فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

ب - برنامه های تربیتی مندرج در عبادات اسلامی

گفتیم که اسلام علاوه بر روح عبادت به شکل آن هم نهایت اهمیت را داده و در آن شکل نیز یک سلسله برنامه های تربیتی را در لباس عبادت وارد کرده است، از جمله:
1 - مساله نظافت:
ممکن است کسی بگوید: اگر در عبادت مهم این است که قلب انسان متوجه خدا باشد، پاک یا ناپاک بودن بدن انسان چه اثری در عبادت دارد؟ ان الله ینظر الی قلوبکم و لا ینظر الی صورکم(156)
پاسخ این است که اسلام وقتی که عبادت را تشریع می کند، چون می خواهد عبادت از نظر تربیتی هم اثر خاصی داشته باشد، چیزی را که به عبادت ربط زیادی ندارد، ولی در تعلیم و تربیت مؤثر است، در لباس عبادت - اعم از واجب و مستحب - وارد می کند، مثل غسل های واجب و مستحب و وضو و دائم الوضو بودن و این که هنگام نماز باید بدن و جامه پاک باشد و... این دستورها برنامه هایی برای نظافت است که در ضمن عبادت وارد شده است.(157)
2 - رعایت حقوق اجتماع:
از نظر روح عبادت واقعا فرقی نمی کند که ما روی فرش غصبی نشسته باشیم یا روی فرش مباح. اینها قراردادهای اجتماعی است که این فرش مال من باشد و آن، مال شما و من در مال شما تصرف نکنم و بالعکس. این قراردادها صرفا برای زندگی اجتماعی مفید است و گرنه مال من و مال شما بودن حکایت از هیچ واقعیتی ندارد؛ در حالی که مسئله عبادت، امری واقعی است.
البته برخی عوارض جسمی و روحی مانع حضور قلب می شود، ولی این امور چنین اثری ندارد. با این حال اسلام می گوید: جایی که در آن نماز می خوانی، آبی که با آن وضو می گیری و حتی ظرف آن، لباسی که با آن نماز می خوانی، و حتی یک نخ آن، نباید غصبی باشد.
این دستورها برای پیاده کردن یک برنامه تربیتی مربوط به حقوق اجتماعی در پیکره عبادت است.(158)
3 - قبله و مساله اتحاد:
خود اسلام تصریح می کند از نظر واقعیت عبادت، رو به هر طرف بایستید فرق نمی کند: و لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله،(159) ولی در عین حال اسلام به خاطر یک مصلحت تربیتی اجتماعی می گوید:
بجای اینکه هر کسی به یک طرف نماز بخواند، همه به سوی یک نقطه بایستند تا افراد بفهمند که باید به یک جهت وابسته باشند؛ این درسی است برای وحدت و اتحاد.
اسلام جهت قبله را جایی قرار می دهد که اولین نقطه ای است که در جهان برای عبادت ساخته و وضع شده است: ان اول بیت وضع للناس للذی ببکة، مبارکا(160) و خود این انتخاب هم احترامی است به عبادت.(161)
4 - تمرین ضبط نفس:
یکی از مهمترین خصوصیات شکلی و ظاهری که اسلام به عبادت داده مسئله تمرین ضبط نفس در هنگام عبادت است؛ مثلا در نماز، خوردن، آشامیدن و به چپ و راست نگاه کردن، ممنوع و مبطل نماز شمرده شده است.
در نماز نه تنها انظباط جسمی لازم است، بلکه از نظر روحی هم نباید اسیر احساسات شد، خندیدن، گریستن برای غیر خدا، خوابیدن و سخن گفتن، همگی از اموری اند که موجب بطلان نماز می شوند.
مساله ضبط نفس، نه تنها در نماز، بلکه در حج و روزه نیز به شکل دیگری وجود دارد. منتها نماز، عبادت جامع و واقعا عجیبی است که، به همه چیز در آن توجه شده است.
5 - تمرین وقت شناسی
مسئله دیگری که باز در باب عبادات مورد توجه قرار گرفته، دقت بسیار زیاد نسبت به مساله وقت است. بی شک این امر در روح عبادت و در رابطه انسان با خدا مؤثر نیست که مثلا اگر ما یک دقیقه قبل از ظهر نماز را شروع کنیم آن حالت تقرب و توجه قلب به خدا پیدا نمی شود و یک دقیقه بعد تقرب ایجاد شود، ولی اسلام این شرط را برای عبادت قرار داده که حاکی از نوعی وقت شناسی و تمرین احترام گذاشتن به نظم از نظر زمانی است.(162)
6 - مسالمت طلبی:
مسئله دیگری که در متن تعلیمات نماز آمده است، مسالمت طلبی و صلح جویی با مردم صالح دیگر است. در سوره حمد که خواندنش در نماز واجب شده است، در تمامی صیغه ها صحبت از ((ما)) است نه از ((من))؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم و بالاتر، مسئله صلح طلبی است که در اسلام در نماز مطرح است: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین، این یک اعلام صلح طلبی است، اما نه برای همه و نه برای کسانی که باید ریشه آنها را بر کند تا بشریت سالم بماند، بلکه برای بندگان صالح خدا.(163)
7 - اهمیت نیت خالص و عادت نشدن عبادت:
خود مسئله نیت هم یکی از مسائلی است که خیلی به آن توجه شده و از مسلمات فقه اسلامی است که روح عبادت نیت است، به فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: لکل امرء ما نوی(164) و لا عمل الا بنیه (165)
یعنی کاری ارزش دارد که از روی نیت و قصد و آگاهی و توجه به هدف پیدا شود، نه این که مثل اغلب نمازهایی که ما می خوانیم انسان به صورت ماشین آن کار را انجام دهد.
اسلام هیچ عبادتی را بدون نیت نمی پذیرد، و نیت از نظر اسلام دو رکن دارد: یکی اینکه عمل باید از روی توجه باشد، نه از روی عادت، و از همین جهت است که استدامه نیت هم شرط است؛ یعنی توجهی که در ابتدای نماز است کافی نیست، بلکه اگر انسان در وسط نماز آن چنان غفلت کند که باید متوجهش کرد، نمازش باطل است؛ دوم، اخلاص است و اینکه انگیزه انسان فقط خدا باشد.
اهمیت نیت به قدری است که به تعبیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اگر پیکر عمل را با نیت عمل اندازه گیری کنند، جنبه نیت بر پیکر رجحان دارد: نیة المؤمن خیر من عمله(166)
این که در اسلام به مساله نیت تا این اندازه توجه شده، برای جلوگیری از این است که عبادت ها آن چنان عادت نشود که کاری طبیعی و غیر ارادی و بدون توجه به هدف انجام شود و فقط به پیکر عمل توجه گردد.
این ها چیزهایی است که ما تنها در نماز اسلامی به دست می آوریم و متوجه می شویم که بسیاری از برنامه های تربیتی به وسیله این عبادت و در پیکر این عبادت پیاده می شود، گذشته از این که خود این عمل، پرورش عشق و محبت به خدا و معنویت در انسان است، که این، روح عبادت است.(167)

