فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

در هند و ایران

در هند و ایران باستان نیز زن وضع رقت باری داشت تا آنجا که از وحوش و بهائم کمتر به شمار می آمد، در این دو کشور هم نژاد، مانند سایر نقاط جهان در آن زمان، زن همچون اسیر و برده بود... و زنان اهدائی و پیش کشی معمولاً از گرجستان و کلشید و لارستان تهیه می شدند! و تجارت عمده آنان زنان زیبا روی کلشیدی و گرجی بود، تنها از یک ناحیه کلشید، سالانه متجاوز از دوازده هزار زن صادر می گردید، زیرا خرید و فروش زن در آنجا قانونی بود...(22)
خسرو پرویز، بیست و سومین پادشاه ساسانی، در کاخ مخصوص فقط سه هزار زن داشته که اینان علاوه بر دختران زیبا رو و مطربها و آوازخوانها و رقاصه های مخصوص بودند.(23)

در تمدن چین

در کتابهای مذهبی چینی ها، زنها آبهای درد آلودی نامیده شده اند که نیکبختی و ثروت را می شویند.
مرد هر وقت می خواست، می توانست او را مانند کنیزی بفروشد، زن پس از آنکه بیوه می شد در حکم مالی بود متعلق به خانواده شوهر و به هیچ وجه امکان نداشت بتواند، دوباره شوهر کند و با تمام این حقارتها در حکم برده ای بود که حق حیات از خود نداشت و شوهر می توانست او را زنده در گور کند و تا سال 1937 در چین 2 میلیون دختر کنیز وجود داشت.
از همه عجیبتر و فجیعتر اینکه تا چندی قبل برای کفش دختران چینی در آن کشور قالبهای فلزی مخصوصی ساخته بودند و اجازه نمی دادند که پای دختران از حد معینی بیشتر رشد کند، به همین جهت پای زن چینی نمی توانست به حد رشد طبیعی برسد، بلکه بایستی کوچک و فشرده بماند...
و بالاخره زن در نظر مردان چینی، شری ضروری، وسوسه ای طبیعی، مصیبتی مطلوب، خطری خانگی، جذبه ای مهلک و آسیبی رنگارنگ بود.(24)
آنروزها کشورهای به اصطلاح پیشرفته غربی امروز، به قدری در توحش به سر می بردند که حتی قابلیت نقل آداب و رسومشان نیز نبوده است گر چه امروز نیز در بعد اخلاق انسانی بهتر از آن روزها نیستند.

نتیجه بررسیهای تاریخ زن

از آنجا که نقل تحلیلی و تحقیقی تاریخ مظلومیت زن در مقالات معدود ممکن نیست می توان نتیجه و خلاصه را چنین ترسم کرد:
1- زن را موجودی هم افق با حیوان یا انسان ضعیف و پستی می شمردند که اگر حرکتی در زندگی به دست بیاورد و از قید تبعیت آزاد شود، از فساد و شرش نمی توان ایمن بود...
2- زن از پیکره اجتماع خارج دانسته و تنها وزنی که برای او قائل بودند، این بود که او از شرایط مورد نیاز اجتماع می دانستند مانند مسکنی که بصورت سر پوشی از آن استفاده می شود.
یا او را مانند اسیر دستگیر شده ای می شمردند که از مستملکات دسته پیروز و غالب به شمار می رود و باید از کارش استفاده برد و از مکرش بر حذر بود.
3- زن را از عموم حقوق که ممکن بود از آنها منتفع شود، محروم می داشتند مگر به گونه ای که نفع آن به مردانی که بر او قیومیت داشتند، برسد و به سود آنان تمام شود.
4- اساس رفتارشان با زن، رابطه غالبیت قوی و مغلوبیت ضعیف و به عبارت دیگر غریزه استخدام بود، این در میان مردم غیر متمدن، و اما ملل متمدن علاوه بر اینها زن را انسان ضعیف الخلقه ای می دانستند که نمی تواند در زندگی مستقل باشد، و از شرش نمی توان در امان بود و در بعضی از طوائف این روشها نظریات با هم مخلوط شده بود.(25)
کوتاه سخن اینکه اصولاً برای زن ارزش انسانی قائل نبودند تا چه رسد که وی را قابل تکریم و احترام بدانند و به او محبت کنند یا از او محبت بجویند. زن و مرد، مکمل وجود یکدیگرند.
علیرغم همه این اهانتها و ستمها قرآن مجید، علاوه بر اینکه تصریح کرده است که زن و مرد از جان هم و از یک جنس آفریده شده، مکمل وجود یکدیگرند و هر یک بدون دیگری وجودی ناقص است(26) با شیواترین و لطیفترین بیان، علقه، و ارتباط روحی این زوج را تبیین کرده آنان را زوج آرامش بخش معرفی می کند:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها(27)
و از نشانه های او خدا این است که برای شما از جنس و جان خودتان جفت آفرید تا در بر او آرامش یافته با هم انس بگیرید.
و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذالک لایات لقوم یتفکرون(28)
و در میان شما دوستی، مودت، رأفت و مهربانی بر قرار کرد، در حقیقت در این امر، برای مردم اندیشمند، نشانه ها، دلایل و براهین علم و حکمت حق آشکار است.
و در جای دیگر به هر دو جهت تصریح می فرماید:
هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها... (29)
او است خدائی که شما را از یک جنس و نفس و واحده ای آفرید و از همان جنس، برای او جفت مقرر کرد تا با وی انس بگیرد و آرامش دل بجوید.
همچنانکه در بخشهای قبل خاطر نشان ساختیم، زن و مرد، اجزاء وجودی یک پیکرده و وجود هستند، اگر مرد را چشم این وجود بدانیم، زن نیز چشم دیگر است و اگر زن را به منزله یک دست برای دست گیر در واحد بدن انسان، به حساب نیاوریم، به خاطر سرباز زدن از نظام الهی و سر پیچی از حرکت در مسیر رشد و کمال، مسئول و مورد مؤاخذه قرار خواهیم گرفت.