فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

زن و مرد مکمل وجود یکدیگرند

موقعیت زن در میان ملل به اصطلاح متمدن نیز بهتر از موقعیتش در میان ملل غیر متمدن و وحشی نبود. زن مانند حیوانی اهلی در اختیار مردها بود، او را از جنس انسانی نمی توانستند و گاهی وی را پستتر از بهائم و حیوانات تلقی می کردند زیرا معتقد بودند که در وجود او نوعی شر و شیطنت نهفته است و وی باعث همه کژی ها و بدبختیها است! در کشورهائی مانند رم و ایران که متمدن ترین کشورهای آن روز بودند، دختران و زنان را مانند حیوانات، از ایالتی به ایالت دیگر و از شهری به شهر دیگر برده می فروختند!.
یونانیها، زن را موجودی پاک ناشدنی و زاده شیطان می دانستند و وی را از هرگونه کاری جز کلفت شدن و ارضاء غریزه جنسی مرد، منع می کردند!.
آتنی ها، زن را چون سفیهان و دیوانگان محجور می شناختند و اجازه نمی دادند در اشیائی که بیش از بیست من جو ارزش داشته باشد، دست بزنند.
در هند، حتی حق زندگی و حیات برای او قائل نبودند، و زندگی وی را هم از طفیل مرد می دانستند که آثار همه این کج اندیشیها و ستمها، هنوز هم در جهان وجود دارد و به نوعی دیگر به زن، ظلمهای گوناگونی روا می دارند که در آینده به خواست خدای متعال بحث خواهیم کرد.
در این مختصر، در صدد آن نیستیم که آراء و عقاید انسانها را در طول تاریخ، در مورد زن، بیاوریم که طبعاً از هدف باز بمانیم، در این باره به تاریخ تمدن ها و کتاب هائی که در این باره نگاشته شده است مراجعه فرمائید.(7)
در اینجا خاطر خوانندگان گرامی را به این حقیقت معطوف می داریم که قرآن مجید در مورد هویت و شخصیت وجودی زن، چه نظری داده و چگونه از مقام و شخصیت زن دفاع کرده است؟ آن هم در جهانی که در نظر مردم وجود زن، همواره با عار و ننگ بوده است و هرگاه دختری متولد می شده، افراد خانواده، از شدت تأثر و ناراحتی در میان مردم، سربلند نمی کرده اند که قرآن به این حقیقت نیز اشاره فرموده می گوید:
و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا وهو کظیم بتواری من القوم من سوء مابشر به ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب الاساء مایحکمون(8)
هنگامی که خبر تولد دختری را به یکی از آنان می دادند، از بس این خبر را شوم و ناپسند می دانست، در حالی که از شدت ناراحتی، خشم خود را فرو می برد، رویش سیاه می گشت و از جمع اقوام خویش متواری و پنهان می شد، آنگاه به فکر فرو می رفت که آیا او را همچنان با خواری نگاه دارد یا زنده زنده در زیر خاک پنهانش سازند؟ و هشدار که چه داوری ناروا و زشتی می کردند؟ !

