فهرست کتاب


شخصیت زن از دیدگاه قرآن

هادی دوست محمدی

مظلومیت زن در تاریخ

در ادوار پیش از تمدن، ته تنها زن را از جنس مرد و انسان نمی دانستند، بلکه با وی همچون یک حیوان بهره ده، برخورد می کردند فیلسوف معروف فرانسوی دکتر گوستاولوبون می نویسد:
زن را یک مخلوق پست و فرومایه خیال می کردند که فائده وجودیش تنها در خدمت خانه و تکثیر نسل بوده است.(5)
فیلسوف شرق، عارف بزرگ اسلامی مرحوم استاد علامه طباطبائی قدس سره می نویسد: (6)
در قبائل دور از تمدن مانند وحشیان افریقا و استرالیا و جزائر مسکونی اقیانوسیه و اهالی بومی آمریکای قدیم و غیره، زندگی زنان نسبت به مردان، مانند زندگی چار پایان و سایر جانوران اهلی نسبت به انسان بوده است.
چنانکه انسان از روی غریزه استخدام به خود حق می دهد که در چار پایان و سایر حیوانات اهلی به هر نحو و برای هر کاری بخواهد تصرف کند، از پشم و کرک و گوشت و پوست و خون و استخوان و شیر و سایر منافع آنها استفاده نماید، و آنها را برای نگهبانی و باربری و کشاورزی و شکار و اغراض بی شمار دیگر به کار گیرد، و این جانوران بی زبان از مزایای زندگی و آرمانهای حیاتی در خوراک و مسکن و استراحت و جفتگیری جز آنچه را انسان راضی باشد، بهره ای ندارند و البته انسان هم جز به چیزهائی که برای زندگیش سودمند است و منافاتی با اغراض وی در تسخیر آنها ندارد راضی نخواهد شد.
و گاهی کار به گزاف گریها و زور گوئیهای عجیبی می کشد که اگر آن حیوان استخدام شده ناظر کارهای خودش بود برایش بسی مایه شگفتی می شد، مثلاً بی گناهی، بدون کوچکترین جرمی مورد ظلم و ستم واقع می شود و هر جه فریاد می کند کسی به فریادش نمی رسد، و ستمکاری بدون هیچ مانعی مشغول تعدی به دیگران می گردد، و از طرفی یک حیوان، بدون هیچ استحقاقی در راحت ترین و لذیذترین وضع زندگی خویش به سر می برد مانند حیوان نری که برای جفتگیری آماده شده و از طرفی دیگر، حیوان بارکش اسب آسیاب باید بدون هیچ گناهی دائماً رنج ببرد.
حیوان بیچاره از حقوق حیاتی بهره ای ندارد جز آنچه را انسان از حقوق خودش بشمارد، و در این صورت اگر کسی به آن تعدی کند از اینکه به ملک مالکش تعدی نموده مورد موأخذه قرار می گیرد نه از نظر اینکه به حیوان بی گناه تعدی کرده است و همه اینها روی این اصل است که انسان، وجود حیوانات را تبعی و طفیلی و فرع وجود خویش می داند.

