فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

استقلال زن در سیاست، عبارت و...

همچنانکه زن و مرد، در وابستگی و استقلال وجودی مساویند، در بسیاری از امور دیگر مانند استقلال سیاسی، استقلال در تولید و... نیز یکسان هستند.
زن، همچون مرد، در تکوین و آفرینش فرزندان، شرکت استقلالی و جواهری دارد نه آنکه تنها ممر یا زمینه برای بذر باشد، همچنانکه مرد نیز چنین است.
قرآن پس از آنکه تصریح می کند: زن و مرد، دارای یک جنس هستند و از یکدیگر جدا نمی باشند، این حقیقت را نیز ابراز می دارد که خدای متعال از هر دوی آنان انسانهای بسیاری را آفرید:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء... (69)
در این آیه کریمه علیرغم کسانی که حق ارثی برای زن قائل نبودند، این حق را برای او تثبیت کرده که به خواست خدای متعال در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.
و در جای دیگر استقلال زن را در امور مالی و غیر مالی بیان کرده می فرماید: همچنانکه زیان و ضرر به پای خود زنان حساب می شود، نفع و سودشان نیز برای خود آنان می باشد:
و لهن مثل الذی علیهن(70)

استقلال در قرآن و اروپا

ملاحظه می کنید که حدود سیزده قرن پیش از اروپا، قرآن، به زن استقلال مالی و اقتصادی داده است ولی نه مانند حرکت اروپائیان، بلکه برای حفظ کرامت انسانی و اجرای عدالت، محبت، دوستی ابلاغ احکام و قوانین الهی و ابراز یک واقعیت در نظام آفرینش.
با یک دید اجمالی و مقایسه ای کوتاه بین روش اسلام در این جهت و عمل اروپا، این نکات روشن می گردد:
1 - اینکه اسلام به زن استقلال مالی و اقتصادی می دهد، نظری جز اجرای قانون الهی نظام واقعی آفرینش و رعایت جنبه های عدالت و انسانی نداشته است و همچون انگلستان، اهدافی مانند مطامع سودجویان و کارخانه داران نداشته که برای پر کردن جیب و شکم خویش، دست به این کار زدند و آنگاه با هیاهو و بوق و کرنا، سر و صدا براه انداختند که ما حق زن را به رسمیت شناخته ایم و حقوق زن و مرد را یکسان دانستیم.
2 - اسلام به زن استقلال اقتصادی داد ولی به گفته ویل دورانت خانه بر اندازی نکرد و اساس خانواده را متزلزل نساخت و زنان را علیه شوهران و دختران را بر ضد پدران نشوراند.
بلکه با نزول این آیات، انقلاب عظیمی در اجتماع به وجود آورد که اندیشه ها و تفکر آنان را از جهل آزاد ساخت و با آرامش و اطمینان، مردان و زنان را متوجه این حقیقت نمود.
3- در جهان غرب به گفته ویل دورانت زن از بندگی و جان کندن در خانه رهائی یافت ولی به بندگی و جان کندنی بدتر مبتلا شد و آن عملگی در مغازه و کارخانه بود به عبارت دیگر اروپا اگر یک غل و زنجیر را از گردن زن برداشت غل و زنجیر محکمتری را بر گردن او نهاد و وی را از ظرافت و جمال و زیبائی طبیعی خویش هم محروم ساخت.
ولی اسلام در عین اینکه این حق او را به او داد، شخصیت و کرامت او را هم از وی نگرفت و بلکه مرد را موظف کرد که باید تمام نیازهای مالی او را تأمین نماید و مال زن هم از آن خود او باشد تا زن به ناچار تن به اعمال خشن و مخالف شئون زیبای زنانه نزند.
و بالاخره به گفته استاد شهید مرحوم مطهری:
ای انسانها در پیشگاه پروردگارتان تقوا پیشه سازید، آن پروردگار که شما را از نفس واحده ای آفرید و از آن نفس جفت او را به وجود آورد، و از آن دو جفت مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت.
کاملاً بدیهی است که قرآن کریم آفرینش زن و مرد را نتیجه هر دو فرد از جفت در نظر گرفته و تصریح نموده است. از هر دو منهما و ضمیر تثیه آورده است.
در آیه 13 حجرات که در بخشهای پیش نیز مورد بحث قرار گرفت قرآن مجید صراحت دارد که:
انا خلقنا کم من ذکر و انثی...
ما شما انسانها را از مذکر و مؤنث مرد و زن آفریدیم...
بنابراین، زن و مرد، در تولید فرزندان و تکثیر نسل نیز از جهتی استقلال و از جهتی اگر شرکت در تولید و تکوین دارند شرکت هر دو جوهری است و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند، و به عبارت دیگر هر دو در طول علل یا در عرض علتها هستند و هیچکدام بی نیاز از دیگری نیست. و بالاخره آن یکی علتی به نام پدر هست، آن دیگری علتی به نام مادر می باشد. خدای متعال تکثیر فرزندان شخص رسول اکرم ص را شاهد صدق این واقعیت قرار داده و نسل او را ناحیه دخترش حضرت فاطمه ع به وجود آورده است.
در سال دوم هجری، پس از در گذشت ابراهیم ع پسر پیامبر ص دشمنان، آن حضرت را ابتر و مقطوع النسل خواندند و خداوند در پاسخ آنان این سوره کریمه را نازل فرمود و یاوه گویان رسوا گشتند:
انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانک هو الابتر(71)
ما به تو خیر کثیر فاطمه و فرزندانش را عطا کرده ایم، پس بر پروردگارت صلوات و درود بفرست و قربانی کن! در حقیقت این دشمنان تو هستند که ابتر و بی نتیجه و مقطوع النسل می باشند.
با توجه به آیات قرآن و مطالب بالا قرآن، زن را تنها یک زمینه برای تولید نمی داند بلکه او برای فرزندان، نقش مستقلی همچون مرد را دارد.

