فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

غرور و خود خواهی مرد؟

ناظم نظام احسن، زیبا تنظیم کرده است و اگر خوب بنگری چیزی جز زیبائی نخواهی یافت و این غرور و خودخواهی است که بگوئیم چرا شقایقها به این اندازه خوشرنگ و زیبا هستند؟ چرا توجه مرا جلب می کنند؟ چرا ارغوان، گلسرخ و یا سمن، در میان گیاهان به این اندازه جلوه دارند، چرا اینقدر خوشبو هستند که باید من بروم و یک دامن بچینم؟ این گناه گل است که زیبا است یا گناه تو است که نمی گذاری زیبا، زیبا بماند؟ و با تجاوزگری آن را پژمرده، افسرده و نابودش می کنی؟ تو خود را دریاب و زیبائی را تحقیر نکن، تو خود بدان که چگونه و کی باید از گل بهره برد؟ که اگر چنین کردی هرگز گلهای معصوم را گنهکار فرض نخواهی کرد. تو حداقل مثل بابا باش و از دیده و دلت فریادبکش(42) نه از آنکه دیده ات می بیند و دلت یاد می کند، اگر دیده و دل را انسانی ساختی، راحتی و حتی نیاز به فریاد هم نداری.
این از انانیت و خود خواهی انسان است که بنفشه و لاله را گنهکار بداند و آنها را مقصر بشمارد که چرا بنفشه معطر است و نشاط آور و چرا لاله خوشرنگ، زیبا، پرمعنی و با نجوی است؟
تو اگر مبتلا به بیماری زکام هستی و بوی خوش گل به مشامت نمی سازد، خود را معالجه کن و به رائحه گل بد مگو که اگر خود را معالجه کنی و با دیده و مشام سالم به گل بنگری و بو کنی و تقوای دل و دیده داشته باشی، آنگاه هر چه را می بینی خوبی و زیبائی می بینی و در مقابل ناظمش کرنش و تواضع می کنی و تبارک الله احسن الخالقین می گوئی!
آری زن عنصر گناه و شیطان کوچک نیست و این توئی که گناه آلود می نگری و شیطان گونه از وجود او سوء استفاده می کنی!

شخصیت مستقل زن

اخیراً در یکی از جلسات دانشگاهی به مناسبتی پیرامون ستمهائی که بر زن در طول تاریخ شده و اهانتهائی که به وی گشته است، صحبت می کردم، و به داستان اسارت زن در همه مناطق جهان، از جمله رم و ایران، اشاراتی داشتم.
یک نفر از حضار، ابراز داشت:
بعضی از حوادث تاریخی، نشان می دهد که زن در بعضی از کشورها مانند ایران و یونان، مورد توجه بوده و برای او ارزش به سزائی قائل بوده اند تا آنجا که در یونان حتی برخی از آلهه و خدایان را به شکل و پیکره زن می ساخته اند...
در پاسخ وی اظهار داشتم:
اولاً انسانهای غرق در جهالت خرافات و شرک، از اینگونه اعمال، بسیار انجام می داده اند و تاریخ، انواع مختلف آن ها را ثبت نموده است.
یکی از کارهای جاهلانه و شرک آمیز آنان، این بوده است که هر قبیله وطایفه با تخیل و هواهای خویش، شکل و صورتی را به عنوان خدایان و بتهای خویش تهیه می کرده اند! و آن شکل دلیل آن نبوده که موجودی که دارای آن شکل است در نظر آنان ارزشمند می باشد. آلهه و خدایان و بتها را، به صورت سنگ، چوب، بهائم، درندگان، وحتی خوردنیها، می ساخته اند مثلاً در مقام پرستش عموماً از مرد و زن، بتهائی را می پرستیدند که شبیه بتهای ستاره پرستان و معتقدین به ارباب انواع بود و امتیاز بتها به اختلاف قبائل و هواهای آنان بود، ستارگان و فرشتگان را که به گمانشان دختران خدایند پرستش می کردند، و طبق اوهام خود صورتهائی برای آنها تصور کرده، از مواد مختلفی مانند سنگ و چوب می ساختند و کار به جائی رسیده بود که قبیله بنی حنیفه بتی از خیس که غذائی است مرکب از آراد و روغن و خرما ساختند و مدتی طولانی آن را پرستش کردند و بعد در اثر قحطی و گرسنگی آن را خوردند و شاعری درباره ایشان گفت:
اکلت حنیفة ربها - زمن التقحم و المجاعة
لم یحذروا من ربهم - سوء العواقب و التباعة
یعنی بنی حنیفه خدایشان را در زمان قحطی و گرسنگی خوردند و از سوء عاقبت و سرانجام آن نترسیدند.
و گاهی اتفاق می افتاد که سنگی را برای پرستش انتخاب می کردند، بعداً که سنگ بهتری را می جستند اولی را رها کرده به دومی می پرداختند و در صورتیکه چیزی نمی یافتند مشتی از خاک، گرد آورده و گوسفندی را بر آن می دوشیدند و دور آن مشغول کرنش می شدند.(43)
ثانیاً - مجسمه ها و پیکره ها به شکل زنان، به عنوان فرشته ها که دختران خدا هستند! ساخته می شدند و نه به صورت زن، به عنوان یک انسان محبوب.
ثالثاً - هر جا فرضاً حرکتی می شد که نشان دهنده ارزشی برای زن بود، بدون تردید، یا به عنوان ارزش جنسی و سکوالیته بودن او بود و یا به این جهت که به قول رومیان و ایرانیان: چون از او سربازی زاده می شود و می تواند پسر بزاید!.
و به عبارت دیگر چون می توانست پسر بیاورد نسبتاً ارزش تعلقی و وابسته داشت نه ارزش وجودی و استقلالی، تا آنجا که فردوسی شاعر بنام ایرانی تحت تأثیر این طرز تفکر قرار گرفته، پاسخ مادر شاه را به گفته شاه زن واژدها هر دو در خاک به چنین می سراید:
زنان را بود بس همین یک هنر - نشینند و زایند شیران نر
در واقع ارزش زن در حد ارزش یک دستگاه تولیدی ارتقاء یافته بود و بیش از یک ابزار و کالا ارزش نداشت! و به همین جهت هر جا یک به اصطلاح هنرمندی نیز خواسته پیکره ای از زن یا تصویری نقاشی شده از وی را ارائه دهد، به ابعاد زیبائی جسمی، به لطافت و ظرافت اندام و بالاخره به بعد جنسی وی توجه کرده است.
و به گفته دانشمند ادیب و نویسنده هنرمند مسیحی سیلمانی کتانی:
زن یکی از کالاهای تجارتی و یا وسیله تمتع برای مرد به شمار می آمد که مرد به هر طور که خواهش دلش بود، با او سرگرم می شد و هر طور که می خواست در او تصرف می کرد روی همین اصل بود که در عصر پیش از اسلام، مرد حق زنده بگور کردن زن را داشت! بدون اینکه هیچ قانونی از او چیزی طلب کند و او را جریمه نماید تا آنکه اسلام آمد و زن را از حقوق خویش بهرمند کرد و به وسینه او مدال و نشان مادری و همسری نصب کرد و او را از زنده بگوری و حرمان رهائی بخشید.(44)

