ارتباط با عالم برزخ

نویسنده : علی نظری منفرد

پیشگفتار

انسان در میان پدیده های بی شمار آفرینش موجودی کنجکاو و حقیقت جو می باشد اگر چه در برخی از جانداران دیگر نیز این کاوش و احساس ممکن است وجود داشته باشد اما هرگز همانند انسان نیست، موفقیت های چشم گیر و رو به تزاید بشر بر این حقیقت تاکید دارد زیرا بدون تردید تمام پیروزیهای انسان در کشف مجهولات و کامیابی در عرصه علم، مرهون حس در کف مجهولات و کامیابی در عرصه علم، مرهون حس کنجکاوی اوست به حدی که در زمینه های مختلف به اسرار کنجکاوی اوست به حدی که در زمینهای مختلف به اسرار و شگفتهای آفرینش دست یافت و نیز با پی گیری در نحوه آفرینش خود و مطالعه و کاوش پیرامون سیستم پیچیده و اسرارآمیز این کالبد توانست به حقایقی مستور در این کتاب تکوین الهی دست یابد.
قرآن کریم آدمی را به مشاهده آیات الهی در این پدیده عظیم فرا خوانده و می فرماید: سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق اولم یکف بربک انه علی کل شی ء شهید(1)
و نیز انسان کوشش و جدیت برای آگاهی از روح را از دیر زمان آغاز کرده و برای اثبات و معرفت روح به براهین و ادله ای استناد نموده و به وجود موجودی غیر از جسم عنصری و مادی یعنی روح اذعان و اعتراف کرده است اما از درک حقیقت روح همچنان عاجز مانده است، در این رابطه خداوند متعال می فرماید: یسئولونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قیلا(2)
اما انسان با اینکه پاسخی تفصیلی برای این سوال که روح چیست؟ نیافته ولی به حقایق درباره روح دست یافت و آن اینکه روح وجود دارد و یک واقعیت است و از سنخ موجودات مادی نیست و موجودی غیر محسوس بوده و با ابزارهای مادی غیر قابل ادراک است و شناخت و معرفت آن یک نوع شناخت عقلانی و یا به تعبیر دیگر شناخت آیتی و انی است که از آثار و نشانه ها به وجود آن پی برده می شود بنابراین راه درست شناخت روح تنها از این طریق ممکن است.
حال این پرسش مطرح است که انسان هنگامی که از نقطه نظر جسمانی و مادی با مرگ روبرو و هیکل جسمانی او فانی و تبدیل می گردد آیا روح او نیز به سرنوشت بدن دچار شده و از بین می برد و یا روح باقی است و انسان به بقاء روح باقی می ماند؟ این پرسش در حقیقت در راستای همان ویژگی انسان است که قبلا بدان اشاره شد که انسان موجودی کنجکاو و جستجوگر است و درصدد رسیدن به رازها و اسرار نهفته در هستی است که آیا ممکن است که روح بدون جسم باقی بماند؟
و اگر پس از مرگ روح او همچنان باقی است در کجاست؟ و آیا ارتباط با ارواح و تماس با آنها مقدور می باشد؟ در این نوشتار پیرامون این پرسشها بحث و به شرح و توضیح آنها پرداخته می شود.
این مجموعه از سه بخش تشکیل شده است:
بخش اول: برزخ چیست؟
بخش دوم: حیات برزخی
بخش سوم: ارتباط با برزخ
امید است که مورد توجه قرار گیرد و اگر کاستی نقصی در آن مشاهده شد عفو نمایند.
علی نظری منفرد، فرودین 1380.