استقلال در سیاست

در مسائل مهم و اساسی که با حیات انسانی انسانها ارتباط دارد و زیر بنای سعادت و خوشبختی آنان را پایه گذاری می کند و در تدبیر و سیاست زندگی نقش مؤثری را ایفا می نماید.
قرآن زن را همچون مرد مسئول و متعهد و طبعاً مستقل معرفی کرده است و به او حق داده که در مسائل اصلی خود تصمیم گیر باشد و در انتخاب روش سیاسی و حکومتی که باید بر مبنای شناخت و اعتقاد باشد شخصاً اقدام نماید.
پس از صلح حدیبیه عده ای از زنان، از شوهران مشرک خویش جدا شده، بدون اجازه شوهران هجرت کردند و پس از مقدماتی به حضور رسول اکرم ص شرفیاب گشتند و سپس به امر خدای متعال بیعت و پیمان آنان با پیامبر ص مورد پذیرش قرار گرفت و این آیه در ادامه همان آیات است:
یا ایها النبی اذا جائک المؤمنات یبایعنک علی ان لا یشرکن بالله شیئاً و لا یسرفن و لا یزنین و لا یقتلن اولا دهن ولا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن ولا یعصینیک فی معروف فیا بعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم(72)
هان ای پیامبر، هنگامی که زنان مؤمنه به حضور تو آمدند تا بیعت نمایند و پیمان ببندند که دیگر هرگز به خدای متعال شرک نورزند، دزدی نکنند، به بی عفافی و زنا آلوده نشوند، و بچه های خویش را نکشند، بهتان و افترا بر کسی نبندند و از فرمانها و اوامر تو که همه در مسیر معروف و نیکی است سر پیچی نکنند، با آنان بیعت کن و از پیشگاه الهی برایشان طلب مغفرت و آمرزش بنما که بی شک خدای متعال، آمرزشگر و بخشاینده است.
ملاحظه می فرمائید که زنان در بیعت کردن و پیمان بستن و انتخاب راه حکومتی و سیاسی به طور مستقل خود اقدام نموده و خدای متعال دستور می دهد که این پیمان مورد پذیرش رسول اکرم ص قرار گیرد. همچنان سیره و روش پیامبر ص در طول حیات، نیز نشانگر این حقیقت است که زنان، در مسائل اعتقادی، امور اساسی و زیربنائی، کاملاً استقلال دارند و حق انتخاب و تصمیم مربوط به خود آنان می باشد. که فعلاً در این نوشتار، تنها دیدگاه های قرآن را در این باره مورد بحث قرار می دهیم.
البته در سایر اموری که در حد مسائل زیر بنائی نیستند، برای تحکیم بنای زندگی، و رعایت مصالح زن و مرد و حفظ شئون زن و مصونیت او، چنین استقلالی نیست که در جای خود به طور تفصیل مورد بحث قرار خواهد گرفت.