فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

استقلال اقتصادی زن در قرآن

اسلام از همان آغاز و طلوع خویش، بیش از هزاروچهارصد سال قبل، در ادامه احیای شخصیت زن و دفاع از مقام او این قانون را نیز ابلاغ کرد که:
للرجال نصبیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن(66)
برای مردان، از آنچه که کسب کرده و به دست آورده اند، نصیبی و بهره ای هست و برای زنان از آنچه که کسب کرده و به دست آورده اند، نصیب و بهره است.
قرآن مجید، با صراحت کامل در این آیه شریفه، به همانگونه که مردان را از بهره گیری از نتایج کار و فعالیتشان ذی حق دانسته، زنان را نیز در بهره وری از ثمرات کوشش و کارشان ذی حق شمرده است.
و در مورد دیگر فرموده است:
للرجال نصیب مما ترک لوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل او کثر...(67)
برای مردان از اموال و ماترک پدران و مادران و اقربا و نزدیکان خویش، ارثیه و نصیبی هست و برای زنان از اموال و ماترک پدران و مادران و بستگان، ارثیه و نصیبی می باشد...
حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند، اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد. اسلام در قوانین خود، سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش بیابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است. اسلام راه وصول زن و مرد و فرزندان آنها و جامعه بشریت را به سعادت، در این می بیند که قواعد و قوانین طبیعت و اوضاع و احوالی که به دست توانا و مدبر خلقت به وجود آمده نادیده گرفته نشود.(68)

استقلال زن در سیاست، عبارت و...

همچنانکه زن و مرد، در وابستگی و استقلال وجودی مساویند، در بسیاری از امور دیگر مانند استقلال سیاسی، استقلال در تولید و... نیز یکسان هستند.
زن، همچون مرد، در تکوین و آفرینش فرزندان، شرکت استقلالی و جواهری دارد نه آنکه تنها ممر یا زمینه برای بذر باشد، همچنانکه مرد نیز چنین است.
قرآن پس از آنکه تصریح می کند: زن و مرد، دارای یک جنس هستند و از یکدیگر جدا نمی باشند، این حقیقت را نیز ابراز می دارد که خدای متعال از هر دوی آنان انسانهای بسیاری را آفرید:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء... (69)
در این آیه کریمه علیرغم کسانی که حق ارثی برای زن قائل نبودند، این حق را برای او تثبیت کرده که به خواست خدای متعال در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.
و در جای دیگر استقلال زن را در امور مالی و غیر مالی بیان کرده می فرماید: همچنانکه زیان و ضرر به پای خود زنان حساب می شود، نفع و سودشان نیز برای خود آنان می باشد:
و لهن مثل الذی علیهن(70)

استقلال در قرآن و اروپا

ملاحظه می کنید که حدود سیزده قرن پیش از اروپا، قرآن، به زن استقلال مالی و اقتصادی داده است ولی نه مانند حرکت اروپائیان، بلکه برای حفظ کرامت انسانی و اجرای عدالت، محبت، دوستی ابلاغ احکام و قوانین الهی و ابراز یک واقعیت در نظام آفرینش.
با یک دید اجمالی و مقایسه ای کوتاه بین روش اسلام در این جهت و عمل اروپا، این نکات روشن می گردد:
1 - اینکه اسلام به زن استقلال مالی و اقتصادی می دهد، نظری جز اجرای قانون الهی نظام واقعی آفرینش و رعایت جنبه های عدالت و انسانی نداشته است و همچون انگلستان، اهدافی مانند مطامع سودجویان و کارخانه داران نداشته که برای پر کردن جیب و شکم خویش، دست به این کار زدند و آنگاه با هیاهو و بوق و کرنا، سر و صدا براه انداختند که ما حق زن را به رسمیت شناخته ایم و حقوق زن و مرد را یکسان دانستیم.
2 - اسلام به زن استقلال اقتصادی داد ولی به گفته ویل دورانت خانه بر اندازی نکرد و اساس خانواده را متزلزل نساخت و زنان را علیه شوهران و دختران را بر ضد پدران نشوراند.
بلکه با نزول این آیات، انقلاب عظیمی در اجتماع به وجود آورد که اندیشه ها و تفکر آنان را از جهل آزاد ساخت و با آرامش و اطمینان، مردان و زنان را متوجه این حقیقت نمود.
3- در جهان غرب به گفته ویل دورانت زن از بندگی و جان کندن در خانه رهائی یافت ولی به بندگی و جان کندنی بدتر مبتلا شد و آن عملگی در مغازه و کارخانه بود به عبارت دیگر اروپا اگر یک غل و زنجیر را از گردن زن برداشت غل و زنجیر محکمتری را بر گردن او نهاد و وی را از ظرافت و جمال و زیبائی طبیعی خویش هم محروم ساخت.
ولی اسلام در عین اینکه این حق او را به او داد، شخصیت و کرامت او را هم از وی نگرفت و بلکه مرد را موظف کرد که باید تمام نیازهای مالی او را تأمین نماید و مال زن هم از آن خود او باشد تا زن به ناچار تن به اعمال خشن و مخالف شئون زیبای زنانه نزند.
و بالاخره به گفته استاد شهید مرحوم مطهری:
ای انسانها در پیشگاه پروردگارتان تقوا پیشه سازید، آن پروردگار که شما را از نفس واحده ای آفرید و از آن نفس جفت او را به وجود آورد، و از آن دو جفت مردان و زنان بسیاری را پراکنده و منتشر ساخت.
کاملاً بدیهی است که قرآن کریم آفرینش زن و مرد را نتیجه هر دو فرد از جفت در نظر گرفته و تصریح نموده است. از هر دو منهما و ضمیر تثیه آورده است.
در آیه 13 حجرات که در بخشهای پیش نیز مورد بحث قرار گرفت قرآن مجید صراحت دارد که:
انا خلقنا کم من ذکر و انثی...
ما شما انسانها را از مذکر و مؤنث مرد و زن آفریدیم...
بنابراین، زن و مرد، در تولید فرزندان و تکثیر نسل نیز از جهتی استقلال و از جهتی اگر شرکت در تولید و تکوین دارند شرکت هر دو جوهری است و هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند، و به عبارت دیگر هر دو در طول علل یا در عرض علتها هستند و هیچکدام بی نیاز از دیگری نیست. و بالاخره آن یکی علتی به نام پدر هست، آن دیگری علتی به نام مادر می باشد. خدای متعال تکثیر فرزندان شخص رسول اکرم ص را شاهد صدق این واقعیت قرار داده و نسل او را ناحیه دخترش حضرت فاطمه ع به وجود آورده است.
در سال دوم هجری، پس از در گذشت ابراهیم ع پسر پیامبر ص دشمنان، آن حضرت را ابتر و مقطوع النسل خواندند و خداوند در پاسخ آنان این سوره کریمه را نازل فرمود و یاوه گویان رسوا گشتند:
انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانک هو الابتر(71)
ما به تو خیر کثیر فاطمه و فرزندانش را عطا کرده ایم، پس بر پروردگارت صلوات و درود بفرست و قربانی کن! در حقیقت این دشمنان تو هستند که ابتر و بی نتیجه و مقطوع النسل می باشند.
با توجه به آیات قرآن و مطالب بالا قرآن، زن را تنها یک زمینه برای تولید نمی داند بلکه او برای فرزندان، نقش مستقلی همچون مرد را دارد.