فهرست کتاب


انسان بر آستان دین «خلاصه آثار استاد شهید مرتضی مطهری ج 8 »

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

1 - نسبیت اخلاق(13)

از جمله مسائل مهم مرتبط با بحث اصول و مبانی تربیت، موضوع نسبیت اخلاق است، به این معنی که آیا ممکن است چیزی برای بعضی افراد اخلاق باشد و برای بعضی دیگر ضد اخلاق؟ یا چیزی در زمانی اخلاق باشد و در زمان دیگر ضد اخلاق؟
ارتباط موضوع نسبیت اخلاق با بحث تربیت در این است که اگر اخلاق نسبی باشد، نمی توانیم اصول ثابتی برای تربیت ارایه کنیم.
اهمیت این امر مخصوصا برای ما مسلمانان بیشتر است، زیرا با توجه به اعتقاد ما مبنی بر خاتمیت و جاودانگی اسلام، اگر اخلاق نسبی باشد، جاودانگی تعالیم اخلاقی اسلام(14) زیر سوال می رود.
برخی معتقدند خارج از انسان و پسند و انتخاب او هیچ معیاری برای اخلاق وجود ندارد. اخلاق خوب، یعنی اخلاق مورد پسند و چون پسند انسان در طول زمان تغییر می کند، اخلاق خوب نیز امر ثابت و مطلقی نیست، بلکه نسبی است؛ یعنی یک خلق در زمانی خوب و مورد پسند است و در زمان دیگر خیر.
به اعتقاد ما اخلاق مطلق است، اما فعل اخلاقی مطلق نیست و باید میان این ها فرق گذاشت. اخلاق عبارت است از یک سلسله خصلت ها و ملکات اکتسابی که بشر آن ها را به عنوان اصول اخلاقی می پذیرد؛ یا به عبارت دیگر قالبی روحی برای انسان که روحش در آن قالب و طبق آن طرح و نقشه ساخته می شود و امری ثابت و مطلق و همیشگی و همگانی است، ولی رفتار و فعل اخلاقی عبارت است از پیاده کردن همان روحیات در خارج که در شرایط مختلف، تغییر می کند؛ مثلا ظلم و آزار به یتیم از نظر اخلاقی بد و مذموم است، اما یک فعل اخلاقی، مانند سیلی زدن به یتیم در شرایط مختلف احکام مختلفی دارد و مثلا اگر به اقتضای تأدیب باشد خوب است و اگر برای آزار، بد.(15)

4 - معیار فعل اخلاقی

بعد از بحث نسبیت اخلاق و اتخاذ این موضع که اخلاق مطلق است نه نسبی، از جمله مسائلی که باید بررسی شود، یکی این که در اخلاق و تربیت به چه مبانی و اصولی باید توجه کرد. همه مکاتب اخلاقی دنیا، اخلاق پیشنهادی خود را - که تفاوتشان گاه در حد تضاد است - خوب می دانند، اما صحیح نیست که تنها به گفتن این که تربیت مورد نظر ما خوب است بسنده کنیم،(16) بلکه باید ببینیم که مثلا اسلام یا هر مکتب دیگر چه معیاری برای خوبی و بدی دارد.
قبلا گفتیم که فعل اخلاقی با فعل عادی و طبیعی فرق دارد؛ انسان پاره ای افعال را انجام می دهد یا می تواند انجام دهد که از حد فعل طبیعی یا حیوانی که هر حیوانی به حسب طبع و غریزه انجام می دهد بالاتر است. این افعال را افعال انسانی یا اخلاقی می نامند و امروزه هم خیلی شایع است که می گویند:
این کار ((انسانی)) است یا آن کار ((غیر انسانی)) است؛ یعنی یک سلسله کارهاست که فقط در سطح انسان صورت میگیرد. حال ببینیم معیار این فعل اخلاقی که فقط در سطح انسان است و با افعال حیوانات و یا اعمال طبیعی انسان فرق دارد چیست.(17)
فعل اخلاقی، یک معیار مورد قبول ندارد؛ یعنی هر مکتبی بر حسب جهان بینی و اصول خود فعل اخلاقی و معیار آن را چیزی می داند که ممکن است با آن چه دیگران می گویند مخالف باشد، و لذا با توجه به نظر هر مکتبی، اگر بخواهیم افراد و اجتماع را تربیت اخلاقی کنیم، راه تربیت تفاوت می کند؛ مثلا مکتبی معیار فعل اخلاقی را احساسات نوع دوستانه در میان مردم می داند و در نتیجه از نظر آن مکتب برای تربیت، باید بکوشیم احساسات نوع دوستانه تقویت شود.
مکتب دیگر که اخلاق را از مقوله زیبایی می داند، می گوید: باید حس زیبایی را در بشر تقویت کرد و همین طور در مورد سایر مکاتب.
اکنون به اجمال به بررسی هر یک از این نظریات می پردازیم:(18)

الف. دیگر دوستی:

طبق این نظریه کاری اخلاقی است که از دایره فردی خارج و برای نفع رسانی به غیر باشد؛ یعنی نوعی ایثار در آن نهفته باشد. ضامن اجرای این نظریه، احساسات نوع دوستانه ای است که در انسان هست.