با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه (جلد اول)

نویسنده : علی الشاوی

پیشگفتار

الحمد لله الذی جعل الحمد مفتاحا لذکره و دلیلا علی نعمه و آلائه والصلاة والسلام علی أشرف الخلائق محمد و آله الطیبین الطاهرین.
جهان اسلام در قرن چهاردهم هجری پدیده ای به شکوه و جلال و تابناکی و عظمت و و اهمیت انقلاب اسلامی ایران به رهبری مرجع بزرگ دینی، حضرت آیة الله العظمی، سید روح الله موسوی خمینی قدس سره ندید.
این پدیده بزرگ دیدگان جهانیان، به ویژه مسلمانان را خیره ساخت و هر کس به اندازه شناخت خود از آن متاثر گشت. آرزوی بازگشت به حاکمیت اسلام. بار دیگر در جان امت اسلامی برانگیخته شد و ضعف و نومیدی جایش را به قدرت و امیدواری داد. پایه های حکومت های مزدور در جای جای سرزمین های اسلامی از بیم قیام های مردیم به لرزه در آمد؛ و مستضعفان جهان، انقلاب اسلامی را بهترین الگو برای رهایی از چنگ استعمارگران و طاغوت ها یافتند؛ و مستکبرانی که دستاوردهای این انقلاب مقدس لرزه بر اندامشان افکنده است، شتابان بر آن شدند تا در تنگنا قرارش دهند و آن را از میان ببرند. همچنین در دو دهه اخیر، جهان، به ویژه جهان اسلام، شاهد دگرگونی های بزرگی بوده است که پیروزی انقلاب اسلامی ایران را باید مهم ترین عامل، یا دست کم یکی از عوامل مهم، این دگرگونی ها دانست.
طبیعی بود که این انقلاب از همان آغاز پیروزی در همه زمینه ها، به ویژه جنبه فکری، ماهیت خود را بشناساند و نشان بدهد که فداکاری و جانبازی را از امام حسین (علیه السلام) و قیام عاشورا الهام گرفته است. انقلاب اسلامی، به حق، یکی از برکت ها و دستاوردهای فراوان قیام مقدس عاشورا و از مصداق های بارز پیروزی حسینی در فاصله میان عاشورا تا دوران ظهور است. اگر عاشورا نبود، این انقلاب مقدس هم نبود. چنان که امام خمینی قدس سره در تصویر این حقیقت می فرماید: ما هر چه داریم از عاشورا داریم.
این که سازمان های استکبار جهانی و دست پرورده های فکری و سیاسی شان، تهاجمی فکری را علیه اسلام و به ویژه مذهب اهل بیت علیهم السلام و هویت اسلامی این انقلاب تدارک ببینند، دور از انتظار نبود.
تهاجمی همه سویه که نقشه آن با دقت کامل از سوی استکبار تهیه شده است و جنبه های گوناگون زندگی امت اسلامی را در همه جای دنیا و به ویژه در ایران در بر می گیرد.
با درک اهمیت و خطر این موضوع است که رهبری خردمندانه انقلاب اسلامی، بر استمرار راه انقلاب در همه ابعاد و زمینه ها، به ویژه بعد فرهنگی، که نمایانگر هویت انقلاب است، تاکید می ورزد. هویتی که به مرزهای جغرافیایی یا موانع سیاسی محدود نمی شود؛ و با اقتدار در مقابله با تهاجم فرهنگی الحادی قرار دارد که در طول تاریخ طوفان های سهمگین آن، جهان اسلام را بیرحمانه در نور دیده است.
نگرشی به خطابه ها و بیانات امام خمینی قدس سره و آیت الله سید علی خامنه ای، تاکید بر این موضوع را به خوبی نشان می دهد، به ویژه در روزگار کنونی که نیروی تهاجم فرهنگی الحادی چند برابر شده و دستگاه های تبلیغاتی آن با روش های نوین و برتر و گوناگون و فراگیر خود بر همه جهان پنجه افکنده است. بدون شک برای رویارویی با چنین دستگاهی و به منظور رساندن پیام هدایت اسلامی و فطرت انسانی به همه دلهای مشتاق، نیازمند آنیم که روش های گوناگون تبلیغی و هنری را به کار بندیم؛ باشد که این دلهای پاک از سر اخلاص به خدای روی آورند و با تدبر و آگاهی، از بند حیله های شیطانی برهند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این مولود مبارک انقلاب، که با سرمشق گرفتن از فداکاری، جانبازی و شهادت طلبی حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)، حفظ دستاوردهای انقلاب را در برابر دشمنان داخل و خارج به عهده دارد و پیام های کربلا و عاشورا را لبیک می گوید می بایست خواست رهبری انقلاب اسلامی را مبنی بر استمرار انقلاب فرهنگی، پیش تر و شتابان تر از دیگران به اجرا در آورد. زیرا به اهمیت نقش سخن، اندیشه و شناخت، در تثبیت و توضیح اصول و خاستگاه ها و نشر انقلاب اسلامی، در دعوت به حق و عدالت و دفاع از آن، در کنار آماده سازی ساز و برگ نظامی، که موجب ترس دشمنان خدا و دشمنان مومنان می گردد، به خوبی آگاه است. از این رو نهادهای فرهنگی و علمی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در نشر فرهنگ و تربیت اسلامی در جامعه، به ویژه میان نیروهای سپاه، نقشی به سزا داشته و دارد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با ایمان و اعتقاد کامل به راه حسینی، که مهم ترین عامل پیروزی انقلاب بود و رهبری انقلاب و ملت مسلمان ایران در جهاد و در هم کوبیدن فساد و ستم و کفر بدان تکیه کردند؛ و نیز با احساس ضرورت گسترش فرهنگ عاشورا در میان نیروهای سپاه و عموم امت اسلامی و نیز ادای دینی که امام حسین بر گردن فرزندان این انقلاب دارد، اقدام به تأسیس مدیریت ویژه تحقیقات عاشورا در مرکز تحقیقات اسلامی سپاه نمود. مأموریت این مدیریت توجه به گسترش میراث حسینی، ترویج فرهنگ عاشورا، ارائه تحقیقات جدید در ارتباط با تاریخ انقلاب حسینی در ابعاد و زمینه های گوناگون؛ و احیای آثار علمی، تاریخی و ادبی مربوط به تاریخ زندگانی امام حسین (علیه السلام) می باشد.
