فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

زن و مرد تافته یک بافته اند

زن از خود مرد و برای مرد است، مانند نسبت جزء و کل، یا همچون نسبت نخ و پارچه بافته شده و نمی توان در این نظام و حیات، زن را جدا از مرد دانست تا به کهتر و مهترشان اندیشید نخ و پارچه را نمی توان از هم جدا تلقی نمود... گر چه قامت زن پنج ششم قامت مرد و زنش شش هفتم وزن مرد باشد! این دلیل بر جدائی و برتری یکی بر دیگری نیست بلکه دو جزء متمم و مکمل یکدیگرند، مانند موقعیت شب و روز در تشکیل دادن روزگار و یا همچون سیمهای مثبت و منفی در ایجاد جرقه و برق که بدیهی است هرگاه جزء نباشد، کل نیز نخواهد بود و در این صورت، جزء داری ارزشی مانند ارزش کل خواهد بود.
به همین جهت، زن نسبت به مرد، جزء متمم و مکمل است و هیچگونه ارزش برای زن یا برای مرد وجود ندارد، مگر آنکه این دو قطب متعهد و متضمن امور هم باشند و هرگز حساب معینی درباره این دو وجود ندارد که گفته شود این از آن سنگین تر، بلندتر، داناتر و کاملتر است، مانند عمل ایجاد تفاضل میان اضلاع زاویه یا اضلاع مستطیل، کدام ضلع در نظر مهندسی سودمندتر یا کاملتر است؟ بی تردید برای هر کدام از اضلاع و خطوط، ارزش کامل ساختن و مکمل بودن هست، و نادیده گرفتن هر کدام از اضلاع یا خطوط، از بین بردن شکل هندسی و نابود کردن آن است.
زن و مرد نیز مکمل یکدیگر هستند، یعنی هر کدام قسمتی و بخشی از دیگری است، خواه این قسمت متمم، ظریف تر باشد، یا خشن تر، کوتاه تر باشد یا بلندتر، داناتر باشد یا کم درک تر، همانطور که یک مربع مستطیل از ضلع بلند، همراه با ضلع کوتاه ساخته می شود.
قرآن مجید، با کمال صراحت و شیوائی می فرماید:
هن لباس لکم و انتم لباس لهن
آنان زنان لباس، پوشش، زینت و مایه عفاف و پاکی شما و شما مایه عفاف و پاکی و لباس و پوشش آنان هستند.
ملاحظه می فرمائید که: قرآن مجید چگونه با این تشبیه زیبا، شیوا و رسا،ارتباط و همبستگی وجود زن و مرد را بیان داشته است؟ همچنانکه در تصور قطعه ای از پارچه یا لباس، نمی توان هیچکدام از نخ ها، تارها و پودها را جدای از هم تصور کرد، زن و مرد نیز در تشکیل یک واحد انسانی چنین هستند، و نفس واحده را معنی می کنند و تجسم می بخشند.

زوج آرامش بخش

زن و مرد، دو بخش از جسمی واحدند و هر کدام، معاون و یار دیگری است، اگر هر کدام را جدا از دیگری بینگاریم، گویا وجود ناقصی را فرض کرده ایم که بدون آن دیگر، کامل نخواهد بود.
همچنانکه زن، روحاً اتکاء به مرد دارد و در هر شرایطی، خویش را نیازمند به مرد می داند و همه جهان را به او بدهند این نیاز مرتفع نمی شود، مرد نیز در برابر زن چنین است، همواره به او و محبت او نیاز دارد، هر گاه مرد احتیاج به مادر دارد و لذت مادر داشتن برایش مطرح است، زن، آغوش پر مهر و جایگاه رشد برای جسم و جان او است و آنجا که نیاز به مربی، دلسوز و نوازشگر دارد، دامان زن، والاترین مدرسه و پرورشگاه روح و پیکر او است، هنگامی که به دوست، رفیق، همدم و همدرد نیازمند است، زن، یار او مایه شوق و اشتیاق او، محرم راز او، همدل و همدم او و همنشین وفادار او است. و آنجا که مرد به شور و عشق و نشاط، نیاز دارد، زن گل شکوفای زندگی او، مایه سرخوشی و سرور و نشاط او و آرام بخش جان و دل او است.

آیا زن وجودی ناقص است؟

بر خلاف گفته های بالا، نگاهی کوتاه به تاریخ جهان و اندیشه در آراء و عقاید جهانیان در مورد زن، حقایق بسیار تلخی را به دست می آوریم و داوری های ناعادلانه ای را در رابطه با زن، مشاهده می کنیم:
با توجه به اینکه در این سلسله مقالات، شخصیت زن را از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار داده ایم، نگارش کلیه آراء و نظریات در مورد زن، ما را از مقصد باز می دارد، به همین جهت، فقط به برخی از آنها اشاره کرده سپس نظریه قرآن را، در این بعد خاص ارائه می دهیم.