فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

تساوی و تفاوت هر دو زیبا هستند

افراط و تفریط در داوری ها

زن، نیز در دیدگاه های مختلف، در طول تاریخ همواره موضوع بحث نظریات افراطی یا تفریطی بوده و هست، سالیان متمادی، با صدها دلیل و برهان، او را از انسان جدا کرده وی را موجودی غیر انسان و برای مرد می دانستند! و تفاوت های او در اندام و جهات دیگر را نشانه ناقص بودن او می پنداشتند!
امروز در جهان معاصر نیز این نظریه طرفداران بسیاری دارد و گرچه به ظاهر شعارهای آزادی زن را سر می دهند ولی عملاً او را به بردگی کشانده و از او برای منافع و امیال خویش سوء استفاده می کنند.
در مقابل این نظریه غیر انسانی و افراطی عده ای راه تفریط را پیموده از سوی دیگر حقیقت را زیر پا نهاده اند. برخی از معاصرین مانند اصطلاح غرب زدگی ، شرق زدگی و...، به زن زدگی مبتلا شده اند و اخیراً به عنوان دفاع از زن، او را موجودی برتر از مرد معرفی کرده و سعی کرده اند افراطها و ستمهای گذشته را بر زن به اینگونه جبران نمایند که طبعاً راه افراط و تفریط هر دو غلط و هر دو غیر عاقلانه اند.
این تفریط کاران، هر جا به تفاوتی برخورد کرده اند به گمان اینکه تفاوت دلیل نقص است از آن چشم پوشیده اند و هر جا تساوی به چشم می خورده، انگشت روی آن نهاده با سر و صدا و آب و تاب بیش از حد، اصرار بر تساوی زن و مرد نموده اند و همه جا کوشیده اند تا زن را مساوی مرد قلمداد کنند در صورتی که اینگونه دفاع از زن، عملاً نوعی تحقیر او و اثبات کمبود و نقص در او می باشد.
این افراط و تفریطها معمولاً از آنجا ناشی شده است که انسانها خواسته اند طبق تخیلات خود و با تمایلات خود، حقایق جهان را بسنجند و با اندیشه ها و تفکرات محدود خود داوری کنند به همین جهت هر روز، هر کس تحت تأثیر یک سلسله فعل و انفعلات و شرایط محیطی و تربیتی چیزی را گفته و نظریه ای را ابراز داشته است و پس از مدتی فرد دیگری مطلب دیگری را ارائه داده و همچنان هر کدام دیگری را تخطئه کرده اند و در نتیجه امروز شاهد یک مشت افراط و تفریط در همه زمینه ها از جمله در مورد زن، در صفحات کتب و تاریخ می باشیم.

معیار، نظام آفرینش است

داوری پیرامون وجود هر فرد یا جزئی از موجودات و آفریدگان، باید از دیدگاه نظام خلقت و آفرینش باشد و خود طبیعت مورد پرسش قرار گیرد زیرا آنچه را که او می گوید معیار صحت و واقعیت است و نه آنچه را که ما خیال می کنیم.
اشتباه دیگر دانشمندانی که با افراط و تفریط گرائیده و معمولاً در تشخیص ها و داوری ها به خطا رفته اند، این است که آنان هدفی برای طبیعت و آفرینش قائل نبوده موضوع تدبیر، علم، قدرت و حکمت را در نظام آفرینش ادراک نکرده اند و انسان را نیز مانند سایر حیوانات، موجودی ما بین تولد و مرگ محصور داشته اند و به همین جهت با این تفکر نازل و پست، فلسفه وجودی انسان و زشتی و زیبائی او را تفسیر نموده اند!
دانشمندان مادی، از جمله بسیاری از علمای غرب انسان را تا حد بهائم و حیوانات و از آن پست تر تا حد کارخانه و ماشین تنزل داده اند و غایت، هدف و متصدی برای حیات قائل نیستند، در نتیجه درباره انسان به صورت ابزار و ادوات ماشین می نگرند و قضاوت می کنند! بنابراین طبیعی است که هر گاه می خواهند اظهار نظر نمایند به پستی و بلندی، به درشتی و ضعیفی اندام و... و بالاخره به تفاوتها و تساوی ها بنگرند و یکی طرفدار این و دیگری طرفدار آن باشد.
اگر نخست، جمال و زیبائی را درک نکنیم، هرگز جمیل و زیبا را نخواهیم شناخت و هر کدام با شرایط زندگی و تخیلی خود چیزی را زیبا و چیزی دیگری را نازیبا تلقی خواهیم کرد.
اگر در آغاز حق را نشناسیم، هرگز نخواهیم دانست که کدام بر حق و کدامین ناحق است.(74) اکنون هر چند در استدلال و برهان، روش قوی و محکمی را هم انتخاب کنیم، باز هم به برهان، روش قوی و محکمی را هم انتخاب کنیم، باز هم به بیراهه رفته و به مقصد اصلی و صحیح دسترسی نخواهیم داشت.
مکتبهای مادی اینگونه به انحراف کشیده شده اند و لذا در مورد زن هرگاه خواسته اند ابروئی برای او تصویر نمایند دیده او را کور کرده اند، خواسته اند تساوی را به رخ بکشند سعی کرده اند زن را مثل مرد قلمداد کنند و شخصیت حقیقی و زن بودن او را نابود کرده اند و تفاوت را محکوم نموده بسیاری از واقعیات حیات را انکار کرده اند و سرانجام شخصیت وجودی زن را نیز منکر شده، تحقیرش نموده اند.