فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

عیوب روحی و روانی

گفتیم که قبل از تقسیم انسان به کامل و غیر کامل، می توان انسان را به سالم و معیوب تقسیم کرد؛ عیوب انسان هم به عیوب جسمی و عیوب روحی تقسیم می شود. عیوب جسمی عیوبی است مانند نابینایی، ناشنوایی، کوتاه بودن قد و... اما این عیوب، عیب و نقصی برای شخصیت انسان به شمار نمی رود و بسیارند کسانی که علی رغم وجود عیوب جسمی، از دانشمندان و شخصیت های بزرگ تاریخ محسوب می شوند، بنابر این آن چه به انسان شخصیت می دهد ارزش های روحی و روانی اوست. از این مطلب می توان نتیجه گرفت که اولا انسان مرکب از جسم و روح است، ثانیاً حساب جسم انسان از حساب روح و روان او جداست؛ یعنی اگر چه این دو در یکدیگر اثر می گذارند، اما هیچ یک تابع مطلق دیگری نیست؛ هم جسم انسان کار مستقل از روح انجام می دهد و هم روح کار مستقل از جسم. لذا نباید مانند عده ای گمان کرد که تمام خواص روحی، اثر مستقیم و بدون واسطه جسم و سلسله اعصاب انسان است.
خوشبختانه امروز این مطلب بیشتر ثابت شده که ممکن است انسان از نظر جسم و جهات جسمانی و حتی از نظر پزشک اعصاب، سالم باشد و در عین حال از نظر روانی بیمار باشد و به تعبیر امروزی ها ((عقده روانی)) داشته باشد.
این مقدمه از این جهت قبل از بحث اصلی درباره انسان کامل ذکر شد تا معلوم شود مقصود ما عیب و سلامت مربوط به جسم نیست.
ممکن است انسانی که از نظر روانی معیوب است، جسمی سالم داشته باشد که البته معالجه او هم با معالجه بیماران جسمی تفاوت خواهد اشت. قرآن کریم درباره عده ای می فرماید: فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا(199) توجه شود که کلمه قلب در قرآن، یعنی همان روح و روان انسان و نه قلب جسمانی.
حضرت علی علیه السلام نیز در حدیثی می فرماید: ... و اشد من مرض البدن مرض القلب(200)
اساسا یکی از برنامه های قرآن، ساختن انسان سالم است - به همین معنای مورد بحث - است و ما قبل از این که توضیح دهیم که باید انسان کامل باشیم یا به انسان کامل نزدیک شویم، باید ((انسان سالم)) باشیم و از عیوب و مرض های روحی رهایی یابیم، لذا پیش از ورود به بحث انسان کامل، شایسته است که به مساله عیوب و آفات روحی توجه کنیم(201) و اولین برنامه قرآن هم تهذیب و تزکیه نفس است؛ یعنی پاکیزه کردن روان از بیماری ها، عقده ها، تاریکی ها، و انحراف ها و بلکه از مسخ شدن ها.
شدیدترین حالت عیوب روحی و روانی، به تعبیر دینی، ((مسخ)) انسان است. معنی مسخ این است که می گویند: در میان گذشتگان مردمی بوده اند که در اثر ارتکاب زیاد گناه، مورد نفرین پیامبر زمان خود واقع شدند و به شکل حیوانات گوناگون در آمدند.
نکته مهم و قابل توجه در این جا این است که انسان اگر فرضا، حتی اگر از نظر جسمی مسخ نشود، اما یقینا از نظر روحی و معنوی ممکن است تبدیل به یک حیوان شود، زیرا همان طور که ذکر شد، شخصیت انسان وابسته به صفات اخلاقی و روانی اوست و اگر خصایص روانی یک انسان، خصایص یک حیوان باشد و تنها به خوردن و خوابیدن و لذت جسم فکر کند، روح او واقعا مسخ و روح یک حیوان می گردد.
مسخ شدن از نظر اهل باطن و اهل معنی، مسئله ای مهم و قطعی است؛ گرچه شاید عده ای فکر کنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان بیاید. قرآن کریم درباره بعضی از مردم می فرماید: اولئک کالانعام بل هم اضل.(202) همچنین در مورد آیه یوم ینفخ فی الصور فتانون افواجا(203) و این که در روز قیامت مردم گروه گروه محشور می شوند، پیشوایان دین مکررا فرموده اند: تنها یک گروه از مردم به صورت انسان محشور می شوند و گروههای دیگر به صورت حیوانات مختلف محشور خواهند شد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که یحشر الناس علی نیاتهم؛(204) یعنی در قیامت مردم مطابق مقاصد و خواسته هاشان محشور می شوند. و اگر خواسته های کسی خواسته های یک حیوان باشد، مسلما به شکل یک حیوان محشور می شود.
اسلام می گوید: از دنیا و مادیات آن استفاده کند، اما آن را خواسته نهایی و معبود خود قرار ندهید، زیرا هر چه را بپرستید در حد همان چیز باقی خواهید ماند. برای ساختن انسانی کامل، اسلام ما را از همه پرستش ها جز خداپرستی منع می کند و می گوید: انسانی که در این عالم چیزی غیر از خدا را پرستش کند یک انسان معیوب و مسخ شده است.
دین برای انسان سازی و تبدیل انسان های معیوب به سالم و سالم به کامل برنامه هایی دارد که از آن ها می توان به دعا، پرستش و تسلط ایمان و اراده بر شهوات نفسانی اشاره کرد. برنامه هایی مانند اعمال ماه رمضان و وظایف خاص آن در همین جهت برنامه ریزی شده است.(205)