از کارهای آغاز شده در این مدیریت کتاب شناسی توصیفی تاریخ زندگانی امام حسین (علیه السلام) و قیام عاشورا می باشد که در سه بخش است و به معرفی و توصیف 120 کتاب مهم مربوط به زندگانی امام حسین و قیام عاشورا را در بر دارد. این کتاب بر طبق تاریخ تألیف کتابها تنظیم شده است و معرفی هر کتاب دو تا چهار صفحه از آن را به خود اختصاص داده است.
همچنین این مدیریت برای معرفی قیام عاشورا، اقدام به تألیف کتابهایی با شیوه های گوناگونی کرده است که از آن جمله پیام های عاشورا؛ زمینه های انقلاب حسینی و دستاوردهای قیام عاشورا را می توان نام برد که پیام های عاشورا چاپ شده است.
چاپ تحقیقی کتاب ابصار العین فی أنصار الحسین علیه السلام از دیگر کارهایی است که این مدیریت در چارچوب احیای آثار حسینی، بدان پرداخته است.
از کارهای تحقیقی مهمی که این مرکز افتخار تهیه و تقدیم آن به فرهنگ اسلام، به ویژه فرهنگ حسینی را دارد، پژوهشی تاریخی، تحلیلی و انتقادی مفصل و نوینی است با عنوان با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه، این پژوهش تاریخ دوران امامت امام حسین (علیه السلام) و پیش آمدهای مربوط به باقیمانده خاندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، پس از شهادت امام تا بازگشت مجدد کاروان حسینی به مدینه را که با قیام عاشورا ارتباطی تنگاتنگ دارد، در بر می گیرد.
از آن جا که برای نگارش کامل قیام حسینی، ناگزیر زمینه ها و اسباب و علل این قیام را، هر چند به طور اجمال، باید شناخت، این پژوهش دوران پنجاه ساله پس از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تا سال شصت هجری را در گفتاری با عنوان جریان نفاق، مطالعه ای در ماهیت و آثار آن، مورد بررسی قرار داده و طی آن موضوع های زیر را به بحث گذاشته است: تعریف نفاق، سردمدار خاطیان از آغاز جریان نفاق تا پایان آن، شاخه های نفاق و نقطه عطف های اساسی پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و دستاوردها. این گفتار به عنوان پیش در آمد کتاب به خوانندگان عزیز تقدیم شده است.
شایان ذکر است که پژوهش با کاروان حسینی از مدینه تا مدینه را به شش مقطع زیر تقیم کرده و هر مقطع را به عهده یکی از محققین قرار داده ایم.
1. تاریخ وقایع حضور امام حسین (علیه السلام) در مدینه تا حرکت به مکه مکرمه؛
2. تاریخ حضور امام حسین (علیه السلام) در مکه مکرمه؛
3. تاریخ وقایع حرکت امام (علیه السلام) از مکه تا کربلا؛
4. تاریخ وقایع حضور امام (علیه السلام) در کربلا تا شهادت؛
5. تاریخ وقایع کاروان حسینی، پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) تا ریدن به شام؛
6. تاریخ وقایع کاروان حسینی در شام و در فاصله شام تا ورود به مدینه.
ما بر این باوریم که یک پژوهش تحلیلی گسترده و همه جانبه از عهده یک تن، آن هم در زمانی محدود، ساخته نیست. هر چند که شخص در پژوهش و تتبع مهارت کامل داشته باشد، درک و آگاهی تاریخی عالی ای داشته از قدرت تحلیل قوی برخوردار باشد؛
و در فهم مطالب خارج از متن و تشخیص قضایای پنهان و امور پراکنده از دریافتی ظریف برخوردار باشد.
چرا که پژوهشگر، هر چند برخوردار از همه ویژگی های عالی، کم پیش می آید که در بستر پژوهشی ژرف و همه جانبه و دارای زوایای گوناگون، از ورطه های غفلت و لغزشگاه های شتاب مصون بماند یا اختصار و تفصیل را در همه جا رعایت کند؛ یا بتواند با وجود عوامل باز دارنده فراوان بحث را به کمال برساند، به ویژه هنگامی که در تنگنای زمانی قرار داشته باشد.
از این رو انجام این پژوهش مفصل تاریخی، با کاروان حسینی، از مدینه تا مدینه، بر عهده شش تن از برادران پژوهشگر خبره و ماهر زیر گذاشته شد: استاد علی الشاوی، شیخ نجم الدین طبسی، شیخ محمد جواد طبسی، شیخ عزت الله مولائی، شیخ محمد جعفر طبسی، شیخ محمد امین پور امینی. برای آن که هم از امتیاز کار فردی و هم کار گروهی بهره برده باشیم، از استاد علی الشاوی تقاضا کردیم تا پژوهش همه همکاران خویش را مورد نقد و بررسی قرار دهد و سپس همه آن را با یک قلم به نگارش در آورد.
از خداوند خواستاریم همه تلاش های طاقت فرسایی را که برای به بار نشستن این پژوهش انجام شده است از ما بپذیرد و به این برادران عزیز توفیق خدمت هر چه بیشتر در زمینه های تاریخ اسلام، به ویژه قیام حسینی را عنایت فرماید.
کتاب حاضر بخش نخست پژوهش با کاروان حسینی، از مدینه تا مدینه است و مقطع اول از مقطع های ششگانه آن را تشکیل می دهد و شامل موضوع های زیر است: تاریخ دوران حضور امام حسین (علیه السلام) پس از شهادت امام حسن (علیه السلام) در مدینه، تاریخ سفر آن حضرت از مدینه به مکه مکرمه، پس از مرگ معاویه و تسلط یزید.
استاد علی الشاوی در گفتار نخست این کتاب یعنی جریان نفاق... مطالعه ای در ماهیت و دستاوردها کوشیده است تا در لابه لای تحولات بزرگی که از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله تا سال شصتم هجری بر امت اسلامی گذشته است، علاوه بر کشف حقایقی تازه، موضوع های زیر را مورد بحث و بررسی قرار دهد: منشأ پیدایش ضعف روحی و دوگانگی در شخصیت انسان مسلمان و عواملی که موجب شد تا این بیماری در جامعه اسلامی تا آن جا اوج بگیرد که دلهای مردم با حین (علیه السلام) و شمشیرهایشان علیه او باشد. مولف در مقاله دوم پیش در آمد زیر عنوان در پیشگاه شهید پیروز کوشیده است تا نشان بدهد که شهید پیروز از ویژگی های حسینی است، علاوه بر آن تصویر روشنی از منطق ژرف نگری را در حرکت امام حسین (علیه السلام) روشن سازد و آن، منطق شهید فاتح است. منطقی که به ما امکان می دهد تا در پرتو آن از گفته ها و موضع گیری های امام، که در ظاهر برخی شان با یکدیگر در تعارض هستند، تفسیری یگانه، منسجم و درست ارائه دهیم.
همچنین مولف کوشیده است تا در این مقاله تصویری روشن از افق های پیروزی حسینی را در دوران قیام عاشورا و پس از آن تا دوران ظهور و در خود دوران ظهور نشان بدهد، چرا که تاکید دارد، قیام حضرت مهدی (علیه السلام) فصل پایانی قیام حسینی را تشکیل می دهد.
وی در متن تاریخی باب نخست این پژوهش، کوشیده است تاریخ این دوره را مورد مطالعه ای انتقادی و تحلیلی قرار دهد و طی آن بر آنچه درست است تاکید ورزد، خطاها را تصحیح کند و نتایجی جدید بگیرد. این مبحث به چهار فصل زیر تقسیم شده است:
فصل اول - امام حسین (علیه السلام) پس از برادرش در دوران معاویه.
فصل سوم - ویژگی های کلی روش امام حسین (علیه السلام) در دوران معاویه.
فصل سوم - داستان آغاز انقلاب.
فصل چهارم - آغاز سفر پیروزی با شهادت.
تامل در محتوای این کتاب نشان می دهد که این قراءت، دیدگاه های استدلالی نوینی به بار آورده است؛ و نفس روش مطالعه و ارتباط میان ابعاد آن تازگی دارد. با اطمینان می توان گفت که این کتاب از کتابهایی که نخوانده به فرهنگ حسینی بپیوندد نیست، بلکه کیفیتی تازه دارد و همگان را سودمند خواهد افتاد. ان شاء الله.
مرکز تحقیقات اسلامی
نمایندگی ولی فقیه در سپاه

مقدمه

آیا پیرامون قیام امام حسین (علیه السلام) سخن تازه ای وجود دارد؟ به عبارت دیگر آیا تألیف این کتاب ضرورت دارد؟
در حالی که کتابهای تألیف شده و پژوهش های انجام گرفته پیرامون قیام و نهضت امام حسین (علیه السلام) و شهادت آن حضرت و یارانش و نیز درباره پیامدهای سیاسی، اجتماعی و ادبی انقلاب حسینی و ابعاد گوناگون این سیره مقدس و انقلاب یگانه و بی مانند - سوای نسخه های خطی فراوانی که جای آنها را کسی نمی داند و همچنان از دید اهل پژوهش پنهان مانده است و یا کتاب ها و مقاله های زیر چاپ و در دست تألیف - بر مبنای یک شمارش معجمی، به بیش از سه هزار تألیف می رسد،(1) آیا باز هم موضوعی که پیشینیان به آن نپرداخته باشند باقی مانده است؟ و آیا این کتاب چیز جدیدی دارد که در کتابها و پژوهش های مربوط به مکتب حسینی ارائه نشده باشد؟
پیش از پاسخ به پرسشی که در آغاز این مقدمه آمد و نیز پرسش های دیگری که در چارچوب آن جای می گیرند، یادآوری دو حقیقت مهم لازم است:
1. همان طور که قرآن یعنی ثقل اکبر دارای منزلتی بلند و جایگاهی نیکوست، ثقل اصغر یعنی عترت نیز از همان منزلت برخوردار است. علی (علیه السلام) ما را به شناخت این حقیقت و درس گرفتن از آن فرا خوانده می فرماید:
... و بینکم عترة نبیکم و هم أزمة الحق و أعلام الدین و ألسنة الصدق فأنزلوهم بأحسن منازل القرآن وردوهم ورود الهیم العطاش.(2)
خاندان پیامبر شما در میانتان است و آنان زمامداران حق و نشانه های دین و زبان های راستگویی اند. پس همچون قرآن، حرمت آنان را در دل نیکو بدارید و چونان شتران تشنه به (آبشخورهای دانش) آنان روی آورید.
بنابراین، خاندان پاک پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نیز درست از همان منزلت قرآن کریم برخوردارند؛ و این حقیقتی است که از حدیث شریف ثقلین نیز قابل دریافت است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در بخشی از این حدیث شریف می فرماید: این دو از یکدیگر جدا نمی شوند، تا آن که کنار حوض بر من وارد شوند. آن حضرت با این سخن مفهوم جدایی ناپذیری را بیان می دارد و می فرماید که قرآن و عترت هم از نظر اوصاف و هم منزلت، جدایی ناپذیرند؛ چه اگر جز این باشد، مفهوم جدایی درباره آنها صدق می کند.
از این رو، همان طوری که قرآن کریم از مرتبه هدایتگری برخوردار است، یهدی للتی هی اقوم،(3) امامان نیک سرشت نیز به درست ترین راه هدایت می کنند؛ و همان گونه ای که قرآن کریم در بلندترین مرتبه قرار دارد، و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم(4) مرتبه امام نیز در ام الکتاب، بلند و حکمت آمیز است؛ و به همین ترتیب در دیگر صفات و منزلت های قرآنی.
