فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

الف - توکل:

اگر در قرآن بنگریم کلمه توکل همیشه مفهومی زنده کننده، محرک و حماسی دارد؛ یعنی هر جا که قرآن می خواهد بشر را وادار به عمل کند و ترس را از انسان بگیرد، می گوید: به خدا توکل کن و جلو برو و از کثرت دشمنان نترس. ولی همین کلمه در تفکر امروز مسلمین، یک مفهوم مرده است. وقتی می خواهیم وظیفه ای را پشت سر بیندازیم و از آن جام آن شانه خالی کنیم، به توکل روی می آوریم. ((توکل بر خدا)) در میان ما، یعنی من کاری انجام نمی دهم و این مفهوم، وارونه آن چیزی است که قرآن به ما تعلیم داده است.

ب - زهد:

زهد مفهوم دیگری است که در بین ما کاملا مسخ شده است. کلمه زهد در لغت به معنی بی میلی و بی رغبتی است. معنای اخلاقی کلمه زهد، به این مفهوم که انسان باید زاهد باشد، در قرآن نیامده،(391) ولی در کلام معصومین علیهم السلام، بسیار ذکر شده است. اما زاهد به طوری که در اخبار و سنت معرفی شده غیر از آن زاهدی است که امروز در جامعه می شناسیم. درست است که زاهد به کم، قناعت می کند، اما هر شخص قانعی زاهد نیست.
اسلام طرفدار دو نوع قدرت است: یکی قدرت اقتصادی و دیگری قدرت روحی؛ و زهد یکی از مصادیق همین قدرت روحی است و معنای آن وارستگی از دنیاست. مال و ثروت و جاه و مقام و... اگر از راه مشروع به دست آورده شود و در طریق هدف مقدس به کار رود، با زهد هیچ منافاتی ندارد، بلکه مورد سفارش اسلام هم هست.
در اثبات این ادعا، امام صادق علیه السلام به زاهدهای نادان زمان خویش که به وضع ظاهری و آراسته ایشان اعتراض داشتند، فرمودند که اگر مطلب آن طور است که شما می گویید، چرا یوسف صدیق وقتی که از زندان آزاد می شود، بزرگترین پست ها (وزارت دارایی) را مطالبه می کند و می گوید: اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم(392) و قرآن هماین کار را بر او عیب نگرفته و او را دنیاپرست معرفی نکرده است؟(393)
علت این امر آن است که وی مال و مقام را برای هدف های معنوی می خواست. این نکته آن قدر مهم است که در مسأله ولایت از قبل جائر که در حالت عادی حرام بزرگی است، اگر هدف از قبول آن، نجات مظلومان باشد، نه تنها حرام نیست، که به فتوای بعضی مستحب و به فتوای بعضی، واجب می باشد. کسب ثروت هم از همین قبیل است و به هدف افراد بستگی دارد.
امیرالمؤمنین علیه السلام منظور اسلام از زهد را چنین بیان می فرمایند:
الزهد کله کلمتین من القرآن لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم(394) زهد، یعنی از نظر روحی به مقامی برسید که اگر تمام دنیا را از شما بگیرند، روحتان شکست نخورد و اگر تمام دنیا به شما روی آورد، شادی زده و اسیر نشوید.
علی رغم این تعالیم در اسلام، می بینیم که زاهدهای ما، هم ضعف روحی دارند و هم ضعف اقتصادی؛ زاهدی هستند که همیشه از قدرت اقتصادی دوری گزیده اند و چون پول و ثروت نداشته اند، همیشه دست گدایی و دریوزگی پیش دیگران دراز کرده اند. از ناحیه روحی هم ضعیفند، زیرا اگر روزی از دنیا به آن ها روی آورد، خواهیم دید که اختیار از دستشان بیرون می رود و فاسد می شود.
زاهدهای ما هم مثل همان معترضین به امام صادق علیه السلام و فلسفه زهد امیرالمؤمنین علیه السلام را نمی دانند. علی علیه السلام مردی بود که بیش از هر کس وارد اجتماع می شد و تولید ثروت می کرد و تقریباً همه کارهای تولیدی آن زمان، مثل زراعت، تجارت، حفر قنات، سربازی و درخت کاری را انجام می داد، اما در عین حال چیزی برای خود نمی اندوخت، حتی از حق صد درصد مشروع خودش هم استفاده نمی کرد؛ حاضر نبود با شکم سیر بخوابد، زیرا درد انسانیت داشت و می فرمود:
لعل بالحجاز او الیمامة من لا طمع له فی القرص.(395)(396)

