فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

عرفان نظری:

جهان بینی عرفانی بینش خاص عرفا در مورد هستی و انسان می باشد. اصل این بینش اشراقی و قلبی و معنوی است که به بیان فلسفی در آمده و از آن به عرفان فلسفی هم تعبیر می شود. آغاز عرفان نظری از زمانی است که عرفان به صورت یک فلسفه و یک بینش خاص درباره وجود و هستی مدون شد.
محی الدین عربی اول کسی است که عرفان را به صورت یک مکتب منظم در آورد. مسأله وحدت وجود هم که محور جهان بینی عرفانی است اولین بار به وسیله او مطرح شد. محیی الدین در عرفان عملی هم قدم راسخ و کم نظیر داشته است. او در هر نوع عرفان به شیخ اکبر ملقب است. صدرالدین قونوی، ابن فارض مصری، داود قیصری، مولوی رومی، عبدالرزاق کاشانی، محمود شبستری، جامی و... همه از شاگردان مکتب او به حساب می آیند.

راه های شناخت شخصیت حافظ

بحث ما از عرفان در شناخت حافظ نیز در صورتی صحیح است که ما او را هم از جمله عارفان به حساب آوریم، اما آن چه امروز بیشتر رواج یافته، این است که عده ای او را شاعر عیاش و یا شاعری در حد طبقه متوسط می دانند.
ما برای این که بدانیم حافظ کیست و چه شخصیتی دارد دو راه داریم:
1 - بررسی تاریخ او 2 - بررسی دیوان او.(473)

1 - تاریخ

حافظ در زمان خودش بیشتر به عنوان یک عالم فاضل معروف بوده، نه به عنوان یک شاعر یا یک صوفی مقدمه نویس و جمع کننده دیوان او که معاصر و هم شاگردی او بود از حافظ چنین یاد می کند: ((ذات ملک صفات، مولانا الاعظم السعید، المرحوم الشهید (مقصود شهید عرفان و عشق است) مفخر العماء، استاد نحاریر الادبا، معدن اللطائف الروحانیة، مخزن المعارف السبحانیة، شمس الملة و الدین محمد الحافظ الشیرازی طیب الله تربته و رفع فی عالم القدس رتبته)) همچنین کاتب بسیار قدیمی دیوان او که در زمانی بسیار نزدیک به زمان او بده در آخر دیوان چنین می گوید: تم دیوان المولی العالم الفاضل ملک القراء و افضل المتاخرین، شمس الملة و الدین....
بنابراین حافظ در زمان خود بیشتر از زمره علما بوده و سایر جنبه های او و شاعر و درویش بودنش برتری داشته است؛ یعنی نه شاعر به حساب می آمده و نه صوفی، چون اعمال متصوفه بر کسی پوشیده نبود و استادان و مدارس خاصی داشتند. با این که حافظ در دیوان خود تکیه خاصی بر مرشد و پیر دارد هیچ کس نتوانسته است نشان دهد مرشد او چه کسی بوده است؛ البته حافظ استاد و معلم رسمی در رشته های دیگر داشته است که یکی از آن ها میر سید شریف علامه گرگانی می باشد که شاگردانش را از خواندن شعر بر حذر می داشت، ولی هرگاه حافظ را می دید می پرسید: بر شما چه الهام شده است. غزل خود را بخوانید و در جواب اعتراض شاگردان می گفت: شعر حافظ همه، الهامات و حدیث قدسی و لطایف حکمی و نکات قرآنی است، پس باید توجه داشت از همان زمان های قدیم به حافظ لسان الغیب می گفتند.
چنان چه ذکر شد هر چه تاریخ حافظ را بیشتر مطالعه کنیم چهره علمی او بر ما آشکارتر می گردد و تا حدود زیادی پرده های تهمت از روی او کنار می رود.(474)