از جمله مراتب قرآنی این است که همه تفسیرها از این کتاب شریف برگرفته شده اند، ولی همه آنها چیزی جز میزان گنجایش و مرتبه فهم و درک مفسران در برداشت از قرآن کریم نیستند.(5)
قرآن کریم، موهبتی همگانی، ثروتی کامل و اقیانوسی است بیکران(6) که نیازمندان به اندازه گنجایش و امکان خویش از آن بر می گیرند؛ و چنین است منزلت و مرتبه امام (علیه السلام).
2. یکی از عوامل روشنگر حقایق، زمان است، زیرا با گذر آن موانع شناخت و ایمان به حقایق برطرف می گردد. قرآن کریم به نقش گذر زمان در روشن ساختن حقایق از زبان مومن آل فرعون اشاره کرده است. وی هنگامی که مردم خویش را اسیر گمراهی فکری و معنوی دربار فرعونی یافت، آنان را نصیحت کرد و چنین گفت:
فستذکرون ما أقول لکم و أفوض أمری الی الله ان الله بصیر بالعباد.(7)
پس به زودی آنچه را به شما می گویم به یاد خواهید آورد، و کارم را به خدا می سپارم، همانا خداوند به کار بندگان بیناست.
عبارت فستذکرون (به زودی به یاد خواهید آورد) در آیه شریفه، اشاره به حصول این تذکار و یادآوری در آینده و پس از فراهم آمدن اسباب و زمینه های آن دارد؛ و این خود نشان تاثیر عامل زمان در کشف ابهام و پیچیدگی از سیمای حقایق و نیز تاثیر آن در رفع موانع از سر راه ایمان بدانها است.
امیرالمومنین، علی (علیه السلام)، نیز در بیانی کوتاه، به تاثیر عامل زمان در کشف حقایق و کنار زدن پرده های گمراهی فکری، سیاسی و روانی از روی آن می فرماید:
غدا ترون أیامی و یکشف لکم عن سرائری و تعرفوننی بعد خلو مکانی و قیام غیری مقامی.(8)
فردا به یاد دوران من می افتید و اندیشه های پنهان من برایتان آشکار می گردد، و پس از تهی شدن جای من و برپا ایستادن دیگری در آن تمرا خواهید شناخت.
بنابر این گذر زمان یکی از عامل های مهم رفع مانع از شناخت حقیقت است؛ و فیلسوفان تاریخ بر این باورند که ارزیابی دقیق و شناخت هیچ کدام از پدیده های تاریخی در دوران خودشان امکان پذیر نیست.(9)
همین قاعده بر شخصیت های تاریخی نیز صدق می کند و بر آنان انطباق دارد. کم تر شخصیتی است که در دوران زندگانی خودش، آن چنان که شایسته است شناخته گردد، بلکه ابعاد وجودی اش پس از مرگ او و به تدریج شناخته می شود و ارزش واقعی عظمتی اندک اندک و ده ها سال پس از رفتن او از این دنیا آشکار می گردد.
این سوای نقشی است که گذر زمان در رشد و کمال خرد بشر دارد و در سایه کسب تجارب و مهارت های علمی و عملی و گسترش و ژرفا یافتن زمینه های نقد و پژوهش، آن را شایسته ادراک کامل تر حقایق می سازد.
موید این مطلب، سخن امام سجاد (علیه السلام) است که با اشاره به ژرفا یافتن ادراک بشری در گذر زمان، در پاسخ به پرسشی درباره توحید فرموده است:
ان الله عزوجل علم أنه یکون فی آخر الزمان أقوام متعمقون فأنزل الله تعالی قل هو الله أحد والایات من سورة الحدید الی قوله: و هو علیم بذات الصدور فمن رام وراء ذلک فقد هلک(10)
خدای عزوجل (می)دانست که در آخر الزمان مردمانی ژرف اندیش خواهند بود، از این رو سوره قل هو الله احد و آیه های سوره حدید را تا و هو علیم بذات الصدور نازل فرمود؛ و هر کس در خداشناسی بالاتر از این را بجوید هلاکت یافته است.
این ژرف اندیشی، تنها به درک حقایق اعتقادی محدود نمی شود، بلکه هر حقیقتی که برای خرد انسانی قابل درک باشد، از جمله حقایق تاریخی را در بر می گیرد.
خلاصه این که همان طوری که در پژوهش های قرآنی پیوسته به مطالبی نو دست می یابیم در پژوهش های مربوط به سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و خاندان پاکش نیز پیوسته به مطالبی تازه بر می خوریم و از آن جا که زمان عامل روشنگر حقایق و ظرف شکوفاسازی خرد بشری است و پیوسته بر ژرفای اندیشه او می افزاید، باب شناخت حقایق نیز بیش از پیش باز می شود. بنابر این با گذر زمان هر لحظه پدیده هایی جدید کشف و راه های نوینی برای گفتن سخنان تازه گشوده می شود.
با توجه به این دو حقیقت، حقایق دیگری نیز در ارتباط با زمینه بحث و خاستگاه های تحقیق و نظر و تفکر در تاریخ قیام امام حسین (علیه السلام) وجود دارد که برای نمونه به موارد زیر می توان اشاره کرد.
1. در راستای تحقق قیام امام حسین (علیه السلام) عوامل گوناگونی نقش داشته است؛ مثل خود داری آن حضرت از بیعت با یزید، نامه های کوفیان؛ امر به معروف و نهی از منکر، و ایجاد اصلاح در امت محمد صلی الله علیه و آله، که موجب پیدایش دیدگاه های گوناگون درباره این قیام گشته است؛ زیرا برخی از کسانی که درباره تاریخ این نهضت اندیشه ورزیده و آن را مورد دقت و بررسی قرار داده اند، تنها به یکی از این عامل ها بسنده کرده اند. به هم آمیختن عامل های گوناگون نیز موجب تداخل و به هم آمیختگی تفسیر و تحلیل ها شده است؛ و آنچه ما در پی آن هستیم، (تلاش برای) دستیابی به کنه پدیده ای است که با وجود کوتاه بودن برهه تاریخی اش، حقیقتی بسیار ژرف دارد.
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که دیدگاه ها و تفسیرهای مربوط به قیام امام حسین (علیه السلام)، اغلب در یک جهت و در طول هم نیستند، حتی برخی از آنها تا سر حد تضاد با یکدیگر پیش می روند.
2. بسیاری از کاستی هایی که در مباحث و پژوهش های مربوط به این قیام مقدس رخ می نماید، از آن جا ناشی می شود که هر کدام از عوامل پیدایش آن به تنهایی مورد بحث و بررسی قرار می گیرند؛ و در راستای برپایی نهضت چنان اهمیتی به آنها داده می شود که به واقع از آن برخوردار نیستند؛ مانند تاکیدی که گروهی از عالمان گذشته و معاصر بر عامل نامه های کوفیان کرده آن را سبب اصلی قیام امام حسین (علیه السلام) دانسته اند.
دیگر از عوامل قصور پژوهشگران این است که رویدادها و مسائل مربوط به قیام حسینی را به دور از اعتقاد صحیح درباره اصل امامت و لوازم آن و نیز ویژگی های شخصیت امام معصوم، بویژه آنچه به موضوع علم امام مربوط می شود و از آن مهم تر آنچه به آگاهی امام بر سرنوشت خویش ارتباط دارد، مورد بحث قرار داده اند.
از خلال نوشته های برخی عالمان گذشته شیعه چنین بر می آید که در تحلیل رویدادهای عاشورا بر این باور بوده اند که امام حسین (علیه السلام) از آینده و سرنوشت خویش آگاهی نداشت و تنها در پاسخ نامه های فراوان اهل کوفه به سوی آنان رفت. او نیز مانند دیگر انسان ها بر پایه اجتهاد رفتار کرد؛ و خیانت مردم و خودداری پیروان حق از یاری وی و دیگر امور شگفت انگیزی که روی داد، در محاسبه اولیه آن حضرت گنجانیده نشده بود. بنابر این، آنچه روی داد مد نظر نبود و آنچه مد نظر بود روی نداد!
در این جا متن این تحلیل را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم:
سید مرتضی - اعلی الله مقامه - در این باره می گوید: این را دانستیم که هرگاه امام گمان قوی ببرد که با انجام کاری، به حق خویش می رسد و آنچه بر عهده اوست به پا می دارد، انجام آن کار بر او واجب می گردد، و اگر سختی و مشقتی داشته باشد که نوعا قابل تحمل است، آن را تحمل می کند. سرور ما امام حسین (علیه السلام) نیز تنها هنگامی به کوفه رفت که از مردم عهد و پیمان گرفته بود و به دلخواه نه از سر اجبار و بی آن که وی از آنها تقاضایی کرده باشد و بدون مقدمه، خودشان به آن حضرت نامه نوشتند. در دوران معاویه، پس از صلح امام حسن (علیه السلام)، سران، بزرگان و قاریان کوفه با سیدالشهدا مکاتبه کردند و آن حضرت نپذیرفت و آنچه را که واجب بود در پاسخشان نوشت. بار دیگر کوفیان، پس از وفات امام حسن (علیه السلام) مکاتبه کردند و چون روزگاری سخت و دشوار بود و در آن شرایط امکان قیام وجود نداشت، آن حضرت نیز تنها به دادن وعده بسنده کرد و آنان را امیدوار ساخت. پس از مرگ معاویه، بار دیگر مکاتبه آغاز گشت و کوفیان اظهار اطاعت می کردند و تقاضا و تمایل خویش را پی در پی ابراز می داشتند. امام (علیه السلام) نیز با مشاهده قدرت برتر آنان نسبت به یزید ملعون، گمان قوی برد که حرکت وی واجب است و آنچه انجام داد بر اثر اجتهاد و استدلال بر او متعین گشت، آن حضرت هیچگاه فکر نمی کرد که مردم کوفه نسبت به وی خیانت کنند و پیروان حق دست از یاری او بردارند و آن امور شگفت انگیز رقم بخورد.(11)
پیش از وی، استادش شیخ مفید (ره) در پاسخ به این پرسش که چرا امام حسین (علیه السلام) با وجود آگاهی از این که کوفیان نسبت به وی بی وفایی خواهند کرد و از یاری او دست برخواهند داشت و در این سفر کشته خواهد شد، باز هم به سوی کوفیان حرکت کرد، گفته است: اما این که امام حسین (علیه السلام) نسبت به بی وفایی کوفیان آگاه بوده است، ما یقین نداریم؛ زیرا هیچ دلیل عقلی و نقلی ای برایش در دست نیست.(12)
برخی نویسندگان معاصر، از جمله شیخ نعمت الله نجف آبادی، صاحب کتاب شهید جاوید نیز این نظریه را پذیرفته اند. منشأ این نظریه آن جاست که تصور می کنند مفهوم قیام با آگاهی به این که پایان آن کشته شدن است، خویشتن را به هلاکت افکندن است. یا این که آگاهی به کشته شدن، به معنای آگاهی به عدم تحقق هدف های قیام است و در چنین شرایطی، قیام بیهوده و خودکشی است؛ و همین امر پیروان این نظریه را واداشته تا بگویند که امام از سرنوشت خویش آگاه نبود.
بسیاری از دانشمندان این نظریه را رد کرده از جنبه های اعتقادی و تاریخی، مورد مناقشه قرار داده اند.
سید بن طاووس قدس سره گوید: بر ما روشن است که امام حسین (علیه السلام) از سرانجام کار خویش آگاه بود و وظیفه اش همان چیزی بود که انجام داد.(13)
وی همچنین در رد نظریه یاد شده می گوید: شاید برخی از کسانی که به حقیقت شرف سعادت شهادت آگاهی ندارند بگویند که این کار عبادت خداوند محسوب نمی گردد. ولی آیا اینان قرآن کریم را نخوانده اند که گروهی با کشتن یکدیگر خدای را عبادت کرده اند:
فتوبوا الی بارئکم فاقتلوا أنفسکم ذلکم خیر لکم عند بارئکم.(14)
پس به درگاه آفریننده خود توبه کنید؛ (خطا کاران) خودتان را به قتل رسانید، که (این کار) نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است.
