فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

مراحل و منازل ولایت

کمال و قدرتی که در اثر عبودیت و اخلاص و پرستش واقعی نصیب بشر می گردد منازل و مراحلی دارد: اولین مرحله مرحله تسلط انسان بر نفس خویشتن است بدین ترتیب که اولا بینشی نافذ پیدا می کند، انْ تتقوا الله یجعل لکم فرقانا(467) و ثانیا آدمی بر نفس و قوای نفسانی خویش غالب و قاهر می گردد، ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر(468)
مرحله دوم، تسلط و ولایت بر اندیشه های پراکنده، یعنی تسلط بر نیروی تخیل است.
قوه تخیل از عجیب ترین نیروهای ماست که ذهن ما به وسیله آن هر لحظه از موضوعی متوجه موضوعی دیگر می شود. این قوه در اختیار ما نیست، بلکه گویا ما در اختیار این قوه عجیب هستیم، لذا تلاش برای تمرکز ذهن بر یک موضوع معین میسر نیست، و قوه تخیل، ذهن را دایماً متوجه این سو و آن سو می کند به عنوان مثال نمی توانیم در نماز حضور قلب داشته باشیم البته باید توجه داشته داشت که انسان جبراً و اضطراراً محکوم قوه خیال نیست و کاملان و اهل ولایت قادرند این قوه را مطیع خود نمایند و در نتیجه هر وقت اراده کنند، این قوه با بازیگری های خود مانع نمی گردد.
اسلام از راه عبادت و توجه به خدا این پیروزی بر قوه خیال را تأمین می کند، نه از طریق ریاضت های ناروا و ستم بر بدن.
مرحله سوم این است که روح در مراحل قوت و قدرت و ربوبیت و ولایت به جایی می رسد که در بسیاری از چیزها، از بدن خود بی نیاز می گردد؛ در حالی که بدن صد در صد نیازمند به روح است. این بی نیازی گاهی در چند لحظه و گاهی مکرر و گاهی به طور دائم صورت می گیرد و این همان است که به خلع بدن معروف می باشد.
البته خلع بدن دلیل بر کمال زیادی نیست، و افرادی که هنوز قدم به مراحل بالای سیر و سلوک نگذاشته اند هم، ممکن است به این مرحله برسند.
مرحله چهارم این است که خود بدن از هر لحاظ تحت فرمان و اراده شخص در می آید بطوریکه در حوزه بدن خود شخص، اعمال خارق العاده ای سر می زند. امام صادق علیه السلام می فرماید: ما ضعف بدن عما قویت علیه النیة؛(469)
یعنی اگر نفس انسان با اراده قوی انجام کاری را مورد توجه قرار دهد، بدن از انجام آن کار ناتوانی نشان نمی دهد.
مرحله پنجم که بالاترین مراحل است این است که حتی طبیعت خارجی نیز تحت نفوذ اراده انسان قرار می گیرد. معجزات و کرامات انبیا و اولیای خداوند نیز جز مظهری از ولایت تصرف و تکوینی نیست که به صاحب آن از طرف خداوند، نوعی قدرت و اراده داده شده که می تواند به اذن و امر پروردگار در کائنات تصرف نماید.
در انجام معجزه نباید گمان کرد که شخصیت و اراده صاحب معجزه هیچگونه دخالتی ندارد و معجزه تصرف مستقیم خداوند است که بدون دخالت اراده انسان، معجزه را انجام می دهد، زیرا اولاً خداوند ابا دارد که یک فعل طبیعی بدون واسطه و خارج از نظام از هستی صورت بگیرد و در واقع اراده انسان کامل واسطه انجام این معجزات است و ثانیاً قرآن تصریح می کند که آورنده معجزه خود پیامبران هستند، البته با اذن خداوند که منظور از اذن اعطای نوعی کمال است که منشأ چنین آثاری می گردد و اگر خداوند بخواهد، آن کمال را می گیرد.
در خاتمه نکته ای را که در اول بحث ذکر شد دوباره توضیح می دهیم و آن این که همه این مراحل نتیجه قرب به پروردگار است و قرب حق یک حقیقت واقعی است نه یک تعبیر مجازی و اعتباری.
از احادیث موجود استفاده می شود که عبادت موجب تقرب و تقرب موجب محبوبیت نزد خداست؛ یعنی با عبادت، انسان به خدا نزدیک می شود و در اثر این نزدیک، قابلیت عنایت خاص او را می یابد و در اثر عنایت های خداوند، گوش و چشم و دست و زبان او خدایی می گردد و با قدرت الهی می شنود و می بیند و می گوید و کارهای خود را انجام می دهد.
ویژگی خاص مذهب تشیع را می توان در دید خاص آن درباره انسان دانست که از طرفی انسان را دارای استعدادهای شگرف می شمارد و نیز جهان انسان را هرگز خالی از وجود انسان کامل نمی داند و از طرف دیگر تنها راه رسیدن به مقامات انسانی را عبودیت می داند. عبودیتی که جز با عنایت معنوی و قافله سالاری انسان کامل همان ولی و حجت خداست و امام زمان است میسر نمی باشد. از این رو اولیای این مذهب گفته اند: بنی الاسلام علی خمس؛ علی الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولایة و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایة.(470)(471)

خلاصه کتاب« عرفان حافظ»

عرفان در دیوان حافظ

دیوان حافظ از قدیم الایام یک دیوان عرفانی تلقی شده است. البته دواوین عرفانی زیاد است. ولی دیوانی که گوینده آن واقعاً مرد عارفی بوده و ادراکات عارفانه خود را در شعرش منعکس نموده باشد کمتر پیدا می شود. در زبان فارسی از همه معروف تر و شاخص تر دو دیوان است: یکی مثنوی مولوی و دیگر دیوان حافظ. دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است، اما عرفان به علاوه هنر؛ یعنی سرچشمه آن عرفان است که به صورت شعر ظاهر شده است. در بحث از عرفان حافظ، ناگزیر باید خود عرفان را بشناسیم که دارای دو قسمت می باشد: عرفان عملی و عرفان نظری.