عوالم گوناگون

جهانی که ما در آن زندگی می کنیم که آن را دنیا و یا عالم شهادت(3) نامیده اند اولین منزلگاه و آخرین توقف گاه ما نیست و هر انسانی عوالم و نشأتی را قبل از این عالم (دنیا) پیموده است و عوالم و منازل دیگری را نیز در پیش رو دارد که پس از درک و عبور از هر یک به عالم بعدی می رسد.
سرآغاز خلقت انسان از همه عناصر تشکیل دهنده خلقت اولیه او می باشد همان موادی که پس از سیر مراحلی در سیستم بسیار پیچیده بدن انسان تبدیل به نطفه می شود قرآن در این رابطه می فرماید: فلینظر الانسان مم خلق خلق من ماء دافق(4) و سپس در صلب پدر استقرار پیدا می کند و این مرحله ای دیگر و یا به تعبیر دیگر منزلگاه و عالم صلب است، و باز قرآن می فرماید: یخرج من بین الصلب والترائب(5) و پس از پشت سر گذاشتن این مرحله آدمی به صورت نطفه به رحم مادر منتقل و دوران جدیدی را در این منزل و جایگاه آغاز می نماید، قرآن کریم در رابطه با استقرار در این جایگاه می فرماید: و نقر فی الارحام ما نشاء الی اجل مسمی(6) و پس از گذراندن نزدیک به 11 ماه در رحم مادر و سیر تکاملی در این ماه منزلگاه و صلاحیت برای ورود و سیر تکاملی دئر این منزلگاه و صلاحیت برای ورود این به عالم، جنین از مادر متولد می شود، قرآن کریم در رابطه با این سیر تکاملی انسان چنین می فرماید: و لقد خلقنا من سلالة من طین ثم جعلنا نطفة فی قرار مکین ثم النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین(7)
بهر حال همانگونه که اشاره شد هنگامی که جنین صلاحیت و استعداد لازم را برای زندگی در این عالم پیدا کرد، از فضای تاریک رحم به دنیای خارج گام برمی دارد و نوزاد با تولدش زندگی جدیدی را در محیط دیگر که با عوالم قبل از بسیار تفاوت دارد آغاز می کند و دنیای خارج از رحم در حقیقت برای نوزاد پایان دوران زندگی در خارج رحم نیاز دارد در دوران توقف در رحم مادر آنها را تحصیل نموده و برای شکوفایی؛دیگر استعدادها و به فعلیت رسیدن آنها که در محیط رحم دست یابی به آنها محال و غیر ممکن است قدم به این دنیا می گذارد(8) و پس از ولادت به تدریج و با گذشت زمان در دنیا آن استعداد نهفته در وجودش متجلی می گردد، و قرآن کریم در این رابطه می فرماید: والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا وجعل لکم السمع والابصار والافئدة لعلکم تشکرون(9)
انسان در دنیا همانند عوالم قبل از دنیا مسافر است و پس از گذراندن مراحل کودکی و جوانی و پیری بالاخره از دنیا کوچ خواهد کرد، و قرآن به همین مطلب تصریح می کند و می فرماید: ثم انکم بعد ذلک لمیتون(10) پس به درستی که شما بعد از آن (یعنی زندگی در دنیا) هر آینه می میرید و این دنیا هرگز آخرین قرارگاه انسان نیست، گرچه برخی بر این گمان باطل اند و انسان را جاوید می دانند اما خداوند جاویدانی و ابدیت انسان را نفی کرده و می فرماید و ما جعلنا لبشر من قبلک الخلدا افان مت فهم الخادون(11) ما برای هیچ بشری جاویدانی و خلود (در این دنیا) را قرار نداده ایم آیا می شود تو از این دنیا روی و آنها خالد و جاویدان باشند؟
اما از این حقیقت نباید غافل شد که که این دنیا مهم ترین مرحله از مراحل سیر انسان است و سرنوشت هرکس و سعادت و شقاوت او بستگی به نحوه و کیفیت تلاش و عمل او در دنیا دارد امیرالمومنین (علیه السلام) می فرماید: فان الدنیا لم تخلق لکم مقام بل خلقت لکم مجازا لتزودوا منها الاعمال الی دار القرار(12) دنیا برای این است که از آنجا توشه برای اقامتگاه خود برگیرید و محل عبور و گذشتن است و می فرماید الدنیا دار ممر لا دار مقر(13) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قبل از جنگ احد خطبه ای را ایراد کردند که در آن آمده است: ثم انکم بمنزل اجر و ذخر لمن ذکر الذی علیه(14)
پس لازم است آدمی که از سرمایه گرانقدر عمر بهره کافی برده و نیازهای عوالم بعد از این را بایستی در اینجا تدارک کند و با خود بر دارد و قرآن از آن تعبیر به زاد کرده و می فرماید: و تزودوا فان خیر الزاد التقوی واتقون یا اولی الالباب(15)
و هر کس را از عمر این جهان نصیبی مقرر است چنانکه قرآن می فرماید: و لکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستاخرون ساعة و لا یستقدمون (16) آدمی با مرگ از آن گریزی نیست و رهسپار عالمی دیگر می گردد و قرآن مجید می فرماید: کل نفس ذائقة الموت(17) زندگی دنیای انسان پایان می پذیرید و لکن در حقیقت انسان با مرگ نابود نمی شود و مرگ پایان زندگی این دنیا انسان است نه پایان انسان و پس از کوچ کردن از این دنیا او وارد عالمی دیگر می شود و اگر بگوئیم مرگ تولدی دیگر است در عالمی دیگر تعبیر درستی است، همانگونه که جنین دوران استقرار در رحم پشت سر می گذارد و به دنیایی دیگر منتقل شد و ما نام آن را تولد دیگر می گذاریم، مجددا انسان با پشت سر گذاشتن زندگی دنیا به عالمی دیگر قدم می گذارد که در حقیقت تولد او در آن عالم که آن را عالم پس از مرگ می نامیم.
بنابراین هنگامی که روح از قفس تن آزاد گردید و به سوی ملکوت پرواز کرد و به سرای دیگری منتقل شد این جابه جایی نیز برای شخص به اعتبار اینکه پایان دنیا محسوب می شود ما نام آن را مرگ می گذاریم و به اعتبار ورود در عالم دیگر نام آن را تولد می گذاریم.