شاید اینان بر این باورند که معنای سخن خدای متعال، ولا تلقوا بأیدیکم الی التهلکة قتل است. در حالی که چنین نیست و عبادت خداوند به وسیله کشته شدن از بالاترین درجه های سعادت است.
همان طور که امام خمینی قدس سره در تاکیدهای چندی با این نظریه مخالفت کرده است. مثل این سخنشان که می فرماید: سیدالشهدا به حسب روایات ما و به حسب عقاید ما، از آن وقتی که از مدینه حرکت کرد، می دانست که چی دارد می کند، می دانست که شهید می شود.(15)
3. اختلاف تنها به چارچوب تاریخ محدود نمی شود، بلکه دامنه اش به فقه نیز کشیده شده است. صاحب جواهر بر این باور است که امام حسین (علیه السلام) وظیفه خاصی داشت که آن را انجام داد و دیگران نمی توانند در این کار به وی تأسی بجویند. او می گوید: کاری که امام حسین (علیه السلام) انجام داد، با آن که از اسرار الهی و علوم مکنون است، تنها راهی بود که پیش روی آن حضرت قرار داشت. زیرا ایشان می دانست که در هر حال او را خواهند کشت. همان طوری که از ظاهر رفتار و حالاتشان و نیز کفر و عنادی که می ورزیدند نیز این سرانجام پیدا بود. شاید ده تنی(16) که از سوی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اعزام شدند نیز چنین وضعیتی داشتند. علاوه بر این آن حضرت وظیفه داشت که دین جدش را حفظ کند و کفر (دشمنان) را برای مخالف و موافق بازگوید. گذشته از این او وظیفه خاصی داشت که بدان اقدام کرد و آن را به جای آورد. به گفتار و کردار امام معصوم نمی توان اعتراض کرد؛ و کسی را که وظیفه اش عمل به ظاهر دلایل و عموم و اطلاق آنها است و با مرجحات ظنی آن دلایل را بر یکدیگر ترجیح می دهد، نمی توان با امام قیام کرد.(17)
شماری دیگر از علما نیز بر همین باورند: مثل مامقانی، رجالی مشهور، در زندگی نامه عمرو بن جناده 21 ساله، از یاران امام حسین (علیه السلام).(18)
علامه مجاهد، شیخ محمد حسین کاشف الغطاء قدس سره نیز در کتاب جنة المأوی در پاسخ به پرسشی که در این باره از وی شده همین دیدگاه را ابراز کرده است.(19)
اما عالمان دیگر، دیدگاه هایی جز نظریه تکلیف خاص دارند؛ زیرا اینان قیام امام حسین (علیه السلام) را بر مبنای انطباقش بر موازین کلی شرعی تفسیر کرده اند. برای مثال محقق ثانی می گوید: درباره قیام امام حسین (علیه السلام)، ما نمی دانیم که آیات مصلحت در صلح و ترک قیام بود (یا نه)؟ شاید آن حضرت می دانست که اگر با یزید ملعون صلح کند، به پیمان خویش وفا نمی کند؛ یا این که جبهه حق چنان ناتوان می شود که کار بر مردم مشتبه می گردد. گذشته از این، یزید به خلاف پدرش، معاویه، که اهل مدارا و تظاهر به اسلام بود، فردی بی بند و بار بود و با شعایر دینی آشکارا مخالفت می ورزید. هیچ بعید نیست که امام (علیه السلام) در برابر چنین کسی جهاد را واجب ببیند، هر چند بداند که به شهادت خواهد رسید.(20)
از دیگر عالمانی که با نظریه تکلیف خاص به مخالفت برخاسته اند، امام خمینی قدس سره است که در نظریه فقهی اش، اولویت مصالح عالیه اسلام را مبنا قرار داده است؛ به این معنا که برخی مصالح عالیه اسلامی از چنان اهمیتی برخوردار است که قواعد دیگر همچون قاعده عسر و حرج و قاعده لاضرر نمی تواند با آنها معارضه و مخالفت کند؛ و برخی موارد معروف یا منکر، و به تبع آن، دفع منکری بزرگ چون حکومت یزید، یا برپا داشتن معروفی چون استوار ساختن مبانی حکومت اسلامی، از بارزترین این مصداق ها می باشند. ایشان در این باره می فرماید: اگر معروف و منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیت می دهد، مانند حفظ جان یک قبیله مسلمان، یا هتک نوامیس شان، یا محو آثار اسلام و محو دلیل آن که موجب گمراهی مسلمانان گردد؛ یا از بین بردن برخی شعایر اسلامی، مانند بیت الله الحرام، به طوری که آثار و محل آن محو گردد؛ و مانند اینها، ناچار باید آن اهمیت در نظر گرفته شود.
