فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

استقلال اقتصادی زن در قوانین اسلامی و قوانین دیگر

هنوز در برخی از کشورهای جهان زنان، استقلال مالی و اقتصادی ندارند و کشورهای اروپائی نیز حدود یک قرن است که زن را از محجوریت بیرون آورده برای او حق تصرف در اموال خویش را قائل شده اند.
همچنانکه در بخشهای پیش یاد آور شدیم، زن نه تنها استقلال مالی و اقتصادی نداشته بلکه خود یکی از مستملکات شمرده می شد و هیچ نوع ارزش انسانی برای او به حساب نمی آوردند.
در شرح قانون مدنی ایران که سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تألیف شده است، چنین می خوانیم:
استقلالی که زن در دارائی خود و فقه شیعه از ابتدا آنرا شناخته است در حقوق یونان و روم و ژاپن و تا چندی پیش هم در حقوق غالب کشورها وجود نداشته، یعنی زن مثل صغیر و مجنون، محجور و از تصرف در اموال خود ممنوع بوده است.
در انگلستان که سابقاً شخصیت زن کاملاً در شخصیت شوهر محو بود، و قانون یکی در سال 1870 و دیگری در سال 1882 میلادی به اسم قانون مالکیت زن شوهردار، از زن رفع حجر نمود. در ایتالیا قانون 1919 میلادی زن را از شمار محجورین خارج کرد. در قانون مدنی آلمان 1900م و در قانون مدنی سویس 1907م اعلام شد که زن مثل شوهر خود اهلیت دارد.
ولی زن شوهردار در حقوق پرتقال و فرانسه هنوز در عداد محجورین است. گو که قانون 18 فوریه 1938 در فرانسه، در حدودی حجر زن شوهردار را تعدیل کرده است(64)
خوانندگان گرامی توجه دارند که حدود یک قرن است که در انگلستان، اولین قانون استقلال مالی زن تصویب شده و به اصطلاح از وی رفع محجوریت شده است و در بسیاری از کشورهای به اصطلاح پیشرفته هنوز یک قرن از تصویب چنین قانونی نمی گذرد.

استقلال مالی زن یا استثمار؟

هنگامی که انسان به تاریخ تصویب قانون استقلال مالی زن در اروپا می نگرد و به چگونگی آن می اندیشد، پرستش شگفت آمیزی در ذهن او خطور می کند که چه شد که چنین حادثه ای رخ داد؟ آیا عواطف انسانی و رشد علمی اروپائیان موجب شد که حقایق را بپذیرند و به زن، این رکن عظیم انسان ارزش قائل شوند و حقوق وی را از او مضایقه نکنند؟ ...؟ آیا آنان بر ادرک حق، به اعمال ظالمانه خویش پی بردند و از گذشته پشیمان گشته در صدد جبران برآمدند؟
پاسخ روشنگر این پرسشها و بیان واقعیت را از آقای ویل دورانت می شنویم:
... این واژگونی سریع عادات و رسوم محترم و قدیمتر از تاریخ مسیحیت را چگونه تعلیل کنیم؟ علت عمومی این تغییر فراوانی و تعدد ماشین آلات است. آزادی زن، از عوارض انقلاب صنعتی است...
یک قرن پیش در انگلستان، کار پیدا کردن بر مردان دشوار گشت اما اعلان ها از آنان می خواست که زنان و کودکان خود را به کارخانه ها بفرستند، کارفرمایان باید در اندیشه سود و سهام خود باشند و نباید خاطر خود را با اخلاق و رسوم حکومتها آشفته سازند. کسانی که نا آگاه بر خانه براندازی توطئه کردند، کارخانه داران وطن دوست قرن نوزدهم انگلستان بودند...
نخستین قدم برای آزادی مادران بزرگ ما قانون 1882 بود. به موجب این قانون زنان بریتانیای کبیر از آن پس از امتیاز بی سابقه ای برخوردار می شدند و آن اینکه پولی را که به دست می آوردند حق داشتند برای خود نگه دارند.
این قانون اخلاقی عالی و مسیحی را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه ها بکشانند، از آن سال تا به امسال، سود جوئی مقاومت ناپذیری، آنان را از بندگی و جان کندن رهانیده، گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرده است.(65)
آیا به نوع آزادی اروپائی توجه کردید؟ و آیا در موارد این نیرنگ و ریای غیر انسانی که در ظاهری فریبنده به شکل آزادی چهره نموده است، تعمق نمودید؟
حقیقتی را که ویل دورانت بیان داشته است، برای ما روشن و مسلم بوده ولی ابراز این حقیقت وحشتناک از دیدگاه او برای ما بسیار ارزنده است که ما را به تعصب متهم نکنند.
در واقع از اعترافات او چنین برمی آید که اگر اخلاقی، آزادئی دفاع از حقی را مطرح می کند، جز اخلاق انتفاعی و آزادی و حق سوداگری، چیز دیگری مورد توجه نمی باشد. به علاوه ظلمی بدتر از گذشته به زن روا داشته و او را کاملاً فریفته و به گونه ای تخدیری وی را به استثمار کشانده اند که حداقل آن را ادراک هم ننماید و به این تخدیر و استثمار، راضی هم باشد.
سرمایه داران و کارخانه داران اروپائی برای جلب منافع بیشتر و دادن مزدی کمتر، ناجوانمردانه ترین نوع اسارت و استثمار را در حق زن روا داشته اند...

استقلال اقتصادی زن در قرآن

اسلام از همان آغاز و طلوع خویش، بیش از هزاروچهارصد سال قبل، در ادامه احیای شخصیت زن و دفاع از مقام او این قانون را نیز ابلاغ کرد که:
للرجال نصبیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن(66)
برای مردان، از آنچه که کسب کرده و به دست آورده اند، نصیبی و بهره ای هست و برای زنان از آنچه که کسب کرده و به دست آورده اند، نصیب و بهره است.
قرآن مجید، با صراحت کامل در این آیه شریفه، به همانگونه که مردان را از بهره گیری از نتایج کار و فعالیتشان ذی حق دانسته، زنان را نیز در بهره وری از ثمرات کوشش و کارشان ذی حق شمرده است.
و در مورد دیگر فرموده است:
للرجال نصیب مما ترک لوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل او کثر...(67)
برای مردان از اموال و ماترک پدران و مادران و اقربا و نزدیکان خویش، ارثیه و نصیبی هست و برای زنان از اموال و ماترک پدران و مادران و بستگان، ارثیه و نصیبی می باشد...
حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند، اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد. اسلام در قوانین خود، سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش بیابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است. اسلام راه وصول زن و مرد و فرزندان آنها و جامعه بشریت را به سعادت، در این می بیند که قواعد و قوانین طبیعت و اوضاع و احوالی که به دست توانا و مدبر خلقت به وجود آمده نادیده گرفته نشود.(68)