شخصیت زن از دیدگاه قرآن

نویسنده : هادی دوست محمدی

اهداء کتاب

به آنان
- به آنان که نخست از شیره جانشان، خلوص، صفا، پاکی و عشق و محبت، به کامم چشاندند.
- به آنان که درس لطیف ترین عواطف انسانی را در پرتو ایمان و تقوا، به من آموختند.
- به آنان که اولین معلم روح و جان و فروزان ترین نور، فرا راه من بودند.
- به آنان که وسیله نجاتم از ظلمت کده و چراغ هدایتم به سوی نور و کمال بودند:
- به آنان که برای رشد و تعالی من، خود شمع گونه می سوختند و قطرات مذاب قلبشان، هنگام نیایش و دعایشان، از دیدگان پر مهرشان فرو می چکید.
- به آنان که خویشتن را همواره مرهون فضائل و کمالات روحی و اخلاقی آنان دانسته از دعاهایشان بهره مند می گردم.
- به آنان که هرگز فراموششان نخواهم کرد
- به پدرم: مرحوم حجة الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمد علی دوست محمدی رضوان الله تعالی علیه.
- به مادرم: رحمة الله علیها.

مقدمه

حقوق و جایگاه زن موضوعی است که دشمنان اسلام تبلیغات کاذب فراوان در اطراف آن بپا کرده اند، مصونیت زن را با محدودیت وی اشتباه گرفتند و رفتار برخی از مسلمین را با قوانین، اسلام یکی دانستند و سیمای مهربان اسلام و دست نوازش قرآن و بازوی حمایت مسلمانان راستین را در دفاع از نوامیس مسلمین ندیدند و تلاش کردند این قشر وسیع و مؤثر جامعه بشری را به مکتب حیات بخش اسلام بدبین سازند، رسانه های گروهی و ابزارهای تبلیغاتی غرب. بلند گوی وسوسه های شیطان شدند و خواستند همچون شیطان که به اغوای آدم و حوا چشم امید داشت، زنان پاک و دختران معصوم دنیای شرق را به خوردن میوه ممنوعه وا دارند و لباس نجابت و کرامت را از پیکر آنان در آورند و آنان را از آسمان ارزشهای ملکوتی و صحنه خدمات علمی و اجتماعی به لجن زار خود نمائی و خودفروشی و ابتذال و هرزگی بکشانند. سوء استفاده از صفای فطری و صداقت اولیه قشر مظلوم زن شیوه تاریخی شیطان است، و تقویت آگاهی و ایمان بانوان بهترین راه مقابله با این نیرنگهای شیطانی است.
معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی با انتشار این دفتر ضمن تشکر از نویسنده محترم امید دارد، گامی کوچک در راستای معرفی شخصیت زن از دیدگاه قرآن بردارد و خدمتی نا چیز به آستان مقدس اسلام آزادی بخش، ارائه نماید.
والله من وراء القصد

