سعادت و نیکبختی او باشد، از جهت تکوین و تشریع به او داده شده است.
زن و مرد، از آنجا که در بسیاری از جهات وجودی و طبیعی یکسان هستند بسیاری از حقوق، وظایف و تکالیفشان یکسان است و تفاوتی با یکدیگر ندارند، مثلاً در اصول مواهب وجودی مانند فکر و اراده و اختیار، اقتضا دارد که هر دو به صورت یکسان دارای آزادی فکر و اراده بوده صاحب اختیار و تصمیم و انتخاب باشند و در شئون زندگی فردی و اجتماعی، به گونه مستقل دخل و تصرف نمایند که مورد زن قرآن مجید تصریح کرده می گوید:
ولا جناح علیکم فی ما فعلن انفسهن بالمعروف(97)
و بر شما باکی نیست و به شما ربطی ندارد در آنچه که زنان نسبت به خودشان در مسیر خوبی و صحیح انجام می دهند.
یعنی در راه صحیح و دفاع از حق و جذب و جلب منافع و مصالح آزادند و کسی نمی تواند مانع آنها باشد. و در همه خطاب ها زن و مرد به طور یکسان مخاطب قرآن مجید بوده و از آنان تکلیف خواسته شده است که در بخشهای پیشین نیز به آنها اشاره شده و در مورد مساوات این دو زوج بحث کرده ایم.
ولی در آنچه که زن و مرد تفاوت دارند طبیعی است که موفقیت آنان و وظائفشان نیز طبق طبیعت و سرشتشان متفاوت باشد تا مصالحشان محفوظ بماند و هیچگونه ستمی به آنان نشود که ادامه همین آیه یادآور می شود که وللرجال علیهم درجه و برای مردان بر زنان درجه است و با این جمله به تفاوت زن و مرد تصریح نموده است.
با توجه به تفاوتهای بسیاری که در گذشته نیز یادآوری کردیم و خوشبختانه دانشمندان و محققان جهان نیز آن را ادراک کرده و پذیرفته اند در برخی از امور طبعاً وظیفه مرد چیزی غیر از وظیفه زن می باشد و وظیفه زن چیزی جز از وظیفه مرد. و این عین تساوی و عدالت است.

چه کسی سرپرست و ناظم باشد؟

با توجه به گفته های بالا و تفاوتهائی که در میان زن و مرد هست، قرآن مجید، مرد را قیم و سرپرست زن قرار داده و او را مسئول دفاع از وجود زن و حافظ مصالح او معرفی کرده است. و می فرماید:
الرجال قوامون علی النساء(98)
مردان، قیم و سرپرست زنان هستند.
برخی از غرب زدگان یا کج اندیشان، این مطلب را نوعی توهین به مقام زن معرفی کرده اند. در صورتی که وجدانشان آن را پذیرفته و دلیلی خردپسند بر مدعای خویش ندارند.
بدیهی است که کانون خانواده، یک واحد کوچک اجتماعی است و این واحد نیز مانند خود اجتماع، نیاز به رهبر، مدیر، سرپرست و رئیس دارد، اکنون چه کسی این مسئولیت را به عهده داشته باشد؟
در میان عقلا مخصوصاً در زمان ما، حتی هیئتهای دو نفره ای که مسئولیتی می یابند یکی از آنان رئیس و دیگری معاون یا عضو می گردد وگرنه کار به هرج و مرج و بی نظمی کشیده می شود.
در خانواده نیز یک نفر باید عنوان بزرگ و سر پرست را داشته باشد. قرآن مجید، طبق طبیعت مردانگی مرد و خشونت خاص او و طبیعت ظریفانه زن، و نیازهای روحی و جسمی وی، مرد را مسئول این امر قرار داده است که آفرینش و طبیعت نیز همین را ایجاب می کند.

ترجیح خرد و عقل بر احساسات

قرآن، همواره لطائف عاطفی و احساسی را مورد عنایت و توجه قرار داده و طریق گوناگونی را برای رشد عواطف انسانی ارائه داده است و آئین اسلام آئین مهر و محبت معرفی شده و پیامبر اسلام ص بی محبت را دوزخی و نامسلمان معرفی نموده است.
قرآن، محبت و رحمت را از صفات مسلمانان معرفی کرده(99) و زندگی زناشوئی را با آرامش و مودت و رحمت پایه گذاری کرده(100) و آنچه را که مخصوصاً در کانون خانواده موجب گرمی و حرارت و محبت گردد سفارش و تجویز نموده است.(101)
در عین حال همیشه خرد و عقل را بر عواطف و احساسات، ترجیع داده و آنچه را که بر تعقل، اندیشه و خرد انسان لطمه بزند، محکوم و ممنوع نموده است مانند منع مشروبات الکلی و مواد مخدر و افراط در پیروی از هواهای نفسانی و... و عواطف و احساسات را هم به وسیله عقل و خرد، تعدیل و متعادل نموده است.
به همین جهت در موضوع پرستی در کانون خانواده فرموده است: الرجال قوامون علی النساء و جانب عقل را گرفته است.
بی تردید همچنانکه در بخشهای پیش یادآوری شدیم، مرد، جنبه عقلانی قوی تری دارد و زن جنبه عاطفی و احساسی نیرومندتر.
پس باید آن که جنبه عقلانیش قویتر است مسئولیت قیمومیت و سر پرستی را به عهده بگیرد.