فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

1) ولای محبت یا قرابت:

یعنی مردم توصیه شده اند به این که نسبت به اهل بیت پیامبر علیهم السلام که ذوی القربای اویند به طور خاص، زائد بر آنچه ولای اثباتی عام اقتضا می کند، محبت بورزند.
در این جا دو بحث لازم است: اولا این که چرا در مورد اهل بیت این قدر توصیه شده و این مطلب چه نتیجه ای دارد؟
پاسخ این پرسش این است که طبق نص قرآن، فایده این کار عاید خود مردم می شود، زیرا ولای محبت مقدمه ای است برای سایر ولاها. همچنین عشق و محبت به اولیای خدا عامل بسیار ارزنده ای است برای تربیت و به حرکت در آوردن روح انسان ها.
سوال دوم این است که آیا این ولا از مختصات شیعه است؟
در جواب می گوییم: خیر. بسیاری از مسلمانان سایر فرقه ها نیز به این ولا اهمیت می دهند و اشعار و سخنانی که از بزرگان آنها و حتی روسای مذاهب چهارگانه آن ها بیان شده معرف این مطلب است. شیعه و سنی در این مسأله اختلاف نظر ندارند؛ مگر ناصبیها که دارای بغض اهل بیت هستند. به هر حال اگر این نوع ولا به اهل بیت نسبت داده شود و آن ها را صاحب ولا، بخوانیم باید بگوییم: ((ولای قرابت)) و اگر به مسلمانان از نظر وظیفه ای که درباره علاقه به اهل بیت دارند - نسبت داده شود باید بگوییم ((ولای محبت)).
بحث دیگری در این جا پیش می آید و آن این که بعضی توهم کرده اند که ((ولی)) در قرآن به معنی دوست به کار رفته است و به خاطر همین، گفته اند: آیه انما ولیکم الله... نیز فقط اثبات دوستی است؛ در حالی که این توهم باطل است، زیرا مثلاً معنای الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور(458) این نیست که خدا دوست اهل ایمان است، بلکه یعنی خدا با عنایت خاص خود متصرف در شؤون اهل ایمان است.
یا الا انّ اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون(459) بدین معنی نیست که بر دوستان خدا ترسی نیست، بلکه یعنی کسانی که خدا ولی امر آن ها و متصرف در شوون آن هاست مورد ترس و نگرانی نمی باشند. همچنین معنای المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض این است که مومنان در شؤون یکدیگر متصرف و در سرنوشت هم مؤثرند، و لذا بعد از آن می فرماید: یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر،(460) بنابراین در آیه انما ولیکم الله... نیز مقصود این است که خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام اختیاردار و ذی حق در تصرف در شوون شما هستند.(461)

2) ولای امامت:

امامت یعنی مقام مرجعیت و پیشوایی دین. چنین مقامی مستلزم عصمت است، و چنین کسی قول و عملش برای دیگران سند و حجت است. این مقام پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به اهل بیت رسید و تایید آن با حدیث ثقلین است که چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن ها را قرین قرآن قرار داد و از طرفی باطل و نادرستی پیرامون قرآن نمی گردد، لذا آن ها نیز باید چنین باشند. امامت و پیشوایی دینی به طوری که آن چه پیشوا می گوید و عمل می کند، حجت الهی تلقی شود نوعی ولایت است، زیرا تسلط و تصرف در شوون مردم می باشد.

3) ولای زعامت:

زعامت یعنی حق رهبری اجتماعی و سیاسی. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمان حیات خود، هم مرجع دینی بودند هم ولایت قضایی داشت و هم ولایت سیاسی و اجتماعی به نظر ما شیعیان و طبق احادیث نبوی و آیاتی، مثل اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم(462) یا انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون (463) ولایت به معنای زعامت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به ائمه معصومین علیهم السلام رسیده است. البته باید توجه کرد که کلمه امامت اگر چه اغلب در مورد پیشوایی در اخذ مفاهیم دین به کار می رود، ولی کاربرد گسترده ای دارد و حتی به حاکم جائر و ظالم نیز امام جائر گفته اند، اما در عرف شیعه این کلمه فقط بر دوازده معصوم علیهم السلام اطلاق می شود.