فهرست کتاب


جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه جلد 4

ابن ابی الحدید دکتر محمود مهدوی دامغانی‏

خطبه (154)

از سخنان آن حضرت (ع) این خطبه با عبارت «و ناظر قلب اللبیب به یبصر امده» (چشم دل خردمند چنان است که با آن تا پایان کار را می بیند) شروع می شود.
ابن ابی الحدید می گوید: این گفتار امیر المومنین دنباله گفتاری است که سید رضی که خدایش رحمت کناد آن را نیاورده است و پیش از این سخنانی درباره قومی از گمراهان بوده است که علی علیه السلام شروع به نکوهش آنان و بیان صفات نکوهیده ایشان برای آنان کرده است.
گوید: علی (ع) با عبارت «نحن الشعار و الاصحاب» (ماییم یاران و لباس چسبیده به بدن) به خودش اشاره می کند و معمولا علی (ع) همواره در این گونه موارد لفظ جمع می آورد و مراد او مفرد است. از کلمه «شعار» که به معنی جامه به بدن چسبیده و نزدیکتر از جامه های دیگر به بدن است و مقصود او این است که وی از خواص [یاران ]رسول خدا (ص) بوده است.
کلمات «خزنه» و «ابواب» را ممکن است به معنی گنجوران و دروازه های دانش دانست چرا که رسول خدا (ص) در مورد علی (ع) فرموده است «من شهر دانشم و علی در آن است، هر کس خواهان دانش و حکمت است از در در آید» و پیامبر در مورد علی «گنجور علم من» و گاه «گنجینه علم من» تعبیر فرموده است و نیز ممکن است مراد گنجوران بهشت و درها و دروازه های بهشت باشد، یعنی کسی جز آن کس که به ولایت ما وفادار باشد وارد بهشت نمی شود و در خبری شایع و مستفیض درباره علی علیه السلام آمده است که او تقسیم کننده بهشت و دوزخ است. ابو عبید هروی در کتاب الجمع بین الغریبین می گوید: گروهی از پیشوایان ادب و عربیت آن را تفسیر کرده و گفته اند از این جهت که دوستدار علی از اهل بهشت و دشمن او از اهل دوزخ است به این اعتبار علی (ع) تقسیم کننده بهشت و دوزخ است. ابو عبید می گوید: گروهی دیگر گفته اند: علی شخصا تقسیم کننده آتش و بهشت است، قومی را به بهشت درمی آورد و قومی را به دوزخ می افکند. این موضوع دوم که ابو عبید گفته است چیزی است که با اخبار وارده در این مورد مطابق است و علی علیه السلام خطاب به آتش می گوید: این شخص از من است آزادش بگذار این از توست، او را فرو گیر.
سپس علی (ع) می گوید: در خانه ها جز از درش وارد نباید شد و خداوند متعال هم فرموده است «نیکی آن نیست که به خانه ها از پشت آن درآیید، نیکی آن است که پرهیزگاری پیشه سازید و به خانه ها از درهای آن درآیید»«».

ذکر احادیث و اخباری که در مورد فضایل علی آمده است

و بدان که اگر امیر المومنین علیه السلام بر خویشتن ببالد و در بر شمردن مناقب و فضائل خویش آن هم با فصاحتی که خدایش ارزانی داشته و او را به آن مخصوص فرموده است مبالغه کند و همه فصیحان عرب او را در این مورد مساعدت کنند نمی تواند یک دهم فضائلی را که رسول صادق خداوند که درودهای خداوند بر او باد در مورد او گفته است بیان دارد. منظورم از این موضوع احادیث و اخبار شایع نیست که امامیه با آنها به امامت او استناد می کنند همچون حدیث «غدیر» و «منزلت» و « [ابلاغ ]سوره براءة» و موضوع «در گوشی سخن گفتن» و «خیبر» و خبر «خانه در مکه»، در آغاز دعوت، و نظایر آن بلکه منظورم اخبار مخصوصی است که پیشوایان علم حدیث درباره او نقل کرده اند که در حد بسیار کمتر از آن برای غیر از او نقل نشده است. من چیز اندکی از آنچه علمای حدیث که متهم به گرایش به علی نیستند درباره اش گفته اند و همه آنان معتقدند که دیگران بر او برتری دارند- یعنی ابو بکر و عمر و عثمان- نقل می کنم. روایتی که این افراد از فضائل علی نقل می کنند بیش از روایات دیگران موجب آرامش نفس می شود.
خبر اول
«ای علی همانا خداوند تو را به زینتی آراسته است که بندگان را به زینتی خوشتر از آن در نظر خود نیاراسته است و آن زینت نیکان و برگزیدگان پیشگاه الهی است و زهد در این جهان است و تو را چنان قرار داده است که تو از دنیا چیزی نمی گیری و دنیا هم از تو چیزی نمی گیرد و محبت بینوایان را به تو ارزانی داشته است تو را چنان قرار داده است که شاد و خشنودی که ایشان پیروان تو باشند و آنان هم به امامت تو شادند». این حدیث را حافظ ابو نعیم که در کتاب معروف حلیة الاولیاء آورده است.
ابو عبد الله احمد بن حنبل در کتاب المسند خویش عبارت زیرا نیز بر آن افزوده است که «خوشا به حال هر کس که تو را دوست بدارد و تصدیق کند و وای بر کسی که تو را دشمن بدارد و تکذیب کند».
خبر دوم
پیامبر (ص) به نمایندگان قبیله ثقیف فرمود «آیا مسلمان می شوید یا آنکه مردی را که از من است- یا فرموده است: مردی را که عدیل و همسنگ من است- بفرستم تا گردنهای شما را بزند و فرزندانتان را به اسیری و اموالتان را به تاراج ببرد».
عمر می گفته است: هیچ روزی جز آن روز آرزوی امارت نداشتم و سینه خود را برای آن کار جلو می دادم به این امید که پیامبر بگوید: او این مرد است. ولی نگریستم و دیدم که پیامبر دست علی را گرفت و دو بار فرمود: «آن مرد این است».
این حدیث را هم احمد بن حنبل در کتاب مسند خویش در بخش فضایل علی علیه السلام به این صورت آورده است که پیامبر (ص) فرمود: «ای بنی ولیعة، آیا بس می کنید یا آنکه مردی را که همچون خود من است به سوی شما گسیل دارم که فرمان مرا میان شما اجرا کند، جنگجویان شما را بکشد و فرزندانتان را اسیر کند» ابوذر می گوید: در این هنگام ناگهان سردی کف دست عمر را در تهیگاه خود احساس کردم و به من گفت: ای ابوذر خیال می کنی پیامبر چه کسی را منظور نظر دارد گفتم: تو را منظور نمی دارد، منظور او همان پینه زننده کفش [علی علیه السلام ]است. گفت: آری هموست. خبر سوم
پیامبر فرموده است «خداوند با من در مورد علی عهدی فرمود. عرضه داشتم: پروردگارا آن را برای من بیان فرمای. فرمود: بشنو علی رایت هدایت و امام دوستان من و پرتو کسانی است که با پرهیزگاران ملازم و همراه ساخته ام، هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر کس او را فرمان برد مرا فرمان برده است، او را بر این مژده بده. گفتم: بار خدایا او را مژده دادم، گفت: من بنده خدا و در قبضه قدرت خداوندم اگر عذابم کند در قبال گناهان من است و به من ستم نکرده است و اگر آنچه را به من وعده فرموده است به اتمام رساند او خود سزاوار و شایسته است. و من برای علی دعا کردم و عرضه داشتم: پروردگارا دلش را پرتو افشان فرمای و بهار او را ایمان به خودت قرار بده. خداوند فرمود: چنین کردم جز اینکه او را به آزمون و بلایی ویژه می کنم که هیچ یک از اولیای خود را بدان اختصاص نداده ام. عرضه داشتم: بار خدایا، او برادر و دوست من است فرمود: در علم من چنین مقدر شده و پیشی گرفته است که آزمون شده و آزمون کننده است».
حدیث فوق را حافظ ابو نعیم در حلیة الاولیاء از قول ابو برزه اسلمی آورده است و سپس با اسناد و با الفاظ دیگری از قول انس بن مالک آن را چنین آورده است: «همانا پروردگار جهانیان با من در مورد علی عهدی فرموده است که او رایت هدایت و منار ایمان و پیشوای اولیای من است و پرتو همه کسانی است که مرا اطاعت کنند. همانا علی فردای رستاخیز امین من و صاحب رایت من است و کلیدهای گنجینه های رحمت پروردگارم در دست علی خواهد بود».
خبر چهارم
