فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

زن و مرد یکسان نیستند

فرهنگهای مادی که استعمار نیز همراه مبلغ آن بوده و هست بر اثر دفاعهای غیر منطقی و خلاف طبیعت، کار را به جائی رساندند که گاهی زن آرزو کرد مرد باشد و گاهی مرد خویشتن را به شکل زن در آورد، یا گاهی مردها گفتند خدا را شکر که زن نیستیم و...
این سخن بدان می ماند که در مثال بالا، شکوفه ها و گلها آرزو کنند که کاش شاخه می بودند و یا شاخه به زیبائی گل حسرت می خورد و آرزو داشت که همچون او ظرافت و زیبا می بود.
و یا به نوعی دیگر، شاخه غرورآمیز، ستبری و خشونت خود را به رخ گل می کشید و گل به درشتی او می خندید و لطافت خود را به نمایش می گذاشت که هیچ کدام چنین نکرده و نمی کنند، این انسان مغرور است که هرگاه از مسیر حق خارج شد از همه موجودات پست تر می گردد تا آنجا که بر خلاف آفرینش و طبیعت سخن می گوید و با دید محدود خود به هر حقی تجاوز می نماید.
قرآن مجید می فرماید:
ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعضی للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن واسئلوا الله من فضله ان الله کان بکل شی ء علیماً(86)
و آنچه را که خدا بواسطه آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری و فضیلت داده است، آرزو مکنید که برای مردان نصیب و بهره از چیزی است که خود کوشیده و به دست آورده اند و برای زنان نصیب و بهره از آن است که خود با سعی و کوشش به دست آورده اند.
یعنی اقتضای وجودی هر کدام از زن و مرد، در نظام حکیمانه آفرینش و خلقت نوعی خاص و دارای ویژگیهائی است و ساختمان وجودی هر کدام عملکرد وظیفه، مسئولیت و زیبائی خاص را قضا می کند تا هر دو جای خویشتن را در واحد جهان به نحو احسن پر کنند و نظام احسن جهان عرضه و ارائه شود.
بدیهی است که زن و مرد از جهات بسیاری مساوی، اما مانند هم نیستند و در بسیاری از امور، تفاوتهای فراوانی دارند و این تساوی و تفاوت، زمینه اختصاص حقوق ویژه ای را برای هر کدام فراهم می کند و هر کدام وظیفه و حقی متناسب با شرایط وجودی و ساختمان جسمی و خصایص روحی خود را دارا خواهند بود که در آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت .

تفاوتهای زیبا و متناسب

از آنجا که بحث پیرامون برخی از تکالیف، وظایف و مسئولیتها و حقوق زن و مرد، بستگی به این دارد که چگونگی تساوی و تفاوتهای آنها را بدون افراط و تفریط در نگرش و با واقع بینی، در نظر بگیریم، و ساختمان وجودی آنان را آنطور که هست بشناسیم. به همین جهت به برخی از ظرافتهای طبیعی و ریزه کاریهای آفرینش اشاره می کنیم تا مباحث آینده به خواست خدای متعال روشنتر گردد.

تفاوت های جسمی

به همان تناسب و زیبائی تفاوت در برگ گل و شاخه درخت، اندام و پیکره زن و مرد با یکدیگر تفاوت بسیاری دارند:
1- مردها به طور نسبی، معمولاً بلندقدتر و زنان کوتاه ترند.
2- رشد عضلانی مرد بیشتر از زنان است و طبعاً مردها دارای عضلاتی ستبر، نیرومند و برجسته هستند و در این مورد نیز، زنان از ظرافت، لطافت و نرمش خاصی برخوردارند.
3- جسم و اندم مرد، دارای خشونت ویژه ای است که از سر و رویش مشخص است و آفرینش در رویش مو، در صورت مرد و درشتی عضلات، به خوبی این حقیقت را ارائه داده است در صورتی که زن چنین نیست و همان ظرافت و لطافت مخصوصی به خود را دارا می باشد.
4- صدای مرد متناسب خود، کلفت و خشن و از زن نازک و ظریف می باشد.
5- در آغاز، رشد بدنی زن سریعتر از مرد است و دختران از پسران، زودتر رشد می کنند.
6- بدن مردان دارای توان و نیروی بیشتر از بدن زنها است.
7- زنان در برابر بسیاری از بیماریها و مصائب، از مردان مقاوم ترند.
8- زن زودتر از مرد به بلوغ می رسد و از جهت تولید مثل نیز زودتر از مرد از کار می افتد.
9- دختران، معمولاً زودتر از پسران به سخن می آیند.
10- مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است.
11- قدرت تنفس در ریه مردها بیش از ریه زنها است.
12- سرعت ضربان و تپش قلب در زنها زیادتر از مردها است.
13- محقق مشهور ویل دورانت می گوید:
نخستین نغمه صریح عشق با فرارسیدن بلوغ، آغاز می گردد، کلمه پوبرتی که در زبان انگلیسی معنی بلوغ می دهد با توجه به اصل لاتینی آن معنی سن و سال مو است، یعنی سنی که در آن مو بر بدن پسران می روید و مخصوصاً موی سینه که پسران این همه به آن می نازند. و موی صورت... کیفیت و کمیت مو در صورت تساوی امور دیگر ظاهراً با قدرت توالد و تناسل بستگی دارد و بهترین وضع آن، هنگام اوج گرفتن نشاط زندگی است. این نمو ناگهانی موی توام با خشونت صدا جزء صفات ثانوی جنسی است که به هنگام بلوغ عارض پسر می شود اما طبیعت در این سن، به دختران، نرمش اطراف و حرکات می بخشد که دیدگان را خیره می سازد و کفل آنانرا پهن تر می کند تا امر مادری آسانتر شود و سینه شان را برای شیر دادن به کودک پر و برجسته می سازد(87).
14- حتی موی زن و مرد، به قدری با یکردیگر تفاوت دارد که امروزه پلیس چنانچه رشته موئی در تعقیب سارقی بیابد از دیدن مو، زن بودن یا مرد بودن او را فوراً به دست می آورد.
اینها مختصری از تفاوتهای جسمی زن و مرد بود، اکنون بیاندیشیم که آیا این تساویها و تفاوتها را می توان دلیل خوبی یا بدی کسی دانست؟ و اگر این تفاوتها نبود، زیبائی معنی داشت؟ و همه این زیبائیها نشانگر آن است که آفرینش جهان، با تدبیر، حکمت، نظم، عقل و اراده خلل ناپذیری انجام گرفته و لازمه وجودی و تکامل هر چیز را به آن عطا کرده است و بالاخره همه اینها زیبائی و زیبائی است و زن باید چنین باشد که هست.