فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

فصل سوم: عوامل تربیت از نظر اسلام

اشاره

در هر دینی راه هایی برای تربیت انسان وجود دارد که در مکاتب غیر دینی آن راه ها وجود ندارد یا کمتر وجود دارد، پس از مباحث نظری مربوط به تعلیم و تربیت، اکنون بحث ما درباره عواملی است که در تعالیم اسلام به آن ها به عنوان عوامل تربیت اسلام توجه شده است. در این جا به هشت راه عملی به عنوان عوامل تربیتی مورد نظر اسلام اشاره می نماییم و در باب هر یک توضیح خواهیم داد.

1 - تعلیم و پرورش عقل

وقتی می خواهیم با اصول و عوامل تعلیم و تربیت اسلامی آشنا شویم، اولین مسأله، مسأله تعلیم و دعوت اسلام به علم و عقل است. در این جا قبل از هر چیز باید بین دو مسأله تفکیک کرد:
یکی مسأله علم و تعلیم است و دوم مسأله پرورش عقل.
مسأله علم همان آموزش دادن است. و متعلم فقط فراگیرنده است، اما در تعلیم و پرورش صحیح، کافی نیست که معلم برخی معلومات را در مغز متعلم بریزد، بلکه هدف بالاتر معلم باید پرورش عقل وی باشد؛ یعنی نیروی فکر وی را پرورش و استقلال دهد و قوه ابتکار را در او زنده کند.
این تفکیک را امیرالمؤمنین علیه السلام نیز انجام داده اند و در نهج البلاغه می فرمایند:
العلم علمان علم مطبوع و علم مسموع و لا ینفع المسموع اذا لم یکن المطبوع.(71)
یعنی علم دو قسم است: یکی علم شنیده شده، (فرا گرفته شده از خارج)، و یکی علم علمی که از طبیعت انسان سرچشمه می گیرد (ناشی از قوه ابتکار) و اگر دومی نباشد اولی هم فایده ای ندارد؛ و متاسفانه نظام آموزشی قدیم بیشتر این طور بوده که افراد را طوری بار می آورده که در حد کتابی که به آن ها تعلیم داده می شد همه چیز را می دانستند، اما اگر یک گام فراتر از متن می رفتید، قادر به پاسخگویی نبودند و چه بسا عالم هایی را مشاهده می کنید که مغزشان جاهل است یعنی علی رغم این که خیلی اطلاعات دارند، اما اگر کمی از حدود معلوماتش خارج شوید، می بینید با یک فرد صد درصد عوام و جاهل مواجهید.
باید نظام آموزشی به نحوی باشد که قوه تجزیه و تحلیل متعلم قوت بگیرد، نه این که فقط در مغز وی معلومات بریزد و ذهن را راکد کند.(72)
البته تفکر بدون تعلیم و تعلم هم امکان پذیر نیست و مایه اصلی تفکر، تعلیم و تعلم است.(73)
امام کاظم علیه السلام در حدیثی خطاب به هشام بن حکم پس از آن که وی را به تعقل و تفکر دعوت می کند و در لزوم آن سخن می گوید، می فرماید: ولی به عقل تنها هم نباید اکتفا کرد؛ عقل را باید با علم توام کرد. چون عقل یک حالت غریزی و طبیعی دارد که هر کس دارد، ولی علم، عقل را تربیت و تقویت می کند، و لذا خداوند در قرآن فرموده: و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون؛(74)؛ یعنی اول باید انسان عالم باشد و مواد خام را فراهم کند و بعد با عقل خود تجزیه و تحلیل کند.(75)(76)
اکنون پس از تفکیک تعلم و تفکر و روشن شدن تفاوت آن ها، لازم است با تفصیل بیشتری نظر اسلام در باب هر یک را بیان کنیم: