فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

استقلال در قرآن و اروپا

ملاحظه می کنید که حدود سیزده قرن پیش از اروپا، قرآن، به زن استقلال مالی و اقتصادی داده است ولی نه مانند حرکت اروپائیان، بلکه برای حفظ کرامت انسانی و اجرای عدالت، محبت، دوستی ابلاغ احکام و قوانین الهی و ابراز یک واقعیت در نظام آفرینش.
با یک دید اجمالی و مقایسه ای کوتاه بین روش اسلام در این جهت و عمل اروپا، این نکات روشن می گردد:
1 - اینکه اسلام به زن استقلال مالی و اقتصادی می دهد، نظری جز اجرای قانون الهی نظام واقعی آفرینش و رعایت جنبه های عدالت و انسانی نداشته است و همچون انگلستان، اهدافی مانند مطامع سودجویان و کارخانه داران نداشته که برای پر کردن جیب و شکم خویش، دست به این کار زدند و آنگاه با هیاهو و بوق و کرنا، سر و صدا براه انداختند که ما حق زن را به رسمیت شناخته ایم و حقوق زن و مرد را یکسان دانستیم.
2 - اسلام به زن استقلال اقتصادی داد ولی به گفته ویل دورانت خانه بر اندازی نکرد و اساس خانواده را متزلزل نساخت و زنان را علیه شوهران و دختران را بر ضد پدران نشوراند.
بلکه با نزول این آیات، انقلاب عظیمی در اجتماع به وجود آورد که اندیشه ها و تفکر آنان را از جهل آزاد ساخت و با آرامش و اطمینان، مردان و زنان را متوجه این حقیقت نمود.
3- در جهان غرب به گفته ویل دورانت زن از بندگی و جان کندن در خانه رهائی یافت ولی به بندگی و جان کندنی بدتر مبتلا شد و آن عملگی در مغازه و کارخانه بود به عبارت دیگر اروپا اگر یک غل و زنجیر را از گردن زن برداشت غل و زنجیر محکمتری را بر گردن او نهاد و وی را از ظرافت و جمال و زیبائی طبیعی خویش هم محروم ساخت.
ولی اسلام در عین اینکه این حق او را به او داد، شخصیت و کرامت او را هم از وی نگرفت و بلکه مرد را موظف کرد که باید تمام نیازهای مالی او را تأمین نماید و مال زن هم از آن خود او باشد تا زن به ناچار تن به اعمال خشن و مخالف شئون زیبای زنانه نزند.
و بالاخره به گفته استاد شهید مرحوم مطهری:
ای انسانها در پیشگاه پروردگارتان تقوا پیشه سازید، آن پروردگار که شما را از نفس واحده ای آفرید و از آن نفس جفت او را به وجود آورد، و از آن دو جفت مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت.
کاملاً بدیهی است که قرآن کریم آفرینش زن و مرد را نتیجه هر دو فرد از جفت در نظر گرفته و تصریح نموده است. از هر دو منهما و ضمیر تثیه آورده است.
در آیه 13 حجرات که در بخشهای پیش نیز مورد بحث قرار گرفت قرآن مجید صراحت دارد که:
انا خلقنا کم من ذکر و انثی...
ما شما انسانها را از مذکر و مؤنث مرد و زن آفریدیم...
بنابراین، زن و مرد، در تولید فرزندان و تکثیر نسل نیز از جهتی استقلال و از جهتی اگر شرکت در تولید و تکوین دارند شرکت هر دو جوهری است و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند، و به عبارت دیگر هر دو در طول علل یا در عرض علتها هستند و هیچکدام بی نیاز از دیگری نیست. و بالاخره آن یکی علتی به نام پدر هست، آن دیگری علتی به نام مادر می باشد. خدای متعال تکثیر فرزندان شخص رسول اکرم ص را شاهد صدق این واقعیت قرار داده و نسل او را ناحیه دخترش حضرت فاطمه ع به وجود آورده است.
در سال دوم هجری، پس از در گذشت ابراهیم ع پسر پیامبر ص دشمنان، آن حضرت را ابتر و مقطوع النسل خواندند و خداوند در پاسخ آنان این سوره کریمه را نازل فرمود و یاوه گویان رسوا گشتند:
انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانک هو الابتر(71)
ما به تو خیر کثیر فاطمه و فرزندانش را عطا کرده ایم، پس بر پروردگارت صلوات و درود بفرست و قربانی کن! در حقیقت این دشمنان تو هستند که ابتر و بی نتیجه و مقطوع النسل می باشند.
با توجه به آیات قرآن و مطالب بالا قرآن، زن را تنها یک زمینه برای تولید نمی داند بلکه او برای فرزندان، نقش مستقلی همچون مرد را دارد.

