فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

ولاء منفی

قرآن کریم، مسلمانان را از اینکه دوستی و سرپرستی غیر مسلمانان را بپذیرند سخت بر حذر داشته است؛ البته نه از باب اینکه دوست داشتن انسانهای دیگر بد است، بلکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم رحمة للعالمین است و اسلام، حتی مشرک را هم دوست دارد، اما نه برای شرک او. بلکه از آن جهت که او هم یک مخلوق است، مثل این که ما به یک انسان بیمار علاقه و ترحم داریم و در عین حال با بیماری او مبارزه می کنیم.
در اسلام حب و بغض هست اما عقلی، نه احساسی و عاطفی. اسلام بشر دوست است، اما می گوید: ریشه کفر را از بین ببرید و تا از بین نرفته دستور احتیاط و اجتناب می دهد تا اعتقادات آن ها در مسلمانان نفوذ نکند، زیرا طبق نص قرآن، میل قلبی و تلاش کفار این است که دیگران را به کیش و آیین خود در آورند، بنابراین یک مسلمان نباید فراموش کند که او عضوی از یک جامعه توحیدی است و شخص غیر مسلمان عضوی از یک جامعه دیگر و روابط آن ها نباید با مصالح کلی جامعه اسلامی منافات داشته باشد.

ولای اثباتی عام

اسلام می خواهد یک نظام اجتماعی بر اساس ایمان تشکیل دهد و ایمان اساس ولا و محبت میان مؤمنان است. طبق آیه 71 سوره توبه چون مؤمنین نسبت به هم نزدیکند و به سرنوشت اجتماع علاقه مند می باشند، نسبت به هم تعهد و مسوولیت دارند و این تعهد باعث می شود که امر به معروف و نهی از منکر کنند و ثمره این کار، احیای رابطه انسان و خدا (نماز) و حسن رابطه بین مسلمانان (مثل زکات) است.(451)
ولای اثباتی عام همین محبت عموم مومنین به یکدیگر است که در کنار ولای منفی مورد توجه قرآن کریم می باشد؛ مثلاً آیه آخر سوره فتح، محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار، رحماء بینهم(452)
هم ولای منفی را بیان می کند و هم ولای اثباتی را، ولی از مصیبت های امروز مسلمین این است که سعی دشمنان در تبدیل آن دو ولا (منفی به جای مثبت و مثبت به جای منفی) متاسفانه تا حدود زیادی موفق گردیده است. مسلمین با غیر مسلمین روابط صمیمانه ای دارند، اما در درون خود دچار انواع اختلافات فرقه ای و روابط خصمانه می باشند.
به قولی علی علیه السلام: فیا عجبا... من اجتماع هؤلاء القوم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم(453)(454)

ولای اثباتی خاص

ولای اثباتی خاص همان ولای اهل البیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می باشد. و در آن شکی نیست.
آیاتی، مثل: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی(455) و انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون(456) و حدیث من کنت مولاه فهذا علی مولاه(457) و... کاملا تاییدی بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام است. البته در مورد آیه انما ولیکم الله بعضی از اهل تسنن اشکال کرده اند و گفته اند: این آیه بیانگر ولای عام است، اما این سخن اشتباه است، زیرا زکات دادن در حال رکوع یک کار معمولی برای مسلمانان نبوده است تا بگوییم: قرآن همه را مدح می کند و این ولایت را برای همه اثبات می نماید، بلکه بحث از شخص معینی است که این کار را کرده و خدا او را مانند خود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، ولی مومنین حساب می کند، بنابراین مسأله ولای خاص در مورد علی علیه السلام و اهل بیت تردیدپذیر نیست. منتها بحث و اختلاف در این است که منظور از ولا در موارد فوق چیست؟
ولا معمولا در چهار معنی استعمال می شود: