فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

1 - تاریخ

حافظ در زمان خودش بیشتر به عنوان یک عالم فاضل معروف بوده، نه به عنوان یک شاعر یا یک صوفی مقدمه نویس و جمع کننده دیوان او که معاصر و هم شاگردی او بود از حافظ چنین یاد می کند: ((ذات ملک صفات، مولانا الاعظم السعید، المرحوم الشهید (مقصود شهید عرفان و عشق است) مفخر العماء، استاد نحاریر الادبا، معدن اللطائف الروحانیة، مخزن المعارف السبحانیة، شمس الملة و الدین محمد الحافظ الشیرازی طیب الله تربته و رفع فی عالم القدس رتبته)) همچنین کاتب بسیار قدیمی دیوان او که در زمانی بسیار نزدیک به زمان او بده در آخر دیوان چنین می گوید: تم دیوان المولی العالم الفاضل ملک القراء و افضل المتاخرین، شمس الملة و الدین....
بنابراین حافظ در زمان خود بیشتر از زمره علما بوده و سایر جنبه های او و شاعر و درویش بودنش برتری داشته است؛ یعنی نه شاعر به حساب می آمده و نه صوفی، چون اعمال متصوفه بر کسی پوشیده نبود و استادان و مدارس خاصی داشتند. با این که حافظ در دیوان خود تکیه خاصی بر مرشد و پیر دارد هیچ کس نتوانسته است نشان دهد مرشد او چه کسی بوده است؛ البته حافظ استاد و معلم رسمی در رشته های دیگر داشته است که یکی از آن ها میر سید شریف علامه گرگانی می باشد که شاگردانش را از خواندن شعر بر حذر می داشت، ولی هرگاه حافظ را می دید می پرسید: بر شما چه الهام شده است. غزل خود را بخوانید و در جواب اعتراض شاگردان می گفت: شعر حافظ همه، الهامات و حدیث قدسی و لطایف حکمی و نکات قرآنی است، پس باید توجه داشت از همان زمان های قدیم به حافظ لسان الغیب می گفتند.
چنان چه ذکر شد هر چه تاریخ حافظ را بیشتر مطالعه کنیم چهره علمی او بر ما آشکارتر می گردد و تا حدود زیادی پرده های تهمت از روی او کنار می رود.(474)

2 - دیوان حافظ

منبع دوم برای شناخت حافظ دیوان اشعار او می باشد. شناختن یک نفر از روی اثر او کاری است بسیار منطقی، زیرا المرء مخبوء تحت لسانه،(475) البته هر کسی هم این قدرت را ندارد که فرد را از روی اثرش بشناسد. شناخت حافظ نیز از روی دیوان او خالی از دشواری نیست، زیرا در بعضی از اشعار او یک حالت لاابالی گری و فسق و فجور و پشت پا زدن به همه سنن و مقدسات منعکس است و از طرفی هم اشعاری دارد که بدون هیچ توجیه و تأویلی بیانگر ناب ترین نکات عرفانی و اخلاقی می باشد و این دو گانگی در اشعار حافظ در احدی نظیر ندارد. به هر حال، در مورد شناخت حافظ از روی او چندین دیدگاه وجود دارد که به بررسی آن ها می پردازیم:

فرضیه اول:

حافظ در دیوانش صرفاً یک شاعر است. به تمام معنی کلمه او یک هنرمند است که هدفش ایجاد یک شاهکار هنری می باشد. هنرمند به دنبال سوژه می گردد که هنر خود را به بهترین وجهی ظاهر کند، اما لازم نیست که خود سوژه، مورد ارادت خاص هنرمند باشد، بنابراین دیوان حافظ را هم از نظر محتوا و سوژه نباید جدی گرفت؛ چه آن جا که دم از می و معشوق می زند و چه آن جا که سخن از عرفان و سلوک می گوید، زیرا هر دو برای او سوژه بوده است.
مطابق این فرضیه نمی توان از دیوان حافظ راجع به شخصیت او چیزی استنباط کرد، چون ظاهر کلام او در هیچ مقوله ای حجت نیست، اما کسی که با دیوان حافظ آشنا باشد نمی تواند این حرف را قبول کند و حافظ را صرفا یک شاعر هنرمند بداند، زیرا اشعار او موج یک روح پاک است که به زبان رسیده.
سخن مصنوعی قدرت ندارد دل ها را جذب کند و ممکن نیست کسی واقف به اسرار و رموز عرفان و سیر و سلوک و معنویت نباشد و چنین اثر جاودانی خلق کند که بعد از هفتصد سال هنوز در خلوت های شب، اشک ها را جاری می سازد.