مطلق ضرر ولو جانی با سختی (کار) موجب رفع تکلیف نیست. بنابراین چنانچه اقامه حجت های اسلامی که موجب از میان رفتن گمراهی می شود، بر بذل جان یا جان هایی متوقف باشد، - گذشته از افتادن در ضرر یا دشوارییی پایین تر از آن - ظاهر وجوب آن است.(21)
وی با اشاره به خطبه امام حسین (علیه السلام) در راه عراق، پس از برخورد با سپاه حر بن یزید ریاحی، آن جا که گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای مردم یادآور شد که هر کس سلطانی ستمگر را ببیند که حرام خدا را حلال می شمرد، پیمان خدا را می شکند، با سنت رسول خدا مخالفت می ورزد و در میان بندگان خدا با گناه کاری و ستمگری رفتار می کند؛ و او با گفتار و کردارش با وی مخالفت نورزد، بر خداوند است که او را در جایگاه همان ستمگر داخل کند، می گوید:
امام (علیه السلام) این مطلب را در هنگامی بیان فرمود که خود با شماری اندک علیه یزید بن معاویه قیام کرده بود؛ و بدین وسیله می خواست راه هرگونه عذری را بر ما ببندد، مثل این که بگوییم: شمار ما اندک است و نیروی ما کم است... این سخن سید الشهداء عمومی است و همگان را در بر می گیرد. عبارت کسی که سلطانی ستمگر را ببیند نشان آن است که هر کس سلطان جائری را با اوصاف یاد شده ببیند و در برابرش ساکت بنشیند و هیچ اقدامی علیه او نکند، جایگاه چنین انسانی، جایگاه همان سلطان ستمگر است.(22)
ایشان در جایی دیگر می گوید: عمل امام حسین (علیه السلام) دستور است برای همه.(23)
شهید مرتضی مطهری معتقد است که این اعتقاد که قیام امام حسین (علیه السلام) بر اساس تکلیف خاص بود از جمله تحریف هایی است که نهضت حسینی دست خوش آن گشته است.(24)
4. از دیگر نکات قابل توجه در تحقیق و پژوهش درباره نهضت حسینی - تا آن جا که ما جست و جو کرده ایم - این است که با وجودی که تبلیغات یکی از عامل های بسیار مهم این نهضت به شمار می آید، در هیچ یک از پژوهش هایی که تا کنون انجام پذیرفته است، به این عامل مهم توجهی نظام مند نشده است. نگاه های کم رنگ و پراکنده و نادری هم که در برخی از کتابها و پژوهش ها به چشم می خورد نمایانگر هیچ راه و روشی در بحث نیستند.
تبلیغاتی که در جای جای وقایع نهضت حسینی دیده می شود و آنها را تفسیر می کند، شخص اندیشمند را به سوی شناخت هدف های اصلی و فرعی ای که امام (علیه السلام) برای تحقق آنها می کوشید رهنمون می گردد.
برای مثال، هنگامی که امام (علیه السلام) از ولید بن عتبه، والی وقت مدینه، خواست که از ایشان در حضور همه مردم شهر بیعت بگیرد، چه هدفی را دنبال می کرد؟ هدف تبلیغاتی امام (علیه السلام) در خودداری از پیمودن راه فرعی مدینه - مکه چه بود؟ هدف تبلیغاتی امام از سخنرانی های مکرر و اشاره های پی در پی، مبنی بر این که او به زودی کشته خواهد شد چه بود؟ آن حضرت از همراه بردن زنان و کودکان در سفر شهادت چه هدفی را دنبال می کرد؟ هنگامی که در عصر تاسوعا از سپاه دشمن تقاضا کرد که تا صبح عاشورا به ایشان مهلت دهند، چه هدفی داشت؟ و پرسش های فراوان دیگری که در برابر دیدگان تامل ورزنده در هدف های تبلیغاتی، در جزئیات رویدادهای نهضت حسینی خودنمایی می کند.
پی جویی آگاهانه، از منظر عامل تبلیغاتی، در اهداف نهفته در جزئیات رویدادهای این نهضت مقدس، معیار ارزشمندی را برای تفسیر تاریخی وقایع این حرکت بی مانند فراهم می آورد، چیزی که پیوسته و به طور آشکار جای آن در بررسی نهضت بی نظیر حسینی خالی مانده است.
آنچه گفته شد، تنها برخی از مشکلات بحث و بررسی موضوع قیام حسینی بود که برای پرهیز از درازگویی به همین اندازه بسنده می کنیم؛ و نمونه های دیگر آن را در خلال مباحث کتاب مورد اشاره قرار خواهیم داد.
از لابلای مثال های ارائه شده، این حقیقت بر ما روشن می شود که میدان پژوهش در موضوع قیام امام حسین (علیه السلام)، به طور پیوسته و دائم، بحث و جست و جوی فراگیر و مفصل در جنبه های گوناگون موضوع همچون جنبه های فکری، سیاسی، اخلاقی، سازمانی، نظامی و جز آن را می طلبد.
نیاز به بحث درباره تاریخ نهضت حسینی تا پیدا شدن یک تئوری فراگیر که همه عامل های موثر در این قیام را چنان که باید جدی بگیرد و حق هر کدام از عوامل را چنان که شایسته است، بدون افراط و تفریط ادا نماید، همچنان باقی است.
تلاش شهید مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی برای بر شمردن عوامل موثر در قیام سیدالشهدا بسیار ارزشمند است و جای سپاسگزاری دارد. این تلاش می تواند سرفصل روشنی برای یک تحقیق مفصل تاریخی در این موضوع باشد.
هرگاه میزان آگاهی اعتقادی، در راستای تفکر و استنباط فقهی موضوعی که از زمینه های اعتقادی و تاریخی برخوردار است، تاثیرگذار باشد، بسیار ضروری می نماید که عاشورا، در فقه نیز مورد بحث و پژوهش قرار گیرد. پژوهشی مفصل و ژرف از سوی یکایک فقیهان، یا در یک چارچوب جمعی، تا این که نتایج حاصل از آن، نظریه صائب را از میان آرای فقیهان گذشته و حال روشن سازد. یا آن که از این میان نظریه ای نوین کشف گردد.
ما همچنان نیازمند پژوهشی هستیم که ماهیت منطقی را که امام حسین (علیه السلام)، از آغاز نهضت تا هنگام شهادتشان، بر پایه آن رفتار کرد، کشف کند؛ منطقی که در چارچوب آن همه سخنان و موضع گیری هایی که گاه متعارض می نمایند، قابل تفسیر باشد. تفسیر یگانه و منسجمی که همه این سخنان و موضع گیری ها را به طور عمیق و در یک راستا در بر گیرد. منطقی که در پرتو آن منافاتی که در ظاهر برخی رفتارهای امام (علیه السلام) همچون موارد زیر به چشم می خورد، منتفی گرداند:
- تلاش امام برای دستیابی به حکومت و آگاهی ایشان به قتل خویش.
- پاسخ گفتن ایشان به نامه های مردم کوفه و این سخن که از عراق گریزی نیست.
- آگاهی ایشان بر این که مردم عراق به زودی او را رها خواهند کرد و خواهند کشت.
