فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

2 - دیوان حافظ

منبع دوم برای شناخت حافظ دیوان اشعار او می باشد. شناختن یک نفر از روی اثر او کاری است بسیار منطقی، زیرا المرء مخبوء تحت لسانه،(475) البته هر کسی هم این قدرت را ندارد که فرد را از روی اثرش بشناسد. شناخت حافظ نیز از روی دیوان او خالی از دشواری نیست، زیرا در بعضی از اشعار او یک حالت لاابالی گری و فسق و فجور و پشت پا زدن به همه سنن و مقدسات منعکس است و از طرفی هم اشعاری دارد که بدون هیچ توجیه و تأویلی بیانگر ناب ترین نکات عرفانی و اخلاقی می باشد و این دو گانگی در اشعار حافظ در احدی نظیر ندارد. به هر حال، در مورد شناخت حافظ از روی او چندین دیدگاه وجود دارد که به بررسی آن ها می پردازیم:

فرضیه اول:

حافظ در دیوانش صرفاً یک شاعر است. به تمام معنی کلمه او یک هنرمند است که هدفش ایجاد یک شاهکار هنری می باشد. هنرمند به دنبال سوژه می گردد که هنر خود را به بهترین وجهی ظاهر کند، اما لازم نیست که خود سوژه، مورد ارادت خاص هنرمند باشد، بنابراین دیوان حافظ را هم از نظر محتوا و سوژه نباید جدی گرفت؛ چه آن جا که دم از می و معشوق می زند و چه آن جا که سخن از عرفان و سلوک می گوید، زیرا هر دو برای او سوژه بوده است.
مطابق این فرضیه نمی توان از دیوان حافظ راجع به شخصیت او چیزی استنباط کرد، چون ظاهر کلام او در هیچ مقوله ای حجت نیست، اما کسی که با دیوان حافظ آشنا باشد نمی تواند این حرف را قبول کند و حافظ را صرفا یک شاعر هنرمند بداند، زیرا اشعار او موج یک روح پاک است که به زبان رسیده.
سخن مصنوعی قدرت ندارد دل ها را جذب کند و ممکن نیست کسی واقف به اسرار و رموز عرفان و سیر و سلوک و معنویت نباشد و چنین اثر جاودانی خلق کند که بعد از هفتصد سال هنوز در خلوت های شب، اشک ها را جاری می سازد.

فرضیه دوم:

حافظ تحت تأثیر حالات مختلف این اشعار را سروده است و این نوسان در شعر حافظ نشانگر نوسان روح اوست که بین المشرق و المغرب در نوسان بود.
ادوارد براون در تاریخ ادبیات ایران پس از بیان این نظریه در پاسخ اعتراض می گوید: شما ایرانی ها را نشناخته اید. ایرانی یک چنین جنسی دارد!(476)