فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

عرفان در دیوان حافظ

دیوان حافظ از قدیم الایام یک دیوان عرفانی تلقی شده است. البته دواوین عرفانی زیاد است. ولی دیوانی که گوینده آن واقعاً مرد عارفی بوده و ادراکات عارفانه خود را در شعرش منعکس نموده باشد کمتر پیدا می شود. در زبان فارسی از همه معروف تر و شاخص تر دو دیوان است: یکی مثنوی مولوی و دیگر دیوان حافظ. دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است، اما عرفان به علاوه هنر؛ یعنی سرچشمه آن عرفان است که به صورت شعر ظاهر شده است. در بحث از عرفان حافظ، ناگزیر باید خود عرفان را بشناسیم که دارای دو قسمت می باشد: عرفان عملی و عرفان نظری.

عرفان عملی:

طی منازل سیر و سلوک از ابتدا تا انتها یا از ((یقظه)) تا ((فنای فی الله)) را عرفان عملی گویند. به عقیده عرفا این مسأله یک مسأله تجربی و آزمایشی است و از این نظر در میان علومی که ما در گذشته داشته ایم از همه شبیه تر به علوم تجربی امروزی همین عرفان عملی می باشد و از نظر روانشناسی یک وادی ناشناخته است که تا وقتی کسی مرد عمل در این وادی نباشد قدرت تفسیر آن را نخواهد داشت.
مسأله انسان و شناخت حرکت او از اولین تا آخرین مرحله مسأله فوق العاده عظیمی است؛ یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه(472) یک قسمت از ارزش کار حافظ این است که توانسته حالات عرفان عملی و سیر و سلوک را در شعر خود منعکس کند.

عرفان نظری:

جهان بینی عرفانی بینش خاص عرفا در مورد هستی و انسان می باشد. اصل این بینش اشراقی و قلبی و معنوی است که به بیان فلسفی در آمده و از آن به عرفان فلسفی هم تعبیر می شود. آغاز عرفان نظری از زمانی است که عرفان به صورت یک فلسفه و یک بینش خاص درباره وجود و هستی مدون شد.
محی الدین عربی اول کسی است که عرفان را به صورت یک مکتب منظم در آورد. مسأله وحدت وجود هم که محور جهان بینی عرفانی است اولین بار به وسیله او مطرح شد. محیی الدین در عرفان عملی هم قدم راسخ و کم نظیر داشته است. او در هر نوع عرفان به شیخ اکبر ملقب است. صدرالدین قونوی، ابن فارض مصری، داود قیصری، مولوی رومی، عبدالرزاق کاشانی، محمود شبستری، جامی و... همه از شاگردان مکتب او به حساب می آیند.