استقلال در سیاست

در مسائل مهم و اساسی که با حیات انسانی انسانها ارتباط دارد و زیر بنای سعادت و خوشبختی آنان را پایه گذاری می کند و در تدبیر و سیاست زندگی نقش مؤثری را ایفا می نماید.
قرآن زن را همچون مرد مسئول و متعهد و طبعاً مستقل معرفی کرده است و به او حق داده که در مسائل اصلی خود تصمیم گیر باشد و در انتخاب روش سیاسی و حکومتی که باید بر مبنای شناخت و اعتقاد باشد شخصاً اقدام نماید.
پس از صلح حدیبیه عده ای از زنان، از شوهران مشرک خویش جدا شده، بدون اجازه شوهران هجرت کردند و پس از مقدماتی به حضور رسول اکرم ص شرفیاب گشتند و سپس به امر خدای متعال بیعت و پیمان آنان با پیامبر ص مورد پذیرش قرار گرفت و این آیه در ادامه همان آیات است:
یا ایها النبی اذا جائک المؤمنات یبایعنک علی ان لا یشرکن بالله شیئاً و لا یسرفن و لا یزنین و لا یقتلن اولا دهن ولا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن ولا یعصینیک فی معروف فیا بعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم(72)
هان ای پیامبر، هنگامی که زنان مؤمنه به حضور تو آمدند تا بیعت نمایند و پیمان ببندند که دیگر هرگز به خدای متعال شرک نورزند، دزدی نکنند، به بی عفافی و زنا آلوده نشوند، و بچه های خویش را نکشند، بهتان و افترا بر کسی نبندند و از فرمانها و اوامر تو که همه در مسیر معروف و نیکی است سر پیچی نکنند، با آنان بیعت کن و از پیشگاه الهی برایشان طلب مغفرت و آمرزش بنما که بی شک خدای متعال، آمرزشگر و بخشاینده است.
ملاحظه می فرمائید که زنان در بیعت کردن و پیمان بستن و انتخاب راه حکومتی و سیاسی به طور مستقل خود اقدام نموده و خدای متعال دستور می دهد که این پیمان مورد پذیرش رسول اکرم ص قرار گیرد. همچنان سیره و روش پیامبر ص در طول حیات، نیز نشانگر این حقیقت است که زنان، در مسائل اعتقادی، امور اساسی و زیربنائی، کاملاً استقلال دارند و حق انتخاب و تصمیم مربوط به خود آنان می باشد. که فعلاً در این نوشتار، تنها دیدگاه های قرآن را در این باره مورد بحث قرار می دهیم.
البته در سایر اموری که در حد مسائل زیر بنائی نیستند، برای تحکیم بنای زندگی، و رعایت مصالح زن و مرد و حفظ شئون زن و مصونیت او، چنین استقلالی نیست که در جای خود به طور تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت.

تکامل و ارتباط با خدا

همه موجودات به سوی مقصد و کمال نهائی در حرکتند. از جمله انسان نیز که در میان موجودات از مسئولیت، تکلیف و حق انتخاب برخوردار است، کمال مطلق و مقصد نهائی را می جوید و به سوی آن در حرکت است. با توجه به اینکه با راهنمائی انبیای الهی، عقل، این حقیقت را دریافته است که کمال محض و مقصد نهائی، الله است و باید انسان خود را به قرب الی الله برساند، راه وصول به این مقام را عبادت و تسلیم و اطاعت محض در مقابل او و نفی استقلال از غیر او دانسته اند. بنابراین هر انسان که بتواند این راه را بپوید، به این مقام دست خواهد یافت اکنون این مرد یا زن، و هیچ تفاوتی در این جهت بین زن و مرد وجود ندارد
این بر خلاف اندیشه ها و اعتقادات سخیفی است که زن را مخلوق گناهکار دانسته و او را شایسته عبادت و به خدا رسیدن نمی دانند. در آئین تحریف شده مسیحیت و یهودیت چون عامل اصلی گناه و معصیت آدم ع را زن می دانند، بر این عقیده هستند که زن ذاتاً گناه آلود، بوده و پاک شدنی نیست! و این روح گناهکار است که به صورت زن متولد می شود!
یهودیان زن را مورد لعن ابدی خدا دانسته و مسیحیان در مورد زن همواره معتقد به اصالت گناه هستند!
ولی در قرآن می بینیم هیچگونه تفاوتی در این جهت میان زن و مرد نیست و هر کدام می توانند به مقام والای قرب نائل گردند و راه آن را نیز به هر دو نشان داده اند. در هر جای قرآن که سخن از مرد با ایمان و صالح به میان آمده است بلافاصله زن با ایمان و صالحه را خاطرنشان نموده است مانند این آیه مبارکه:
ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیراً و الذکرات، اعدا الله لهم مغفرة و اجراً عظیما(73)
در حقیقت مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان مؤمن، مردان و زنان صادق و راستگو، مران و زنان صابر و مقاوم، مردان و زنان خاشع و خداترس، مردان و زنان که دستگیر بی نوایان هستند، مردان زنان روزه دار و آن مردان و زنانی که عفاف و عصمت خویش را نگه می دارند و از زشتی و آلودگی خود را حفظ می نمایند و آن مردان و زنانی که همواره در حال ذکر و به یاد خدا هستند، خدای متعال برای آنان اجر و پاداشی بزرگ و مغفرت و بخشایش خویش را مهیا و آماده کرده است.
دقت می کنید که در تحلیل هر کدام از این صفات، حقایق والائی نهفته و هر کدام از آنها یکی از راههای وصول به قرب الی الله می باشد و در طی کردن این راه، زن و مرد یکسان می باشند.
و در تمام مسائل عبادی در آیات مختلف قرآن، این حقیقت را به صراحت مشاهده می کنید.