فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

استقلال مالی زن یا استثمار؟

هنگامی که انسان به تاریخ تصویب قانون استقلال مالی زن در اروپا می نگرد و به چگونگی آن می اندیشد، پرستش شگفت آمیزی در ذهن او خطور می کند که چه شد که چنین حادثه ای رخ داد؟ آیا عواطف انسانی و رشد علمی اروپائیان موجب شد که حقایق را بپذیرند و به زن، این رکن عظیم انسان ارزش قائل شوند و حقوق وی را از او مضایقه نکنند؟ ...؟ آیا آنان بر ادرک حق، به اعمال ظالمانه خویش پی بردند و از گذشته پشیمان گشته در صدد جبران برآمدند؟
پاسخ روشنگر این پرسشها و بیان واقعیت را از آقای ویل دورانت می شنویم:
... این واژگونی سریع عادات و رسوم محترم و قدیمتر از تاریخ مسیحیت را چگونه تعلیل کنیم؟ علت عمومی این تغییر فراوانی و تعدد ماشین آلات است. آزادی زن، از عوارض انقلاب صنعتی است...
یک قرن پیش در انگلستان، کار پیدا کردن بر مردان دشوار گشت اما اعلان ها از آنان می خواست که زنان و کودکان خود را به کارخانه ها بفرستند، کارفرمایان باید در اندیشه سود و سهام خود باشند و نباید خاطر خود را با اخلاق و رسوم حکومتها آشفته سازند. کسانی که نا آگاه بر خانه براندازی توطئه کردند، کارخانه داران وطن دوست قرن نوزدهم انگلستان بودند...
نخستین قدم برای آزادی مادران بزرگ ما قانون 1882 بود. به موجب این قانون زنان بریتانیای کبیر از آن پس از امتیاز بی سابقه ای برخوردار می شدند و آن اینکه پولی را که به دست می آوردند حق داشتند برای خود نگه دارند.
این قانون اخلاقی عالی و مسیحی را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه ها بکشانند، از آن سال تا به امسال، سود جوئی مقاومت ناپذیری، آنان را از بندگی و جان کندن رهانیده، گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرده است.(65)
آیا به نوع آزادی اروپائی توجه کردید؟ و آیا در موارد این نیرنگ و ریای غیر انسانی که در ظاهری فریبنده به شکل آزادی چهره نموده است، تعمق نمودید؟
حقیقتی را که ویل دورانت بیان داشته است، برای ما روشن و مسلم بوده ولی ابراز این حقیقت وحشتناک از دیدگاه او برای ما بسیار ارزنده است که ما را به تعصب متهم نکنند.
در واقع از اعترافات او چنین برمی آید که اگر اخلاقی، آزادئی دفاع از حقی را مطرح می کند، جز اخلاق انتفاعی و آزادی و حق سوداگری، چیز دیگری مورد توجه نمی باشد. به علاوه ظلمی بدتر از گذشته به زن روا داشته و او را کاملاً فریفته و به گونه ای تخدیری وی را به استثمار کشانده اند که حداقل آن را ادراک هم ننماید و به این تخدیر و استثمار، راضی هم باشد.
سرمایه داران و کارخانه داران اروپائی برای جلب منافع بیشتر و دادن مزدی کمتر، ناجوانمردانه ترین نوع اسارت و استثمار را در حق زن روا داشته اند...

استقلال اقتصادی زن در قرآن

اسلام از همان آغاز و طلوع خویش، بیش از هزاروچهارصد سال قبل، در ادامه احیای شخصیت زن و دفاع از مقام او این قانون را نیز ابلاغ کرد که:
للرجال نصبیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن(66)
برای مردان، از آنچه که کسب کرده و به دست آورده اند، نصیبی و بهره ای هست و برای زنان از آنچه که کسب کرده و به دست آورده اند، نصیب و بهره است.
قرآن مجید، با صراحت کامل در این آیه شریفه، به همانگونه که مردان را از بهره گیری از نتایج کار و فعالیتشان ذی حق دانسته، زنان را نیز در بهره وری از ثمرات کوشش و کارشان ذی حق شمرده است.
و در مورد دیگر فرموده است:
للرجال نصیب مما ترک لوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل او کثر...(67)
برای مردان از اموال و ماترک پدران و مادران و اقربا و نزدیکان خویش، ارثیه و نصیبی هست و برای زنان از اموال و ماترک پدران و مادران و بستگان، ارثیه و نصیبی می باشد...
حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند، اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد. اسلام در قوانین خود، سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش بیابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است. اسلام راه وصول زن و مرد و فرزندان آنها و جامعه بشریت را به سعادت، در این می بیند که قواعد و قوانین طبیعت و اوضاع و احوالی که به دست توانا و مدبر خلقت به وجود آمده نادیده گرفته نشود.(68)

استقلال زن در سیاست، عبارت و...

همچنانکه زن و مرد، در وابستگی و استقلال وجودی مساویند، در بسیاری از امور دیگر مانند استقلال سیاسی، استقلال در تولید و... نیز یکسان هستند.
زن، همچون مرد، در تکوین و آفرینش فرزندان، شرکت استقلالی و جواهری دارد نه آنکه تنها ممر یا زمینه برای بذر باشد، همچنانکه مرد نیز چنین است.
قرآن پس از آنکه تصریح می کند: زن و مرد، دارای یک جنس هستند و از یکدیگر جدا نمی باشند، این حقیقت را نیز ابراز می دارد که خدای متعال از هر دوی آنان انسانهای بسیاری را آفرید:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء... (69)
در این آیه کریمه علیرغم کسانی که حق ارثی برای زن قائل نبودند، این حق را برای او تثبیت کرده که به خواست خدای متعال در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.
و در جای دیگر استقلال زن را در امور مالی و غیر مالی بیان کرده می فرماید: همچنانکه زیان و ضرر به پای خود زنان حساب می شود، نفع و سودشان نیز برای خود آنان می باشد:
و لهن مثل الذی علیهن(70)