برزخ

این منزلگاه که از آن تعبیر به عالم برزخ و یا برزخ می شود مرحله دیگری از سیر انسان است که بایستی آن را گذرانده و پس از طی مراحلی قدم به منزل بعدی بگذارد.
در مراحل قبل از برزخ این مکان وجود داشت که لااقل مدت مکث و توقف خود را انسان به صورت تخمین پیش بینی نماید اما در رابطه با نشانه برزخ حتی به صورت تخمین هم هیچ کس نمی داند در این منزلگاه چه مقدار بایستی بماند زیرا پایان برزخ قیامت است و زمان وقوع قیامت برای هیچ کس معلوم نیست اما اینکه قیامت پس از برزخ است قرآن می فرماید: رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا انها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون(18) پروردگارا مرا باز گردان، باشد که عمل صالحی را انجام دهم، به او گفته می شود.
هرگز چنین نیست، این سخنی است که او به زبان می گوید و پشت سر آن برزخی تا روز بعث و رستاخیز خواهد بود.
و اما اینکه زمان قیامت برای هیچ کس معلوم نیست و تنها علم و آگاهی آن نزد خداست در قرآن مجید آمده است: یسئلونک عن الساعة ایان مرسیها قل انما علمها عند ربی لا یجلیها لوقتها الا هو(19) و در آیه ای دیگر آمده است: ان الله عنده علم الساعة(20)
هدف ما از این نوشتار بحث و بررسی راجع به امور مربوط به عالم برزخ می باشد و اینکه برزخ چیست؟ و آیا انسان؛ در این عالم دارای شعور و ادراک می باشد؟ و همچنین آیا ارتباط با افراد؛ برزخ پس از اثبات حیاة برزخی امری ممکن است؟ و آیا تاکنون این ارتباط به وقوع پیوسته؟ اینها و برخی دیگر از امور مربوط به برزخ از جمله مسائلی است که در این مجموعه مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. بهرحال آگاهی و اطلاع از برزخ و آشنایی با این منزلگاه از اموری است که از دیر زمان مورد توجه انسان بوده و هست و اگر چه اطلاع از تمام آنچه در آن عالم است ممکن نیست زیرا که حقیقت بعضی از امور با بیان و توصیف نمی توان دست یافت بلکه باید آن را حس کرد چنانچه گفته اند: یدرک و لا یوصف است همانگونه که قیامت و وقایع آن چنین است؛ قرآن کریم درباره نعمت های بهشتی می فرماید: فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین جزاء بما کانوا یعلمون(21) هیچ کس نمی داند چه نور چشمی هایی که پاداش تلاش آنهاست برای ایشان آماده شده است.
و امیرالمومنین (علیه السلام) درباره قیامت و دنیا بیانی دارد و می فرماید: هر آنچه از دنیا می باشد شنیدن آن بزرگتر و برتر از دیدنش می باشد و هر آنچه مربوط به عالم آخرت است دیدنش عظیم تر از شنیدن آن است(22). زیرا زبان توان توصیف آنچه در عالم آخرت است را ندارد.
اما از باب اینکه ما لا یدرک کله لا یترک کله یعنی اگر به تمام مقصود نرسیدی نباید از بغض آن صرف نظر کنی تا آنجائی که از راههای مختلف اطلاع و آگاهی از عالم برزخ ممکن است در این مجموعه خواهد آمد.