پیشگفتار

انقلاب اسلامی ایران، همچنان که در ابعاد مختلف در جبهه های گوناگون، چهره کریه استعمار را برملا ساخت و شگردهای شیطانی استعمارگران را افشاء نمود، بویژه در بعد استعمار فرهنگی،با آگاهی بخشی مداوم و روحیه دادن به مردم، توانست افکار بسیاری از مردم جهان را از قید و بندهای استعمارگران آزاد سازد و آنان را به حقایق جهان آشناتر نماید، و در این میان، تهمتهای ناجوانمردانه مزدوران استعمار را به اسلام، رد کند.
گردانندگان فرهنگهای استعماری، بر اثر وحشتی که از اسلام آزادی بخش و روشنگر داشتند، می کوشیدند تا مانع آگاهی مردم از اسلام واقعی گردند، و علاوه بر اینکه خواسته های خود و اسلام مورد پسند خود را ترویج می کردند، صدها تهمت و افتراء نیز به اسلام می بستند تا جهانیان را از آن دور و متنفر سازند. از آن جمله در ماسک دفاع از آزادی زن، جنایتکارانه ترین ستم را بر زن معاصر روا داشتند و او را به بردگی و اسارتی زشت تر از بردگی و اسارت قرون وسطائی کشاندند، با فریب دادن زن و جدا کردن وی از آئین الهی و بی خبر نگه داشتن او از اسلام، از وی وسیله ای برای سود جوئی سودا گران و عیاشان فراهم آورند!.
از جنایتهائی که مرتکب شدند این بود که گفتند: اسلام، به زن ارج ننهاده و شخصیت انسانی برای او قائل نشده است. بر اثر این تهمت، بسیاری از جهانیان کلاً از اسلام جدا ماندند و برخی از دانشمندان نیز بر اثر بی اطلاعی، با کم اطلاعی از فرهنگ اسلام و بینش اسلامی، نتوانستند نظر اسلام را در مورد زن، به دست آورند و در نتیجه آنان نیز گر چه بی غرض بودند به اشتباه افتاده به فهم و درک نظر اسلام، موفق نگشتند.
در این میان، حرکت و جوشش زن مسلمان در ایران و نقش اساسی او در پیروزی انقلاب اسلامی، جهانیان را متوجه این حقیقت ساخت که زن مسلمان کیست؟ و چگونه است؟
مردم گیتی دیدند که زنان مسلمان ایرانی، آن تعدادی که در خیابانها و ... به شکل عروسکهای نمایشی غرب می لولند، نمی باشند بلکه آنان کسانی هستند که هنگام احساس خطر برای اسلام و با علم به جواز حرکت و قیام و فریاد و با آگاهی از رضایت مقام رهبری اسلامی، مانند جویبارهائی از هر کوچه و کوی و برزن، از میان خانه ها و منازل، جاری می گردند و سیلی خروشان و رعد آسا را تشکیل می دهند و عذابی الیم بر جان ستمکاران فریبکار می گردند.
جهانیان دیدند که زن مسلمان، با حفظ آئین عفاف و حجاب و با ظرافت از گل لطیف ترش و با نیروی الهی ایمانش، مشتی پولادین و غرشی چون رعد در مقابل تبهکاران می گردد و آتش مرگ آور برای خیمه شب بازی های استعمار می شود.
آری یکی از ابعاد مثبت انقلاب اسلامی ایران این بود که توطئه استعمار فرهنگی را نیز خنثی کرد و برملا ساخت و این تهمت را هم مرتفع نمود.
بیچاره زنان غرب زده، استعمار زده، فریب خورده و بی خبر از روح و حیات اسلامی، آنان که حتی واژه زیبای آزادی را ادراک نکرده اند و شیاطین استعماری برای حفظ منافع خود نگذاشتند که آنان این مفاهیم را درک کنند و در نتیجه، زن معاصر، اسیر و برده مد و مدپرستی گشت و وسیله ای برای خوشگذرانیهای مردان آلوده و منحرف!.
زن غربی، بیچاره ترین زن، در عصر ما است زیرا با احترامی دروغین و کاذب و فریب دادن او به نام آزادی و روشنفکری از او کالائی ساخته اند و او هر لحظه با خودنمائی در انظار، خویشتن را عرضه می کند و متأسفانه بسیاری از آنان هم نمی دانند که نمی دانند و این بی خبری یا راضی شدن به ذلت، از سوی زن غربی، بلایی مهلک برای وی گشته و مهلک تر و دردناکتر این که: کسی که درک نکرد و ندانست یا به همین حالت راضی شد و تن در داد، هرگز بیدار نخواهد گشت و برای آزاد شدن تصمیم نخواهد گرفت مانند بردگان که تنها به سیر شدن شکمشان راضی بودن و برای اربابانشان خوش خدمتی می کردند و هرگز به آزاد شدن خویش نمی اندیشیدند.
بانوان جهان!
با احترام به همه زنان جهان و با یاری خدای متعال بر آن هستیم که شخصیت زن را مخصوصاً از دیدگاه قرآن، کتاب آسمانی اسلام، مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم و بانوان جهان را به حقیقت آشناتر سازیم، و از این طریق، این قشر عظیم و مؤثر و این رکن اساسی جامعه را به ارزش واقعی خود آگاه تر نمائیم. گر چه حق این مطلب در نگارشهای مختصر و محدود ادا نمائیم.
قرآن، همچنانکه همه حقایق را بیان کرده است، از مقام والای زن نیز دفاع نموده و حقیقت وجودی و شخصیت او را معرفی کرده است.
زیرا قرآن، تنها یک مجموعه قوانین، و یک سلسله مقررات خشک و بی روح و بدون تفسیر نیست. در قرآن قانون هست و تاریخ هم هست، موعظه و اخلاق دارد، قواعد کلی جامعه شناسی و سبب پیروزی ها و شکست ها را نشان می دهد، و دارای تفسیر هم می باشد.
همانگونه که در بسیاری از موارد، به صورت ابلاغ و بیان قانون، دستورالعمل ها امر و نهی ها را معین می کند. در جای دیگر وجود و هستی را تفسیر می نماید، راز آفرینش و خلقت انسان، زمین، آسمان، گیاه و حیوان را اعلام می دارد و علل موت ها، حیات ها، مرگها، زندگیها، عزت ها، ذلت ها، ترقی ها و انحطاطها را بیان می کند.
قرآن یک کتاب فلسفی نیست ولی در مورد جهان، انسان و اجتماع که سه موضوع اساسی فلسفه است، به گونه ای روشن و قاطع نظر می دهد و با روش مخصوص خود، به کسانی که آشنائی کامل با قرآن دارند جهان بینی خاص را می بخشد و با نیروی خلل ناپذیری که از منابع کمال مطلق و مبدأ علم الهی سرچشمه گرفته است، افق فکری پیروانش را روشنتر نموده بینشی عمیق و نافذ در ادراک حقایق جهان، به آنان می بخشد و پیروان واقعی قرآن، از این طریق مانند مادیون در گرداب های هولناک زندگی، اسیر خیالبافیها و کجرویها نمی گردند.
قرآن، برخلاف همه آراء فلسفی و مذهبی و عادتهای پیش از نزول قرآن و سنتهای همزمان با نزول قرآن و بر خلاف برخی از آراء و عادات زمانهای اخیر، حقیقت وجودی زن را همانند مرد دانسته و مانند دیگران سرشت وی را جدا از مرد و طفیلی معرفی نکرده است.
و من آیاته خلق الکم من انفسکم ازواجاً(1)
از نشانه های او است که برای شما از نفسس و جان خودتان، جفت آفرید...
و در جای دیگر می فرماید:
ولله جعل لکم من انفسکم ازواجاً(2)
و لله است که برای شما از جنس و جان خودتان جفت قرار داد.
و در جای دیگر سرشت و خمیر مایه زن و مرد را یکی معرفی کرده و می فرماید:
و الله خلقکم من تراب ثم من نطفة ثم جعلکم ازواجاً(3)
و خدا است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آنگاه شما را جفت جفت قرار داد
ناگفته پیدا است که مایه اصلی زن و مرد را از یکدیگر جدا نکرده و هیچکدام را بر دیگری ترجیع نداده است.
و بالاخره، در این کتاب، شخصیت زن از دیدگاه قرآن، مورد تحلیل قرار می گیرد و جهانیان را به حقایق قرآنی پیرامون زن، آشنا می سازیم.
در اینجا لازم می دانم از برادران اندیشمند و خدوم در معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، که با علاقمندی در نشر معارف الهی اسلام می کوشند و در پاسداری از فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی، سعی بلیغ و وافر دارند و در طبع و نشر این اثر، همکاری کردند، تشکر و قدردانی نمایم.
اللهم وفقهم وایانا لماتحب و ترضی
حوزه مقدسه علمیه قم، هادی دوست محمدی