4 - مراقبه و محاسبه:

مسأله دیگری که تنها در تعلیم و تربیتهای دینی هست و علمای اخلاق و عرفا هم فوق العاده بر آن تکیه دارند، ((مراقبه و محاسبه)) است.
قرآن کریم می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد، و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون، و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون(168)
می گوید: ای اهل ایمان! تقوای الهی داشته باشید، و هر کس شدیدا دقت کند در آنچه که برای فردا پیش می فرستد. بار دیگر کلمه اتقوا الله تکرار می شود و سپس می گوید: خدا به تمام آن چه عمل می کنید آگاه است، گویی می خواهد بگوید: اگر شما دقت نکنید، چشم بسیار دقیقی هست که او می بیند.(169) اینجاست که علمای اخلاق اسلامی با الهام از این دو آیه مساله ای را مطرح می کنند که آن را ام المسائل اخلاق می دانند، و آن ((مراقبه)) است. مراقبه، یعنی با خود مانند شریکی معامله کنی که به وی اطمینان نداری و همیشه باید مواظبش باشی.
دستور دیگری هم هست به نام ((محاسبه)) که این هم در خود متن اسلام آمده است: مثلا علی علیه السلام می فرماید: زنوا انفسکم من قبل أن توزنوا، و حاسبوها من قبل أن تحاسبوا خودتان را در این جا وزن کنید ببینید سبکید یا سنگین،(170) حتی در روایات از ائمه علیهم السلام داریم: لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم(171)
پس، از نظر اسلام، اگر کسی بخواهد خود را تربیت کند، باید مراقبه و محاسبه داشته باشد. البته قبل از مراقبه، مشارطه است؛ یعنی انسان اول باید با خودش شرط کند و پیمان ببندد که چگونه باشد.
چون اگر مشارطه نشود و انسان برای خود برنامه نریزد و وظایف خود را مشخص نکند، نمی داند چگونه از خودش مراقبه کند.
لذا باید مشارطه را روی کاغذ آورده و بعد بر اساس آن همیشه از خود ((مراقبت)) کند که آیا همان طوری که پیمان بسته رفتار کرده یا نه؟ سپس در هر شبانه روز یک دفعه از خودش حساب بکشد که آیا مطابق آنچه که پیمان بسته بود، عمل کرده و از خود مراقبت نموده یا نه؟
اگر عمل کرده بود سپاس و سجده شکر گزارد، و اگر نکرده بود، خود را ((معاتبه)) و ((معاقبه)) کند؛ یعنی اگر کم تخلف کرده باشد، ((معاقبه)) کند؛ یعنی به عنوان عقوبت آن خطاها با روزه ها و تحمیل کارهای سخت بر خود، در جبران آن ها بکوشد.
این پنج دستور (مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و معاقبه) از اصول مسلم اخلاق و تربیت اسلامی است که برای افراد صالح مومن امر بسیار رایجی بوده و در قدیمی ترین کتب اخلاقی نیز به آن ها عنایت زیادی شده است.(172)(173)