زن مربوط به خود نیست

زن در فرهنگهای غیر اسلامی نه تنها استقلالی نداشت و از ارزش وجودی مستقل برخوردار نبود، بلکه حتی برای خویش نیز نبود و کالا، ثروت و ابزاری برای مرد به شمار می آمد.
ویل دورانت دانشمند محقق و مورخ معروف می نویسد:
زن مانند کالائی بود در شمار ثروت پدر یا شوهر یا پسر و او را پس از مرگ مانند اموال دیگر به میراث می گذاردند و به ارث می بردند.(45)
اتفاقاً در کشور یونان، زن مانند کالا و اجناس، دست به دست می شود و مورد خرید و فروش قرار می گرفت. در این مرکز آلهه ها، بر این عقیده بودند که زن پلید و نتیجه کار شیطان است و همه چیز را به استثنای اداره خانه و رسیدگی به کودکان بر او حرام می دانستند.(46)
در میان بسیاری از ملل، زن حتی استقلال حیات زندگی نداشت بلکه به زندگی و خواست مرد بستگی داشت.
یکی از مراسم ضد انسانی که در هند رواج داشت، سنت ساتی بود سنت ساتی چنین بود که به موجب آن، زنی که شوهرش مرده و جسدش را سوزانده اند، بایستی پهلوی شوهرش سوزانده شود ! و زنهائی که از مقرارت ساتی پیروی نمی کردند، آنقدر مورد اهانت و بی آبروئی قرار می گرفتند که بدتر از مرگ بود و زنی که آماده مرگ نمی شد علاوه بر اهانت و تحقیر، دچار شکنجه های غیر انسانی می گردید، به نحوی که بالاخره مرگ را بر زندگی ترجیح می داد.
قانون هندوئی چنین بود که بوسیله دختر، زن، جوان یا سالخورده، حتی در داخل خانه اش، هیچ کاری نباید مستقلاً انجام داده شود.(47)
و بالاخره زن حتی استقلال حیات نداشت و او را زنده زنده در آتش می سوزاندند(48) و در ایام قاعدگی، نجس پلید و لازم الاجتناب شمرده می شد.(49)
در چین زن همچون کالائی مورد خرید و فروش قرار می گرفت و در واقع مرد مالک او محسوب می گشت و زن حتی حق هم غذا شدن با مردان، حتی با پسران خود نداشت و چند مرد، می توانستند در یک زن شرکت کنند و همه از او متمتع شوند و او برای همه آنان کار کند و فرزندی که در ازدواج مشترک پیدا می شود غالباً مال مرد قوی تر بود.(50)
تاریخ جهان، نشانگر این واقعیت است که قبل از اسلام هیچ ملتی برای زن استقلال وجودی و ارزش یک انسان قائل نبوده است و صاحبان ادیان و ملل متمدنه نیز برای زن هیچگونه کار مثبتی انجام نداند ولی در اسلام...