زن و مرد، از جان یکدیگرند

از دیدگاه قرآن، زن و مرد از نفس واحده هستند و هر دو از یک ریشه و جنس آفریده شده اند و هر کدام لازمه مکمل و جفت دیگری است یا به عبارت دیگر هر کدام بخشی، جزئی و قطعه ای از آن نفس واحده هستند که هر کدام نباشند گویا آن نفس مصداق نیافته است.
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالاً کثیراً و نساء(9)
ای انسان ها در برابر پروردگارتان، تقوا پیشه خود سازید خدایتان که همه شما را از یک جنس نفس واحده ای آفرید و جفت او را هم از همان جنس خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را به وجود آورد.
خلقکم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها(10)
خدای متعال شما را از یک جنس آفرید و سپس از همان جنس و نفس واحده، جفت برای او مقرر کرد.
ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس واحدة، ان الله سمیع بصیر(11)
آفرینش و برانگیختگی شما نیست، مگر همچون یک جنس یک جان و در حقیقت خدای متعال، شنوا و بینا است.
و الله جعل لکم من انفسکم ازواجاً(12)
و خدای متعال، برای شما از جنس و جان خودتان جفت مقرر داشت.
جالب توجه است که خطاب آیات کریمه قرآن، عموماً به انسان ها است و نه تنها به مرد یا به زن.
یا ایها الناس!
ای انسانها همه شما از یک جنس هستید.
خلقکم من نفس واحدة
همه شما انسانها را از نفس واحده آفرید.
بنابراین بر خلاف آراء و افکار پشینیان و طرفداران مکتبهای مختلف جهان، قرآن مجید تصریح دارد که زن و مرد از جان یکدیگرند و از یک جنس آفریده شده اند، و هرگاه واژه انسان را به کار می برد، مراد از آن، نوع انسانی است که عبارت از مرد و زن می باشد و نه تنها یکی از این دو.

وحدت در دوگانگی وجودی

قرآن مجید، به یک امر حقیقی و طبیعی تصریح نموده، زن و مرد را یک جفت معرفی می نماید به گونه ای که در تمام طبیعت و جانداران، این حقیقت مشاهده می شود بدون اینکه کسی در میان آنها، جدائی تصور نماید، مثلاً آنجا که می فرماید:
و من کل شی ء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون(13)
و ما از هر چیز جفت زوج آفریدیم تا شاید شما متذکر گردید.
و نه خلق الزوجین الذکر و الانثی(14)
و به راستی او است که زوج نر و ماده را آفرید
سبحان الذی خلق الازواج کلها مماتنبت الارض(15)
منزه است خدائی که از همه آنچه که از زمین می روید، جفتها آفرید.
و من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین(16)
و از همه میوه ها، آنها را جفت جفت و دوتا دوتا قرار داد.
و آیات دیگری که این حقیقت را بیان می دارند هم چنانکه در جهان طبیعت در میان جفتها و زوجها تصویر جدائی نمی رود، زن و مرد نیز از یک نفس، یک جان و در وجود، یکی هستند که گویا وحدت در دوگانگی وجودی دارند و نفس انسانی در دو چهره و دو شکل مرد و زن، متظاهر می گردد و به عبارت دیگر: گویا آفرینش و قدرت نقش آفرین، مرد و زن را در یک مرکز و خلوتگاه واحد، به دو جزء تقسیم کرده است تا در سیر تکاملی و انجذابی دائمی، از آن مرکز به سوی تکمیل کردن و ادامه ناموس حیات و وصول به آن خلوتگاه، همواره در حرکت باشند و از اشتیاق این وصل و برای اتحاد و یگانگی، به سوی یکدیگر جذب گردند و بیامیزند.
ایحسب الانسان ان یترک سدی، الم یک نطفة من منی یمنی، ثم کان علقة فخلق فسوی فجعل منه الزوجین الذکر و الانثی(17)
آیا انسان چنین می پندارد که همچنان بدون کیفر و پاداش به حال خود رها می شود؟ آیا او در آغاز قطره ای از من نبود؟ سپس خون بسته ای شد و بعد از آن، به این زیبائی آفریده و آراسته گردید؟ آنگاه از او، زوج نر و ماده قرار داد
و الله خلقکم من تراب، ثم من نطفة ثم جعلکم ازواجا(18)
و خدا شما را از خاک و سپس از نطفه آفرید و پس از آن شما را جفت جفت قرار داد.
این انسان، آغازش چنان بود و سپس به شکل مذکر مرد و مؤنث زن در آمده است که با این احتساب، انسان مساوی است با مرد و زن، وحدت در دوگانگی وجودی، و اصولاً صحبت از جدائی این دو متصور نیست.
و خلقناکم ازواجاً(19)
و شما را جفتها آفریدیم.