فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

زن مسئول گناهان

در مسیحیت نیز مانند یهودیان، زن را مسئول گناهکاری دانسته اند در سفر پیدایش جمله 11 و 12 چنین می خوانیم: زنی را که تو، به من دادی تا همراه من باشد، از میوه آن درخت به من داد و من آنرا خوردم.
بنابراین باعث سقوط آدم، حوا گردید و در حقیقت او مسئول گناههای بشر است و خدا ناگزیر شد تا تنها پسرش را به نام عیسی مسیح بفرستد تا به دار آویخته شود و با خون خودش گناهان بشر را که زن مسئول آن است، بشوید
هندوها، علاوه بر اینکه حتی حق حیات برای زن قائل نبوده و نیستند، معتقدند که این فقط روح گناهکار است که به صورت زن متولد می شود.(30)
از دیدگاه بودائیان نیز، طبق گفته مورخ معروف وسترمارک )WESTER MAR( همه زنها دامهای اغوا کننده و فریبنده شیطان هستند که برای مردها گسترده و نیروی فریبندگی در نهاد زنها با خطرناکترین شکل مجسم شده است به طوری که مردها را شیفته و فریفته خود می سازند و همین فریبندگی زنها است که فکر عالمی را کور می کند.
به هر حال این نظریه سخیف و نا آگاهانه در میان اقوام و ملل و به اصطلاح صاحبان ادیان، شایع گشت که شیطان یا مار حوا را فریفت و سپس حوا آدم را به گناه وادار ساخت!
ترتولین مقدس به زنها می گوید: آیا می دانید که هر یک از شما حوائی هستید؟ مجازات خدا بر جنس شما تا این زمان ادامه دارد، در این صورت شرارت با الضروره باید باقی باشد، شما زنها دروازه های شیطان هستید، شما کسانی هستید که از آن درخت ممنوع میوه چیدید، شما هستید که قانون الهی را شکسته اید، شما کسانی هستید که آدم را فریفته اند آنهم هنگامی که شیطان هنوز حمله نکرده بود، شما هستید که با آن سهولت، صورت خدا را در نهاد بشر، ضایع و فاسد کرده اید! بدبختی و مرگ، مربوط به شما است و حتی مرگ پسر خدا مربوط به شما است.(31)
با این بینش، بزگترین ستم ها را نسبت به زن، یکی از دو رکن اساسی جامعه بشری روا داشته اند و اساسی سایر اهانتها و ستمها را پی ریزی کرده اند و از این طریق، ضرب المثلها و آداب و رسوم غلطی را در میان جوامع مرسوم نموده اند تا آنجا که در بسیاری از نقاط جهان، خود زن به این تهمتها تن در داده و اینگونه به استضعاف کشیده شده است.

