فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

راه های شناخت شخصیت حافظ

بحث ما از عرفان در شناخت حافظ نیز در صورتی صحیح است که ما او را هم از جمله عارفان به حساب آوریم، اما آن چه امروز بیشتر رواج یافته، این است که عده ای او را شاعر عیاش و یا شاعری در حد طبقه متوسط می دانند.
ما برای این که بدانیم حافظ کیست و چه شخصیتی دارد دو راه داریم:
1 - بررسی تاریخ او 2 - بررسی دیوان او.(473)

1 - تاریخ

حافظ در زمان خودش بیشتر به عنوان یک عالم فاضل معروف بوده، نه به عنوان یک شاعر یا یک صوفی مقدمه نویس و جمع کننده دیوان او که معاصر و هم شاگردی او بود از حافظ چنین یاد می کند: ((ذات ملک صفات، مولانا الاعظم السعید، المرحوم الشهید (مقصود شهید عرفان و عشق است) مفخر العماء، استاد نحاریر الادبا، معدن اللطائف الروحانیة، مخزن المعارف السبحانیة، شمس الملة و الدین محمد الحافظ الشیرازی طیب الله تربته و رفع فی عالم القدس رتبته)) همچنین کاتب بسیار قدیمی دیوان او که در زمانی بسیار نزدیک به زمان او بده در آخر دیوان چنین می گوید: تم دیوان المولی العالم الفاضل ملک القراء و افضل المتاخرین، شمس الملة و الدین....
بنابراین حافظ در زمان خود بیشتر از زمره علما بوده و سایر جنبه های او و شاعر و درویش بودنش برتری داشته است؛ یعنی نه شاعر به حساب می آمده و نه صوفی، چون اعمال متصوفه بر کسی پوشیده نبود و استادان و مدارس خاصی داشتند. با این که حافظ در دیوان خود تکیه خاصی بر مرشد و پیر دارد هیچ کس نتوانسته است نشان دهد مرشد او چه کسی بوده است؛ البته حافظ استاد و معلم رسمی در رشته های دیگر داشته است که یکی از آن ها میر سید شریف علامه گرگانی می باشد که شاگردانش را از خواندن شعر بر حذر می داشت، ولی هرگاه حافظ را می دید می پرسید: بر شما چه الهام شده است. غزل خود را بخوانید و در جواب اعتراض شاگردان می گفت: شعر حافظ همه، الهامات و حدیث قدسی و لطایف حکمی و نکات قرآنی است، پس باید توجه داشت از همان زمان های قدیم به حافظ لسان الغیب می گفتند.
چنان چه ذکر شد هر چه تاریخ حافظ را بیشتر مطالعه کنیم چهره علمی او بر ما آشکارتر می گردد و تا حدود زیادی پرده های تهمت از روی او کنار می رود.(474)

2 - دیوان حافظ

منبع دوم برای شناخت حافظ دیوان اشعار او می باشد. شناختن یک نفر از روی اثر او کاری است بسیار منطقی، زیرا المرء مخبوء تحت لسانه،(475) البته هر کسی هم این قدرت را ندارد که فرد را از روی اثرش بشناسد. شناخت حافظ نیز از روی دیوان او خالی از دشواری نیست، زیرا در بعضی از اشعار او یک حالت لاابالی گری و فسق و فجور و پشت پا زدن به همه سنن و مقدسات منعکس است و از طرفی هم اشعاری دارد که بدون هیچ توجیه و تأویلی بیانگر ناب ترین نکات عرفانی و اخلاقی می باشد و این دو گانگی در اشعار حافظ در احدی نظیر ندارد. به هر حال، در مورد شناخت حافظ از روی او چندین دیدگاه وجود دارد که به بررسی آن ها می پردازیم: