فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

تفکر اسلامی درباره زهد و ترک دنیا

گفتیم که تعالیم اسلامی به طور کلی در هر مقامی، حیاتبخش هستند. منظور از ((احیای تفکر اسلامی)) این است که اگر جایی مردگی و سکون مشاهده کردیم، باید بفهمیم که آن تعالیم از اسلام نیست و باید تصور خود و جامعه را از آن انحراف تحصیح نماییم.
در ادامه بحث زهد یاد آوری می کنیم که معنی زهد، ((بی رغبتی)) است، ولی نه هر بی رغبتی.
شخص مریضی را که مثلاً به شیرینی رغبت ندارد، زاهد نمی گویند، بلکه زاهد به عنوان یک مفهوم اخلاقی، کسی است که به حسب طبیعت و غریزه، به لذات مادی رغبت دارد، ولی به خاطر هدفی عالی از آن لذات صرف نظر کرده، خود را مثل اشخاص بی رغبت نشان می دهد. حال می خواهیم ببینیم که اولاً به طور کلی چه هدف هایی هستند که راه رسیدن به آن ها، اعراض از لذایذ دنیوی است و ثانیاً نظر اسلام راجع به آن هدف ها چیست؟
مجموعاً شش هدف برای زهد و اعراض از لذایذ دنیوی هست که دو تا از آن ها مورد تایید اسلام نیست و در واقع فلسفه های غلط زهد می باشند. و بقیه را اسلام با قاطعیت تایید کرده است که ما در این جا به بیان هر شش نظر می پردازیم:
1 - یکی از نظرات درباره زهد ((که در مکتب مسیحیت منحرف شده، زهد را این چنین تعریف می کنند و در واژه نامه المنجد نیز چنین بیان شده) این است که الزهد ترک الدنیا للتخلی للعبادة؛(397) یعنی گویا ما دو نوع کار داریم:
بعضی کارها فقط مربوط به دنیاست، مثل زراعت و تجارت و دنبال روزی رفتن و... و اساساً این کارها ربطی به آخرت ندارد. در مقابل کارهایی هست به نام عبادت که اگر مضر نباشد، تأثیر مفیدی در زندگی دنیا ندارد، مثل نماز و روزه و دعا و ریاضت. معنای زهد هم این است که برای رسیدن به کار آخرت، کار دنیا را باید رها کرد. نتیجه چنین زهدی همان رهبانیت است.
آیا اسلام این مفهوم را برای زهد می پذیرد؟مسلماً خیر. این سخن نیاز به توضیح ندارد. فقط مختصراً می گوییم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا رهبانیة فی الاسلام(398) و حتی اسلام بسیاری از آن چه را مسیحیت جزء دنیا می داند با شرط این که برای خدا صورت گرفته باشد، جزء آخرت می داند؛ مثلاً اگر شما به دنبال کسب مال می روید تا قدرت اقتصادی جامعه خود را افزایش دهید این یک عبادت و کار آخرتی است. در مقابل آن چه را هم که بسیاری از مکاتب فقط برای آخرت مفید می دانند، از نظر اسلام جزء زندگی دنیوی هم هست؛ مثلاً نماز و روزه و دعا نه تنها به درد آخرت، که به درد دنیا هم می خورد و از طرفی اگر دین گفته: شراب و ربا حرام است، این ها هم برای زندگی دنیوی مضرند هم برای زندگی اخروی
متأسفانه تصور بسیاری از ما درباره زهد، همین شکل مسیحی و غیر صحیح آن است.
2 - مفهوم اشتباه دیگری که برای زهد بیان کرده اند این است که نمی گوییم: قلمرو دنیا از قلمرو آخرت جداست، بلکه همه کارهای دنیا را چون وظیفه است، باید انجام دهیم، ولی حساب لذت دنیا از لذت آخرت جداست؛ یعنی هر چه در این جا خوشی کنیم، از خوشی های آخرت ما کم می شود، پس لذت دنیا را ترک می کنیم تا لذت آخرت را به دست آوریم و بعضی گفته اند که مفهوم اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا(399) همین است، اما معتقدیم این فهم از زهد هم خطاست، زیرا قطعاً لذت های اخروی، نتیجه محرومیت های عمدی که بشر برای خود ایجاد کرده، نیست، بلکه مولود عوامل دیگر است. از آن طرف هم مسلماً لذات دنیا موجب محرومیت از لذات اخروی نمی شود.
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره برخی از متقین می فرماید که هم نعمت دنیا را برده اند و هم نعمت عقبی را: انّ المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا و آجل الاخرة، سکنوا الدنیا بافضل ما سکنت و اکلوها بافضل ما اکلت(400)
البته از نظر اسلام لذت های حرامی در دنیا هست که انسان را از لذت آخرت محروم می کند. این نوع لذت ها را هم که اسلام حرام کرده است، به خاطر این است که آثار بدی بر آن ها مترتب است، مانند شراب و قمار که عواقب منی برای بدن و روح انسان و اجتماع دارد، اما هر لذتی که عواقب ناگوار نداشته باشد حلال است: یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث(401) اسلام نه تنها آن معاوضه لذت دنیا با آخرت بدان شکل را قبول ندارد، بلکه کسی را که بیهوده تمتعات صحیح دنیوی را بر خود حرام کند، خطاکار می شمارد:
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق(402)(403)
علی رغم بیانات فوق، ما معتقدیم که در اسلام زهد وجود دارد. البته زهد، واجب نیست، بلکه فضیلت و کمال است؛ یعنی در اسلام توصیه شده انسان لذت پرست نباشد. اگر کسی خود را در لذایذ حلال غرق کند، کار حرامی نکرده، ولی اگر نکند، کار اخلاقی بزرگی کرده است. به هر حال، اسلام برای چند هدف، زهد و چشم پوشی از لذایذ حلال دنیوی را قبول و تایید کرده است.
فلسفه های صحیح زهد و تفکر اسلامی عبارتند از: ایثار، همدردی، آزادگی و درک لذایذ معنوی که در این جا به توضیح هر یک از آن ها می پردازیم:

1 - زهد برای ایثار:

انسان گاه در شرایطی قرار می گیرد که انسان های دیگر، مثل او یا بیشتر از او به برخی از نعمت ها احتیاج پیدا می کنند. در این جا انسان لذتی را که برای خودش حلال و جایز است، به دیگری می دهد. نه این که نخورد و دور بریزد تا در آخرت به او بدهند، بلکه سختی می کشد تا دیگران آسایش بیابند. این یکی از باشکوه ترین و عالی ترین شؤون و خصایص انسانی است. این زهد اهل بیت علیهم السلام است که نمی خورند تا بخورانند: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا(404)
قرآن در وصف چنین زاهدانی سخن بسیار دارد: و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة(405) کدام عقل و دل است که چنین زهدی را نپذیرد؟ اگر دینی چنین زهدی را توصیه نکند، اصلا دین نیست.

2 - همدردی:

گفتیم که گاه برای انسان مقدور است که حاجت دیگران را ولو با به سختی افکندن خود بر آورد، ولی گاهی کار به جایی می رسد که از ایثار هم کاری ساخته نیست؛ یعنی جامعه آن قدر بی نوا دارد که ممکن نیست این شخص بتواند با ایثار خود آن ها را متمکن کند. این جا تنها یک کار از فرد مؤمن ساخته است: حال که قادر نیست کمک مادی کند، تنها می تواند با همدردی با آن ها، کمک معنوی نماید. علی علیه السلام، اول زاهد جهان، این همدردی را وظیفه پیشوایان امت می داند، زیرا چشم ضعیفان به پیشوایان است.
می فرماید: من نمی خورم تا بتوانم به فقیران بگویم: اگر شما ندارید که بخورید، من هم که دارم، نمی خورم: انّ الله جعلنی اماما لخلقه ففرض علی ّ التقدیر فی نفسه مطعمی و مشربی و ملبسی کضعفاء الناس کی یقتدی الفقیر بفقری و لا یطغی الغنی غناه(406)
بدین ترتیب فقیر تسکین خاطری پیدا می کند و غنی هم که مرا می بیند که در راس اجتماع هستم، غنایش او را طاغی و یاغی نخواهد کرد.
البته در این جا باید به یک نکته اشاره کنیم که زهد باید متناسب با مقتضیات زمان باشد. در یک زمان برای انسان وظیفه است که زاهدانه زندگی کند و در یک زمان نه. برای همین می بینیم که از نظر ساده زیستی، زندگی ائمه علیهم السلام با هم فرق دارد. با بیانات سابق، علت این امر معلوم می شود. امام صادق علیه السلام نیز صریحا این مطلب را بیان می فرماید و به کسی که به ایشان به علت پوشیدن لباس فاخر، اعتراض می کند، چنین جواب می دهد: ((از نظر اسلام، پوشیدن لباس فاخر، گناه نیست. خدا نعمت ها را خلق کرده که از آن ها استفاده کنیم، ولی گاهی شرایط اقتضا می کند به خاطر هدف و فلسفه خاصی از آن ها صرف نظر کنیم. یکی از آن فلسفه ها آن است که در یک زمان ممکن است شرایط زندگی عموم مردم سخت باشد، در آن وقت اگر امکانات شخصی ما هم اجازه بدهد، نباید از یک زندگی عالی بهره مند بشویم، زیرا این خلاف همدلی با سایر مسلمین است، اما گاهی وضع عمومی مردم خوب است، در این جا لزومی ندارد ما لباس خوب نپوشیم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام در آن چنان شرایطی زندگی می کردند، ولی امروز وضع مردم بسیار بهتر شده است. اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم امروز حاضر بود، مثل من زندگی می کرد.))