آیا زن از آن مرد است؟

استاد با طرح این مقدمه علمی و برهانی می افزاید:
حیات زنان هم در میان قبائل وحشی نسبت به حیات مردان یک زندگی تبعی به شمار می رفت و اعتقادشان این بود که زن برای مرد خلق شده است، و به طور اجمال زن در وجود و زندگی تابع مرد بود و هیچگونه استقلالی از خود نداشت مادامی که از ازدواج نکرده بود پدر، و بعد از ازدواج شوهر، ولی مطلق او بود.
مرد می توانست زنش را به هر کس بخواهد بفروشد یا ببخشد!، یا او را برای فرزندان آوردن و خدمت کردن، قرض بدهد! و می توانست بخواهد او را مجازات کند و حتی او را بکشد! و می توانست رهایش کرده به حال خود بگذارد، بمیرد یا زنده بماند،! و می توانست او را مانند گوسفندی بکشد و گوشتش را بخورد بخصوص در هنگام قحطی و میهمانی!. اموال و حقوق زن هم در خرید و فروش و داد و ستد متعلق به مرد بود.
بر زن لازم بود که هر امری را پدر یا شوهرش می کند اطاعت نماید و در هیچ کاری استقلال نداشته باشد، و تمام امور خانه داری و بچه داری و کلیه احتیاجات زندگی مرد را متحمل شود، باید از کارها سخت ترین آنها را مانند باربری و گلکاری و غیره انجام بدهد، و از صناعات و حرفه ها پست ترین آنها را پیشه نماید، و کار به جائی رسیده بود که زن می بایست پس از وضع حمل، بلافاصله پی وظائف خدمتکاری می رفت و مرد چند روز بجای او مانند بیماری بر بستر می خوابید و خود را مداوا می کرد!.
اینها کلیات حقوق و وظائف زن بود و علاوه بر اینها هر طایفه ای از این طوایف وحشی، به حسب اختلاف مناطق و محیطهای زندگی، آداب و رسوم مخصوصی نیز داشتند که می توان آنها را از کتابهائی که در این موضوع نوشته شده به دست آورد
مطالب بالا نمونه اندکی از آراء و نظریات ملل غیر متمدن، در مورد زن بود لازم است نمونه ای از آراء ملل متمدن را نیز بیاوریم تا در تحلیل نظر اسلام به عظمت و اهمیت آن بیشتر پی ببریم و بانوان جهان، به حقایقی آشناتر گردند و ضمناً از فریبکاری ها و نیرنگهای استعاری نیز آگاه شوند!.

زن و مرد مکمل وجود یکدیگرند

موقعیت زن در میان ملل به اصطلاح متمدن نیز بهتر از موقعیتش در میان ملل غیر متمدن و وحشی نبود. زن مانند حیوانی اهلی در اختیار مردها بود، او را از جنس انسانی نمی توانستند و گاهی وی را پستتر از بهائم و حیوانات تلقی می کردند زیرا معتقد بودند که در وجود او نوعی شر و شیطنت نهفته است و وی باعث همه کژی ها و بدبختیها است! در کشورهائی مانند رم و ایران که متمدن ترین کشورهای آن روز بودند، دختران و زنان را مانند حیوانات، از ایالتی به ایالت دیگر و از شهری به شهر دیگر برده می فروختند!.
یونانیها، زن را موجودی پاک ناشدنی و زاده شیطان می دانستند و وی را از هرگونه کاری جز کلفت شدن و ارضاء غریزه جنسی مرد، منع می کردند!.
آتنی ها، زن را چون سفیهان و دیوانگان محجور می شناختند و اجازه نمی دادند در اشیائی که بیش از بیست من جو ارزش داشته باشد، دست بزنند.
در هند، حتی حق زندگی و حیات برای او قائل نبودند، و زندگی وی را هم از طفیل مرد می دانستند که آثار همه این کج اندیشیها و ستمها، هنوز هم در جهان وجود دارد و به نوعی دیگر به زن، ظلمهای گوناگونی روا می دارند که در آینده به خواست خدای متعال بحث خواهیم کرد.
در این مختصر، در صدد آن نیستیم که آراء و عقاید انسانها را در طول تاریخ، در مورد زن، بیاوریم که طبعاً از هدف باز بمانیم، در این باره به تاریخ تمدن ها و کتاب هائی که در این باره نگاشته شده است مراجعه فرمائید.(7)
در اینجا خاطر خوانندگان گرامی را به این حقیقت معطوف می داریم که قرآن مجید در مورد هویت و شخصیت وجودی زن، چه نظری داده و چگونه از مقام و شخصیت زن دفاع کرده است؟ آن هم در جهانی که در نظر مردم وجود زن، همواره با عار و ننگ بوده است و هرگاه دختری متولد می شده، افراد خانواده، از شدت تأثر و ناراحتی در میان مردم، سربلند نمی کرده اند که قرآن به این حقیقت نیز اشاره فرموده می گوید:
و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا وهو کظیم بتواری من القوم من سوء مابشر به ایمسکه علی هون ام یدسه فی التراب الاساء مایحکمون(8)
هنگامی که خبر تولد دختری را به یکی از آنان می دادند، از بس این خبر را شوم و ناپسند می دانست، در حالی که از شدت ناراحتی، خشم خود را فرو می برد، رویش سیاه می گشت و از جمع اقوام خویش متواری و پنهان می شد، آنگاه به فکر فرو می رفت که آیا او را همچنان با خواری نگاه دارد یا زنده زنده در زیر خاک پنهانش سازند؟ و هشدار که چه داوری ناروا و زشتی می کردند؟ !