- اعتراف آن حضرت بر این که مشورت با عمرو بن لوذان، یک یا یکی از دیدگاه هایی بود که برای ایشان روشن بود؛ و این که مشورت عبدالرحمن از روی خیرخواهی و خردمندانه بود؛ و این که آنچه برادرش، محمد، بدان توصیه کرد درست بود.
- نادیده گرفته شدن همه این پیشنهادها و نظریه ها و مشورت ها به وسیله ایشان.
- نپذیرفتن یاری ای که هنگام رویارویی دو سپاه، پیوسته از سوی فرشتگان و جن ها به آن حضرت پیشنهاد می شد؛ و این فریاد ایشان که آیا فریادرسی هست که به داد ما برسد؟ آیا کسی هست که به دفاع از حرم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله برخیزد؟
ما همچنان نیازمند پژوهشی هستیم که روش اخلاقی الهی - انقلاب و موازین آن را بر صفحه تاریخ روند حوادث انقلاب حسینی روشن سازد و زندگی، شکست و پیروزی، ذلت و عزت، ضعف و قوت و بدبختی و سعادت را در این قاموس بیابد.
ما همچنان نیازمند پژوهشی نظامی - تخصصی هستیم که از قلمرو تاریخ انقلاب حسینی، مسائل جدید بسیاری را در فن بسیج شهادت طلبانه در راه هدفی مقدس، فن طرح های جنگی فداکارانه و فن انتقال نیروی محاصره شده به زمین مورد دلخواه و امثال آن کشف کند.
ما همچنان نیازمند پژوهش هایی هستیم که در افق های عرفان عاشورا اوج بگیرد.
در ادبیات این انقلاب همچنان نیازمند پژوهشیم. نیازها در یک یا دو مورد خلاصه نمی شود، بلکه در زمینه های گوناگون و از زوایای گوناگون، در این قیام جاوید به تحقیق و تفحص نیاز داریم. هر چند که از ما کاری جز به اندازه گنجایش و توانایی مان ساخته نیست، اما تا هنگامی که با گذشت زمان ژرف اندیشی، پژوهش و تحقیق شتاب می گیرد و تقویت می گردد؛ و درباره تاریخ این انقلاب مقدس خلأ و ابهام های پژوهشی احساس می شود، نیازهای یاد شده همچنان به قوت خود باقی هستند.
ما در این پی جویی تاریخی مدعی پرداختن به همه جنبه های جدید بحث نیستیم؛ و چنین کاری در توان ما هم نیست. ما مدعی نیستیم که پژوهش ما درباره انقلاب حسینی از هرگونه کاستی ای به دور است؛ زیرا نه دانش آن را داشته ایم و نه تجربه اش را؛ ما نمی گوییم که همه آنچه را که شایسته بوده است دیده ایم و به همه جنبه های موضوع پرداخته ایم، زیرا چنین کاری جز از امام معصوم ساخته نیست.
همه ادعای ما این است که تاریخ دوران امامت امام حسین (علیه السلام) و پس از آن را تا هنگام بازگشت کاروان حسینی به مدینه به رهبری امام سجاد (علیه السلام)، مورد مطالعه ای تحلیلی و انتقادی قرار داده ایم و طی آن کوشیده ایم تا جنبه های ناشناخته و پنهان و نیز موارد ارزشمندی را که تا کنون، چنان که باید، به ارزش آنها پی نبرده ایم و یا حقایقی را که در پس پرده های دروغ پنهان مانده است؛ و یا دروغ هایی را که لباس حقیقت پوشیده اند آشکار سازیم.
تلاش ما مطالعه نوینی است که طی آن در نقطه نقطه و جای جای حرکت کاروان حسینی از مدینه تا مدینه درنگ نموده همه مفاهیم والا و درس های آموزنده و پندهای شایان توجه و درخور اشاره اش را بازگو کرده است. هدف ما در این قراءت جدید این بوده است که قراءت درستی را نشان بدهیم که ما را به سوی ربط دقیق و استنتاج درست و فراگیری مطلوب و ژرفای لازم رهنمون می گردد.
اما باید دید که تا چه اندازه به هدف هایمان رسیده ایم...
آنچه ما مدعی آن هستیم این است که این کتاب سخنی تازه دارد و کوششی تکراری در مکتب حسینی نیست... و این سخن تازه مورد نیاز است.
در آنچه به مقطع نخست بحث، یعنی بخش اول کتاب، مربوط می شود، بر خود لازم می دانم که مراتب سپاس و قدردانی ام را به همه برادران ایمانی، به ویژه پژوهشگران، خاصه آنهایی که از ملاحظه های سودمند و مساعدت های معنوی فراوانشان، به ویژه در زمینه دستیابی به منابع مورد نیاز بهره مند گردیده ام، تقدیم دارم. در این میان از برادر بزرگوار، پژوهشگر مرحوم، شیخ علی رئیس اشکنانی، باید تشکر کنم، که کتابخانه شخصی اش را در اختیار من گذاشت؛ وقت بسیاری را به من اختصاص داد و دشواری های طاقت فرسای این پژوهش مفصل را بر من آسان ساخت. اما مرگ (این جدا کننده دوستان)، ما را در دوران تحقیق، گرفتار اندوه فقدان وی بر اثر یک حادثه اسفبار گردانید. خداوند او را مشمول رحمت واسعه خویش قرار دهد و با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و خاندان پاکش محشور گرداند.
با پروردگارا بر ما به دیده رحمت بنگر و از ما بپذیر و از ناتوانی و کوتاهی ما چشم بپوش و از سر تقصیر ما درگذر و تلاش ما را بیهوده مگردان و به رحمت خویش ما را در زمره خادمان حسین (علیه السلام) قرار بده آمین.
علی الشاوی

پیش درآمد

چنانچه تأثیر نیم سده عملکرد جریان نفاق - از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله تا پایان سال شصتم هجری - را در حیات اسلام و زندگانی امت اسلامی، هر چند به طور اجمالی نشناسیم، شناخت ما نسبت به عظمت حادثه عاشورا بسیار اندک خواهد بود؛ و مفهوم پیروزی را در قیام حسینی در نخواهیم یافت. از این رو چنین مطالعه ای اجتناب ناپذیر است.