5 - معاشرت با صالحان

یکی دیگر از عواملی که برای اصلاح و تربیت به آن توجه شده، معاشرت با صالحان و نیکان است.
انسان هر اندازه هم که بخواهد از دیگران اثر نگیرد، وقتی با کسی معاشرت کند، کم و بیش اثر می پذیرد، لذا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: المرء علی دین خلیله(174) این مطلب هم در مورد مجالست با نیکان صادق است هم در مورد مجالست با بدان؛ مثلا علی علیه السلام می فرماید: مجالسة اهل الهوی منساة للایمان(175)
و در قرآن نیز این مطلب زیاد آمده؛ مثلا خداوند خطاب به موسی علیه السلام می فرماید: و لا یصدنک عنها من لا یؤمن بها واتبع هواه فتردی؛(176)
به قرینه جمله آخر معلوم می شود که این ممانعت، غیر از ممانعتی است که مثلا فرعون به زور مانع کار کسی شود، بلکه هشداری است که مواظب تأثیر سوء آدمهای بد باش. در مقابل هم احادیثی هست که مثلا از عیسی علیه السلام سوال شده که با چه کسانی باید مجالست داشت و ایشان فرموده:
من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی عملکم منطقه و یرغبکم فی الاخرة عمله.(177)
این معاشرت اخلاقی که بحث ماست، غیر از معاشرت معلم با متعلم، و غیر از معاشرت مربی با زیردست خود است. بلکه انس گرفتن است؛ انسان دو جور معاشرت دارد:
در برخی معاشرت ها، انسان دروازه روح خود را می بندد؛ نه خود را آن طوری که هست بر طرف مقابل، ظاهر می کند و نه آمادگی دارد که طرف را در خودش بپذیرد.
غالبا در برخوردهایی که انسان اول بار با دیگران دارد چنین است، ولی همین که با هم صمیمی شدند، دیگر در دل ها به روی هم باز می شود و طرفین آن چه دارند از یکدیگر پنهان نمی کنند. معاشرت موثر اخلاقی مورد بحث، همین معاشرت های صمیمانه است که فوق العاده اثر دارد و انسان چه با افراد خوب معاشرت کند، چه با افراد بد، نمی فهد که چقدر از آن ها تأثیر گرفته است.
مولوی می گوید:
می رود از سینه ها در سینه ها - از ره پنهان صلاح و کینه ها
صحبت صالح تو را صالح کند - صحبت طالح تو را طالح کند
در این معاشرت های صمیمانه آن چه اثری فوق العاده دارد، حالت ارادت است. مسئله ارادت و شیفتگی به شخص معین بالاترین و بزرگترین عامل در تغییر دادن انسان - چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی - است.
اگر انسان، فردی را ایده آل تلقی کند و بعد شیفته اخلاق و روحیاتش شود، فوق العاده تحت تأثیر او قرار می گیرد و برای همین است که عرفا به مسأله ارادت پیدا کردن به یک شیخ و مرشد، فوق العاده اهمیت می دهند.
آیا تاکنون به این سوال توجه کرده اید که اساسا توصیه هایی که در اسلام راجع به محبت اولیا داریم برای چیست؟ آیا این شرک نیست؟ اگر ما ماموریم خدا را پرستش کنیم، پس محبت به علی علیه السلام، گرچه کامل ترین انسان هاست، دیگر چرا؟
پاسخ این است که چون محبت به هر انسان کاملی بزرگترین عامل اصلاح و تربیت انسان است، محبت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام نیز که وسایل رسیدن به خدا هستند، از عوامل مهم اصلاح و تربیت است.
در زیارت امین الله که از نظر سند از معتبرترین و از نظر مضمون عالی ترین زیارت ها می باشد، بعد از چند جمله می گوییم: فاجعل نفسی محبة لصفوة اولیائک محبوبة فی ارضک و سمائک؛(178)یعنی هم می خواهم محب باشم هم محبوب،(179) اما چه کسی را دوست بدارم؟ برگزیدگان اولیای خدا.
در کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام هم این مطلب را مفصل گفته ام که در اصلاح نفس تفاوت تأثیر محبت اولیا با تأثیر تفکر و محاسبه نفس، مثل تفاوت جمع آوری براده های آهن در میان خاک با آهن ربا و با دست می باشد. با تکیه بر تفکر و تذکر و محاسبه و مراقبه و... البته می شود اصلاح شد، اما اگر کسی شیفته انسان کاملی شد ره چند ساله را یک روزه می رود.(180)