تفکر اسلامی درباره زهد و ترک دنیا

گفتیم که تعالیم اسلامی به طور کلی در هر مقامی، حیاتبخش هستند. منظور از ((احیای تفکر اسلامی)) این است که اگر جایی مردگی و سکون مشاهده کردیم، باید بفهمیم که آن تعالیم از اسلام نیست و باید تصور خود و جامعه را از آن انحراف تحصیح نماییم.
در ادامه بحث زهد یاد آوری می کنیم که معنی زهد، ((بی رغبتی)) است، ولی نه هر بی رغبتی.
شخص مریضی را که مثلاً به شیرینی رغبت ندارد، زاهد نمی گویند، بلکه زاهد به عنوان یک مفهوم اخلاقی، کسی است که به حسب طبیعت و غریزه، به لذات مادی رغبت دارد، ولی به خاطر هدفی عالی از آن لذات صرف نظر کرده، خود را مثل اشخاص بی رغبت نشان می دهد. حال می خواهیم ببینیم که اولاً به طور کلی چه هدف هایی هستند که راه رسیدن به آن ها، اعراض از لذایذ دنیوی است و ثانیاً نظر اسلام راجع به آن هدف ها چیست؟
مجموعاً شش هدف برای زهد و اعراض از لذایذ دنیوی هست که دو تا از آن ها مورد تایید اسلام نیست و در واقع فلسفه های غلط زهد می باشند. و بقیه را اسلام با قاطعیت تایید کرده است که ما در این جا به بیان هر شش نظر می پردازیم:
1 - یکی از نظرات درباره زهد ((که در مکتب مسیحیت منحرف شده، زهد را این چنین تعریف می کنند و در واژه نامه المنجد نیز چنین بیان شده) این است که الزهد ترک الدنیا للتخلی للعبادة؛(397) یعنی گویا ما دو نوع کار داریم:
بعضی کارها فقط مربوط به دنیاست، مثل زراعت و تجارت و دنبال روزی رفتن و... و اساساً این کارها ربطی به آخرت ندارد. در مقابل کارهایی هست به نام عبادت که اگر مضر نباشد، تأثیر مفیدی در زندگی دنیا ندارد، مثل نماز و روزه و دعا و ریاضت. معنای زهد هم این است که برای رسیدن به کار آخرت، کار دنیا را باید رها کرد. نتیجه چنین زهدی همان رهبانیت است.
آیا اسلام این مفهوم را برای زهد می پذیرد؟مسلماً خیر. این سخن نیاز به توضیح ندارد. فقط مختصراً می گوییم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: لا رهبانیة فی الاسلام(398) و حتی اسلام بسیاری از آن چه را مسیحیت جزء دنیا می داند با شرط این که برای خدا صورت گرفته باشد، جزء آخرت می داند؛ مثلاً اگر شما به دنبال کسب مال می روید تا قدرت اقتصادی جامعه خود را افزایش دهید این یک عبادت و کار آخرتی است. در مقابل آن چه را هم که بسیاری از مکاتب فقط برای آخرت مفید می دانند، از نظر اسلام جزء زندگی دنیوی هم هست؛ مثلاً نماز و روزه و دعا نه تنها به درد آخرت، که به درد دنیا هم می خورد و از طرفی اگر دین گفته: شراب و ربا حرام است، این ها هم برای زندگی دنیوی مضرند هم برای زندگی اخروی
متأسفانه تصور بسیاری از ما درباره زهد، همین شکل مسیحی و غیر صحیح آن است.
2 - مفهوم اشتباه دیگری که برای زهد بیان کرده اند این است که نمی گوییم: قلمرو دنیا از قلمرو آخرت جداست، بلکه همه کارهای دنیا را چون وظیفه است، باید انجام دهیم، ولی حساب لذت دنیا از لذت آخرت جداست؛ یعنی هر چه در این جا خوشی کنیم، از خوشی های آخرت ما کم می شود، پس لذت دنیا را ترک می کنیم تا لذت آخرت را به دست آوریم و بعضی گفته اند که مفهوم اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا(399) همین است، اما معتقدیم این فهم از زهد هم خطاست، زیرا قطعاً لذت های اخروی، نتیجه محرومیت های عمدی که بشر برای خود ایجاد کرده، نیست، بلکه مولود عوامل دیگر است. از آن طرف هم مسلماً لذات دنیا موجب محرومیت از لذات اخروی نمی شود.
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره برخی از متقین می فرماید که هم نعمت دنیا را برده اند و هم نعمت عقبی را: انّ المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا و آجل الاخرة، سکنوا الدنیا بافضل ما سکنت و اکلوها بافضل ما اکلت(400)
البته از نظر اسلام لذت های حرامی در دنیا هست که انسان را از لذت آخرت محروم می کند. این نوع لذت ها را هم که اسلام حرام کرده است، به خاطر این است که آثار بدی بر آن ها مترتب است، مانند شراب و قمار که عواقب منی برای بدن و روح انسان و اجتماع دارد، اما هر لذتی که عواقب ناگوار نداشته باشد حلال است: یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث(401) اسلام نه تنها آن معاوضه لذت دنیا با آخرت بدان شکل را قبول ندارد، بلکه کسی را که بیهوده تمتعات صحیح دنیوی را بر خود حرام کند، خطاکار می شمارد:
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق(402)(403)
علی رغم بیانات فوق، ما معتقدیم که در اسلام زهد وجود دارد. البته زهد، واجب نیست، بلکه فضیلت و کمال است؛ یعنی در اسلام توصیه شده انسان لذت پرست نباشد. اگر کسی خود را در لذایذ حلال غرق کند، کار حرامی نکرده، ولی اگر نکند، کار اخلاقی بزرگی کرده است. به هر حال، اسلام برای چند هدف، زهد و چشم پوشی از لذایذ حلال دنیوی را قبول و تایید کرده است.
فلسفه های صحیح زهد و تفکر اسلامی عبارتند از: ایثار، همدردی، آزادگی و درک لذایذ معنوی که در این جا به توضیح هر یک از آن ها می پردازیم: