فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

زن مربوط به خود نیست

زن در فرهنگهای غیر اسلامی نه تنها استقلالی نداشت و از ارزش وجودی مستقل برخوردار نبود، بلکه حتی برای خویش نیز نبود و کالا، ثروت و ابزاری برای مرد به شمار می آمد.
ویل دورانت دانشمند محقق و مورخ معروف می نویسد:
زن مانند کالائی بود در شمار ثروت پدر یا شوهر یا پسر و او را پس از مرگ مانند اموال دیگر به میراث می گذاردند و به ارث می بردند.(45)
اتفاقاً در کشور یونان، زن مانند کالا و اجناس، دست به دست می شود و مورد خرید و فروش قرار می گرفت. در این مرکز آلهه ها، بر این عقیده بودند که زن پلید و نتیجه کار شیطان است و همه چیز را به استثنای اداره خانه و رسیدگی به کودکان بر او حرام می دانستند.(46)
در میان بسیاری از ملل، زن حتی استقلال حیات زندگی نداشت بلکه به زندگی و خواست مرد بستگی داشت.
یکی از مراسم ضد انسانی که در هند رواج داشت، سنت ساتی بود سنت ساتی چنین بود که به موجب آن، زنی که شوهرش مرده و جسدش را سوزانده اند، بایستی پهلوی شوهرش سوزانده شود ! و زنهائی که از مقرارت ساتی پیروی نمی کردند، آنقدر مورد اهانت و بی آبروئی قرار می گرفتند که بدتر از مرگ بود و زنی که آماده مرگ نمی شد علاوه بر اهانت و تحقیر، دچار شکنجه های غیر انسانی می گردید، به نحوی که بالاخره مرگ را بر زندگی ترجیح می داد.
قانون هندوئی چنین بود که بوسیله دختر، زن، جوان یا سالخورده، حتی در داخل خانه اش، هیچ کاری نباید مستقلاً انجام داده شود.(47)
و بالاخره زن حتی استقلال حیات نداشت و او را زنده زنده در آتش می سوزاندند(48) و در ایام قاعدگی، نجس پلید و لازم الاجتناب شمرده می شد.(49)
در چین زن همچون کالائی مورد خرید و فروش قرار می گرفت و در واقع مرد مالک او محسوب می گشت و زن حتی حق هم غذا شدن با مردان، حتی با پسران خود نداشت و چند مرد، می توانستند در یک زن شرکت کنند و همه از او متمتع شوند و او برای همه آنان کار کند و فرزندی که در ازدواج مشترک پیدا می شود غالباً مال مرد قوی تر بود.(50)
تاریخ جهان، نشانگر این واقعیت است که قبل از اسلام هیچ ملتی برای زن استقلال وجودی و ارزش یک انسان قائل نبوده است و صاحبان ادیان و ملل متمدنه نیز برای زن هیچگونه کار مثبتی انجام نداند ولی در اسلام...

زن و مرد جهت استقلال تفاوتی ندارد

اسلام، شخصیت زن را، همچون شخصیت مرد مستقل دانسته و هیچگونه تفاوتی در وجود و حیات برای این دو قائل نیست. و برتری و امتیاز را در هر کدام از آنان، تنها و تنها تقوا معرفی کرده است، قرآن مجید در این باره می فرماید:
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلنا کم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم(51)
ای مردم، در حقیقت ما، شما را از مرد و زن آفریدیم و شعبه شعبه و قبیله قبیله تان قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و بی شک گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شما است
و در جای دیگر می فرماید:
انی لااضیع عامل منکم من ذکر و انثی بعضکم من بعض(52)
من کار هیچ صاحب کاری را، چه مرد و زن، ضایع نمی کنم که شما برخی، از برخی دیگرتان هستید
در این آیه تصریح به این حقیقت است که زن و مرد یک نوع وجود استقلالی دارند و هیچ مزیت و برتری بر دیگری ندارند و مانند مرد، زن نیز اگر از تقوا و ایمان و فضیلت بیشتری برخوردار باشد طبعاً او از مردی که دارای این مزیت نیست برتر خواهد بود:
من عمل صالحاً من ذکر وانثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و النجزینهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون(53)
کسی که کار شایسته ای کرد چه مرد، و چه زن در حالی که عملش از ایمانش سرچشمه گرفته باشد، بی تردید به او زندگی و حیات پاکیزه و خوشبختانه ای خواهیم داد و پاداشی شایسته تر از آنچه که انجام داده اند به آنان عطا خواهیم کرد.
و در جای دیگر می فرماید:
من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فاولئک یدخلون الجنة ولا یظلمون نقیرا(54)
و کسی که کارهای شایسته و اعمال صالحه انجام دهد مرد باشد یا زن در حالی که دارای ایمان است، پس اینان به بهشت برین در آیند و مورد کوچکترین ظلم و ستمی قرار نگیرند.
در تمام آیات کریمه قرآن که پیرامون آفرینش انسان و شخصیت وجودی وی بحث شده است، هرگز زن و مرد را از یکدیگر جدا ندانسته و آنان را از یک منشأ و از یک جنس و یک وجود تلقی کرده است و برای هر کدام وجود و شخصیتی مستقل قائل شده است، منتهی زندگی این دو را طبق نظام احسن با زیباترین وجه مرتبط و آمیخته به هم معرفی کرده است که گویا هر دو تاروپود یک بافته را تشکیل می دهند...

حمایت قرآن از استقلال زن