لزوم هماهنگی در رشد ارزش های انسانی

کامل در هر موجودی، با موجود دیگر متفاوت است؛ مثلا ((انسان کامل)) غیر از ((فرشته کامل)) است.
فرشتگان موجوداتی هستند که از عقل و نور محض آفریده شده اند و هیچ جنبه مادی و شهوانی و غضبی ندارند، همانطور که حیوانات موجوداتی هستند که تنها جنبه شهوانی و غضبی و مادی دارند و از آن چه قرآن آن را روح خدایی معرفی می کند، بی بهره اند.
اما انسان موجودی است مرکب از آن چه در فرشتگان و در حیوانات وجود دارد؛ یعنی هم جنبه ملکوتی دارد و هم جنبه مُلکی؛ هم عقل دارد و هم شهوت و غضب. از این رو باید دانست که انسان کامل، همانطور که با حیوان کامل تفاوت دارد، با فرشته کامل هم متفاوت است.
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه(206) مقصود آیه این است که در انسان استعدادهای زیادی نهاده شده است و لذا انسان به مرحله ای از کمال رسیده که آزاد و مختار می باشد و خداوند هم به همین سبب او را لایق و شایسته تکلیف و آزمایش قرار داده است.
به علت همین گوناگونی استعدادها، کمال انسانی وقتی است که همه استعدادهایش را به طور متعادل و توازن در حد اعلی رشد دهد؛ نه این که فقط به سوی برخی از آن ها گرایش پیدا کند و برخی دیگر را مهمل و معطل بگذارد.
رشد استعدادهای روحی انسان مانند رشد اندام یک کودک است؛ به این معنا که رشد هماهنگ و کامل وقتی است که همه قسمت ها با هم رشد کنند. اگر تنها یکی از اعضای کودک، مثلا تنها دست یا تنها پای او رشد کند، نمی توان او را رشد یافته نامید.
یک انسان رشدیافته و کامل، انسانی است که همه ارزشهای انسانی، به طور هماهنگ، و در حد اعلی در او رشد نماید.
حضرت ابراهیم علیه السلام هم وقتی انسان کامل شد - قرآن تعبیر ((امام)) را برای انسان کامل به کار می برد - که از همه امتحانات گوناگون، موفق بیرون آمد:
و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما(207)
توجه به مساله رشد همه جانبه بسیار مهم است، زیرا می بینیم که غالبا افراد و جامعه ها از گرایش صد در صد به باطل، به گمراهی کشیده نمی شوند، بلکه از افراط در یک حق به فساد کشیده می شوند؛ یعنی واقعا گرایش آن ها گرایش انسانی است، اما تنها در یک جهت گرایش پیدا می کنند و همه ارزشهای دیگر را به فراموشی می سپارند و همانند کودکی هستند که تنها یکی از اعضایش رشد کرده است.(208)

نمونه هایی از رشدهای یک بعدی

همانطور که ذکر شد، بسیاری از انحراف ها، ناشی از افراط در رشد یک ارزش خاص می باشد. در این جا به ذکر مواردی از این گونه رشدهای یک بعدی در میان برخی از افراد و جوامع می پردازیم: