فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

مرد، پناهگاه است و زن آرامش بخش

زن و مرد از تفاوتهای لطیف و زیبای روحی برخوردارند که اگر اینها نبودند این دو موجود نمی توانستند کامل گردند زیرا آنان مکمل یکدیگرند و هر کدام بدون دیگری ناقص است.
زن علاوه بر ویژگیهای خود و علاوه بر غرائز گوناگون، آرزو دارد که در پناه مردی قرار گیرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همین جهت از هنر دلبری برخوردار است و در صدد صید قلب مرد برمی آید و اگر دارای این خصیصه روحی و هنر نبود نمی توانست دل مرد را شکار کند و تسخیر نماید، این خصیصه یک ویژگی زنانه است و از او زیبا.
مرد علاوه بر غرائز مختلف، دوست می دارد که قهرمان باشد و او را به این جهت بپذیرند، و نیز مرد در طوفان های زندگی، به آرامش دل و نیروئی که او را راحتی جان ببخشد، نیازمند است که این هر دو نیاز، به وسیله زن، رفع می گردد و آفرینش با حکمت و تدبیر، همه این جهات را در وجود این دو زوج تعبیه کرده است.
اگر این تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت، نمی توانست قهرمان زندگی زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخیر دل مرد نمی گشت ...
این جهت را قرآن مجید تصریح کرده و می فرماید:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة ورحمة(88)
... و از آیات و نشانه های او این است که برای شما از نفس و جان خودتان زوج آفریده است تا آرامش دل بجوئید و در میان شما مودت و رحمت قرار داده است.
این مودت و رحمت، همان حالت روحی است که زن و مرد، نسبت به یکدیگر دارند و بدیهی است که غیر از غریزه استخدام و غریزه جنسی و سایر غرائز می باشد، تا آنجا که در مقابل هم و برای هم ایثار و فداکاری می کنند و حتی برای حفظ هم دفاع از یکدیگر از همه منافع شخصی گذشته، از جان نیز می گذرند.
... لمبرزو می گوید: همه احساسات و عواطفی که زنی را به مردی می پیوندد از دواعی جسمی بر نمی خیزد، بلکه از غرایز انقیاد و تسلیم تحت حمایت مرد قرار گرفتن سر می زند و این غرایز برای انطباق با اوضاع به وجود آمده است.(89)
ویل دورانت می گوید: ... طبیعب زن بیشتر پناه جوئی است...(90)
خانم کلیودالسون می گوید: به عنوان یک زن روانشناس، بزرگترین علاقه ام مطالعه روحیه مردها است. چندی بیش به من مأموریت داده شد که تحقیقاتی درباره عوامل روانی زن و مرد به عمل آورم و به این نتیجه رسیده ام که:
1- تمام زن ها علاقمندند که تحت نظر شخص دیگری کار کنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن، بیشتر خوششان می آید.
2- تمام زنها می خواهند احساس کنند که وجودشان مؤثر و مورد نیاز است.(91)
این خانم دانشمند، ضمن ارائه یک واقعیت، طبعاً و عملاً حقیقت دیگری را زیر بیان کرده و آن این است که می نویسد: من بزرگترین علاقه ام مطالعه روحیه مردها است... که ناخود آگاه اعتراف می کند که من هم که یک بانوئی روانشناس هستم در عین حال، این خصیصه زنانه را که اندیشه صید و شکار مرد و پناه جوئی است، دارا هستم و این از طبیعت ما است.

دلیری و دلبری

همچنانکه این مصرع معروف، یکی از مثل های رایج و زیبا گشته و یک حقیقت قطعی را بیان می دارد که: از شیر حمله خوش بود و از غزال رم تفاوت زیبا میان زن و مرد نیز به همین گونه است، زن دارای هنر دلبری و مرد واجد خاصیت دلیری است و هر دو ویژگی، از هر دو، زیبا و پسندیده است و به گفته ویل دورانت دلیری و توانائی، دلهای نرم را به تپش وا می دارد و نرمی و لطافت میل و کشش زورمندان را برمی انگیزد...(92)
اگر این تفاوت ها نمی بود، این کشش ها و کوشش ها نیز مفهومی نداشت.
زن از مرد و آنچه را که از همه چیز بیشتر می پسندد و شیفته آن می گردد ویژگی های مردانگی او است و از آن ویژگی ها، دلیری و نوعی خشونت مردانه است(93). این حالت از بهترین جاذبه های مردان برای زنان است! زنان از مردی که زن صفت باشد و حتی در نظافت و آرایش زیاده روی کند، آنرا لوس و فاقد ارزش مردانگی می دانند و از او بدشان می آید! تا آنجا که با اینکه برخی از زنان بر اثر عوامل تربیتی و محیطی، ریاست طلب می گردند و در صدد بر می آیند تا در صید شکار مرد افراط کرده تا حد تسلط کامل بر او پیش بروند و اختیارات کامل را در دست بگیرند، در عین حال پس از موفقیت در این عمل، تدریجاً از همسر خویش متنفر می گردند و از او بدشان می آید و سخنشان این است که این مرد، مرد نیست! و آرزوی زنانی را می کشند که دارای همسری با جربزه مردانگی هستند. و مردی را که زن بر او کاملاً تسلط باشد لایق همسری و پناهگاه بودن نمی دانند!...
برای مرد نیز دلبری و حجب و عفاف طبیعی زن، نیرومندترین جاذبه است و از زنانی که حرکات مردانه دارند و در سخن گفتن بی قید و در حرکات و سکنات از آزادی بی حد استفاده می کنند، نفرت دارند، حتی مردانی که تقیدات دینی نداشته و خود در روابط، بی بند و بار هستند، هنگام انتخاب همسر، زنی را لایق این جهت می دانند که حتی در نگاههایش پاکی و حیای طبیعی و آرامش محجوبانه ای باشد.
این تفاوتها را نظام آفرینش با حکمت، تدبیر و عقل، میان زن و مرد قرار داده است و این تفاوتها نه تنها نقص نیست که اگر نبودند، زیبائی و جمال و کمال به دست نمی آمد.

احساسات متفاوت

زن و مرد، حتی در احساس ها و طرز برداشتها از حقایق و واقعیات متفاوتند تا آنجا که در چگونگی عشق و علاقه به یکدیگر کاملاً تفاوت دارند با اینکه جذب و انجذاب طرفینی است، معذلک نوع علاقه شان به یکدیگر مانند هم نیست. نظام حکیمانه آفرینش، مرد را مظهر طلب، عشق، تقاضا و نیاز آفریده است و زن را مظهر محبوب بودن، معشوق شدن و جلوه و ناز قرار داده است و احساسات مرد طلب انگیز و احساسات زن ناز آمیز است.
معمولاً زن، هنگامی احساس شکست می کند که مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب وقع گردد، در صورتی که مرد، موقعی احساس شکست می کند که زن و همسر دلخواهش را نیافته یا پس از یافتن نتوانسته است او را در اختیار داشته باشد.
باز ویل دورانت که انصافاً مباحث مفصلی را در این باره تحقیق کرده و آورده است می گوید اگر مزیت دختری فقط در دانش و اندیشه باشد و نه در دل انگیزی طبیعی و نیمه آگاهش، در پیدا کردن شوهر چندان کامیاب نخواهد شد، شصت در صد زنان دانشگاهی بی شوهر می مانند. سپس می افزاید خانم مونیاکوالوسکی که دانشمند برجسته ای بود شکایت می کرد که کسی با او ازدواج نمی کند و می گفت: چرا کسی مرا دوست ندارد؟ من می توانم از بیشتر زنان بهتر باشم. با اینهمه بیشتر زنان کم اهمیت مورد عشق و علاقه هستند و من نیستم.
دقت می کنید که نوع احساس شکست این نوع بانو چگونه است؟
می گوید: چرا کسی مرا دوست نمی دارد؟ (94)
اصولاً زن تابع احساسات و مرد تابع خرد و عقل است خانم کلیودالسون دانشمند و روانشناس، پس از تحقیقات بسیار می گوید:
به عقیده من نیازهای روحی زن از اینجا سر چشمه می گیرد که خانمها تابع احساسات و آقایان تابع عقل هستند. بسیار دیده شده که خانمها از لحاظ هوش نه فقط با مردان برابری می کنند بلکه گاهی در این زمینه از آنها برتر هستند. نقطه ضعف خانمها فقط احساسات شدید آنها است، مردان همیشه عملی تر فکر می کنند، بهتر قضاوت می کنند، سازمان دهنده بهتری هستند و بهتر هدایت می کنند. پس برتری روحی مردان بر زنان چیزی است که طراح آن طبیعت می باشد هر قدر هم خانمها بخواهند با این واقعیت مبارزه کنند بی فایده خواهد بود. خانمها به علت اینکه حساستر از آقایان هستند، باید این حقیقت را قبول کنند که به نظارت آقایان در زندگیشان احتیاج دارند.
... بزرگترین هدف خانمها در زندگی تأمین است، و وقتی به هدف خود نائل شدند، دست از فعالیت می کشند، زن برای رسیدن به این هدف از روبرو شدن با خطرات بیم دارد، ترس تنها احساسی است که زن در برطرف کردن آن به کمک احتیاج دارد... کارهائی که به تفکر مداوم احتیاج دارد، زن را کسل و خسته می کند... (95)
ملاحظه می کنید با اینکه این تفاوتها را طبیعت قرار داده است ولی همه زیبا و عامل حرکت و پویائی زندگی است و در غیر این صورت، جلوه و زیبائی طبیعی از زندگی جدا شده، به وضعی در می آید که امروزه برخی از زنان و مردان جامعه مبتلا به آن شده و خویشتن را شکست خورده و مرده می پندارند.
گرچه علل و عوامل بی همسر ماندن بعضی از دختران دانشگاهی زیاد است ولی بدون تردید، یکی از عوامل این است که برخی این دختران خواسته اند از حالت زیبای طبیعی بیرون آمده و گاهی حجب و نرمش زنانه را از دست بدهند و با معاشرتهای پسرانه و مردانه با دیگران از ارزش زن بودن محروم مانند و در نتیجه فاقد جلوه ها و جذبه های طبیعی گردند. که سرانجام به جای اینکه محبوب مردی لایق بشوند، در نظر او منفور و چیزی غیر طبیعی محسوب گردند و خنده ها و قهقهه یک دختر و بی پروائی او، برای یک مرد بزرگوار، چندش آور و حجب ذاتی و حیای فطری و طبیعی او عامل جذب مرد می گردد.