از دیدگاه قرآن

قرآن مجید، قاطعانه و صریح، زن را از این تهمت تبرئه نموده از مقام او دفاع می کند و خط بطلان بر روی این افسانه ها کشیده است قرآن در استان آدم و حوا می فرماید:
فقلنا یا ادم ان هذا عدولک و لزوجت(32)
پس گفتیم ای آدم در حقیقت این شیطان دشمن تو و همسرت می باشد.
در اینجا شیطان را، هم دشمن آدم و هم دشمن حوا معرفی کرده است و در جای دیگر می فرماید:
...ان الشیطان لکما عدومبین(33)
به راستی که این شیطان دشمن هر دوی شما است.
در این آیه نیز دشمنی شیطان با هر دو اعلام شده است.
در مورد فریب دادن شیطان، قرآن می فرماید:
فوسوس لهما الشیطان(34)
پس شیطان آن دو آدم و حوا را وسوسه کرد.
فد لا هما بغرور فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما وطفقا یخصفان علیما من ورق الجنة و ناداهما ربهما الم انهکما عن تلکما الشجرة و اقل لکما ان الشیطان لکما عدومبین(35)
آنگاه شیطان آن دو را به فریب و غفلت راهنمائی کرد، پس هنگامی که از آن درخت چشیدند، پنهانی های آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت استفاده کرده خود را بپوشانند و خدا آنان را مخاطب قرار داده فرمود آیا من شما دو نفر را از این درخت نهی نکردم و نگفتم که بی شک این شیطان سخت دشمن شما است؟
دقت می کنید که در تمام خطابها، هر دو نفر مخاطب هستند و هرگز یکی از آنان را وسیله شیطان و عنصر گناه و فریب، معرفی نمی کند و در فریب شیطان نیز قبلاً می فرماید:
...مانها کما ربکما عن هذه الشجرة الا ان تکونا ملکین اوتکونا من الخالدین و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین(36)
و شیطان به دورغ گفت خدا شما دو نفر را از خوردن این درخت نهی نکرد مگر برای اینکه مبادا شما دو فرشته گردید یا اینکه مبادا در بهشت جاودانه بمانید و برای آن دو، سوگند یاد کرد که پس برای هر دوی شما از نصیحت کنندگان و خیر خواهان هستم.
و اتفاقاً در جای دیگر صراحت دارد که شیطان به طور مستقیم خود آدم را وسوسه کرد و فریب داد.
فوسوس الیه الشیطان قال یا آدم هل ادلک علی شجرة الخلد و ملک لایبلی فاکلا منها فبدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة و عصی آدم ربه فغوی(37)
پس شیطان او آدم را وسوسه کرد گفت آیا تو را به درخت جاودانگی و ملک ابدیت راهنمائی بکنم؟ سپس آدم و حوا از آن درخت خوردند، در نتیجه آنچه که آشکار شدنش برای آنان زشت بود.نمایان شد و بر آن شدند که از برگهای درختان بهشتی استفاده کرده خود را بپوشانند و آدم، پروردگارش را نافرمانی کرد و به بیراهه رفت
و در مورد دیگر قرآن مجید تصریح می کند که شیطان باعث لغزش آن دو شد و فریبشان داد آنجا که می فرماید:
وقلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنة و کلامنها رغداً حیث شتما و لا تقربا هذه الشجرة فتکونا من الظالمین فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه ..(38)
و گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت مسکن گیرید و آزادانه و بدون زحمت از نعمتهای آن برخوردار شوید ولی به این درخت نزدیک نشوید که از جمله ستمکاران خواهید گشت، پس شیطان، آدم و حوا را از راه صحیح لغزاند و سبب اخراج آن دو از بهشت و محرومیتشان از نعمتهای بهشتی گردید.

آفرینش زیبای زن و مرد

بدون تردید، ارزش وجودی زن، از ارزش وجودی مرد، جدا نیست و هیچکدام ذاتاً عامل بدبختی یا عنصر گناه نیستند بلکه هر کدام در همین شرایط وجودی که هستند، هیچگونه نقص در آنها نیست و به زیباترین نحو و شایسته ترین شکل آفریده شده اند که اگر به جز این بودند نقص داشتند آفریننده این نظام خود فرموده است که:
اعطی کلشی ء خلقه ثم هدی(39)
خدای متعال آنچه که لازمه وجودی آفرینش هر چیزی بود به آن عطا کرده و آنگاه راه کمال و حرکت را نیز به وی نشان داده است.
جهان چون خد و خال و چشم و ابروست - که هر چیزی به جای خویش نیکو است
همانطور که در کشور تن، زیبائی هر کدام از اعضاء به همان کیفیتی است که هستند زیبائی دیدگان در ظرافت آنها و زیبائی بازوان به قوی بودن و ستبر بودن آنها است، در واحد انسانی زن و مرد نیز زیبائی مرد به کیفیت خاص خودش، به نیرومند بودن و خشونت مردانگی او، و زیبائی و جلوه زن، به ظرافت و نازکی او است که از شیر حمله خوش بود و از غزال رم جمال شیر به یال و کوپال، و جلوه غزال، به حالت آمیخته با آرامی و لطافت و چشمهای زیبا و معصومانه و رمیدن از خشونتش می باشد هرگز حق نداری که به حمله او یا به رمیدن این اعتراض کنی که همین زیبا است غیر این نازیبا.
نقاش ازل همه جهان را به زیباترین وجه نقاشی کرده و نظام احسن را ارائه نموده است و در خصوص انسان فرموده است:
لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم(40)
به تحقیق انسان را در زیباترین و بهترین قوام و مراتب وجود آفریده ایم
و صورکم فاحسن صورکم(41)
و خدای متعال شما را به تصویر کشید پس صورت شما را زیباترین و بهترین صورت قرار داد.
آری همان خدائی که همه جهان و جهانیان را به حق آفرید و همگان را زیبا آفرید:
خلق السوات و الارض بالحق
زن و مرد نیز در این نظام احسن به حق آفریده شده و به زیباترین وجه آفریده شده اند، منتهی همچنانکه تنه ها و شاخه های درختان، تنومند و خشن هستند و باید هم چنین باشند، شقایقها زیبا، ظریف و لطیف می باشند، در زندگی انسانی نیز مثل مرد و زن، به آن گونه است.