چنین است «هر که می خواهد به نوح و عزم استوارش و به آدم درباره علمش و به ابراهیم در مورد حلمش و به موسی در مورد زیرکی او و به عیسی در مورد زهدش بنگرد، به علی بن ابی طالب بنگرد».
این حدیث را احمد بن حنبل در مسند و احمد بیهقی در صحیح خود آورده اند. خبر پنجم
«هر که را خوش می آید و شاد می شود که چون من زندگی کند و چون من بمیرد و چوبدستی یاقوت نشانی را که خداوند به قدرت خویش آفریده است در دست بگیرد و به آن بگوید: چه بشو و بشود، به دوستی و ولایت علی بن ابی طالب چنگ زند».
حدیث فوق را حافظ ابو نعیم در حلیة الاولیاء آورده است و ابن حنبل هم در مسند، در بخش فضائل علی علیه السلام آن را آورده است ولی کلمات حدیث احمد که خدایش از او خشنود باد، چنین است «هر کس دوست می دارد به چوبدستی سرخی که خداوند به قدرت خود در بهشت عدن کاشته است دست یابد به محبت علی بن ابی طالب چنگ زند».
خبر ششم
چنین است «سوگند به کسی که جان من در دست اوست، اگر نه این است که ممکن است گروهی از امت من درباره تو همان اعتقاد را پیدا کنند و بگویند که مسیحیان درباره عیسی بن مریم می گویند، امروز در مورد تو سخنی می گفتم که به هیچ گروهی از بزرگان مسلمانان نمی گذشتی مگر آنکه برای تبرک از زیر پای تو خاک برمی داشتند».
این حدیث را ابو عبد الله احمد بن حنبل در کتاب المسند خود آورده است.
خبر هفتم
پیامبر (ص) شامگاه عرفه پیش حاجیان آمد و به آنان فرمود: خداوند به وجود همه شما بر فرشتگان مباهات فرمود و به طور عموم شما را آمرزید و به وجود علی به خصوص مباهات فرمود و بر خود بالید و او را ویژه آمرزش خود قرار داد، اینک برای شما بدون اینکه رعایت خویشاوندی نزدیک او را کرده باشم سخن می گویم: همانا سعادتمند و به تمام معنی و به راستی سعادتمند کسی است که علی را در زندگی و پس از مرگش دوست بدارد».
این خبر را ابو عبد الله احمد بن حنبل هم در کتاب مسند و هم در کتاب فضائل علی علیه السلام آورده است.
خبر هشتم
این خبر را هم ابو عبد الله بن حنبل در همان دو کتاب آورده است که پیامبر فرموده است «روز رستاخیز من نخستین کسی خواهم بود که فرا خوانده می شود و بر سمت راست عرش می ایستم و حله یی می پوشم، من زیر سایه عرش خواهم بود، سپس پیامبران را یکی پس از دیگری فرا می خوانند آنان هم بر سمت راست عرش می ایستند و حله هایی می پوشند، سپس علی بن ابی طالب را به سبب قرابت و منزلت او در نظر من، فرا می خوانند و لوای من که لوای حمد است به او سپرده می شود، آدم و همه افراد پس از او زیر همین پرچم خواهند بود» پیامبر (ص) آن گاه به علی فرمود: تو با آن رایت حرکت می کنی تا آنکه میان من و ابراهیم می ایستی و بر تو حله پوشانده می شود و بانگ سروشی از عرش به گوش می رسد که خطاب به من می گوید: پدرت ابراهیم چه نیکو بنده یی است و برادرت علی چه نیکو برادری است بر تو مژده باد که چون فرا می خوانی فرا خوانده می شوی و چون حله می خواهی بر تو حله پوشانده می شود و زنده می شوی آن گاه که زندگی بخواهی».
خبر نهم
این خبر را حافظ ابو نعیم در حلیة الاولیاء آورده است که پیامبر فرمودند «ای انس، برای من آب وضو فراهم آور» سپس برخاست و دو رکعت نماز گزارد و فرمود «ای انس، نخستین کس که از این در بر تو درآید امام پرهیزگاران و سرور مسلمانان و مهتر دین و خاتم اوصیا و رهبر سپید چهرگان درخشان پیشانی است».
انس می گوید: من گفتم پروردگارا آن شخص را مردی از انصار قرار بده، و این دعای خود را نوشتم. در این هنگام علی (ع) آمد پیامبر (ص) فرمود «ای انس، چه کسی آمد» گفتم: علی، پیامبر شاد و خرم به سوی او برخاست و او را در آغوش کشید و سپس عرق پیشانی و چهره او را با دست خود خشک فرمود. علی عرضه داشت: ای رسول خدا سلام و درود خداوند بر تو باد امروز می بینم نسبت به من کارهایی انجام می دهی که پیش از آن انجام نمی دادی فرمود «چه چیز باید مرا از این کار بازدارد و حال آنکه تو از جانب من امانات مرا اداء خواهی کرد و صدای مرا به گوش ایشان می رسانی و برای ایشان چیزهایی را که پس از من درباره اش اختلاف کنند روشن می سازی». خبر دهم
پیامبر فرمودند «سرور عرب، علی را برای من فرا خوانید». عایشه گفت: مگر تو سرور عرب نیستی فرمود «من سرور فرزندان آدمم و علی سرور عرب است». چون علی آمد پیامبر (ص) به انصار پیام داد پیش او آمدند، به آنان فرمود «ای گروه انصار، آیا شما را به چیزی راهنمایی کنم که تا به آن متمسک باشید هرگز گمراه نگردید» گفتند: آری ای رسول خدا. فرمود «این علی است، او را به دوستی من گرامی بدارید که جبریل از جانب خدای عز و جل به من فرمان داده است آنچه را که گفتم برای شما بگویم». این خبر را هم حافظ ابو نعیم در حلیة الاولیاء آورده است.
خبر یازدهم
پیامبر خطاب به علی فرمودند «بر سرور مومنان و امام پرهیزگاران آفرین باد» به علی علیه السلام گفته شد: سپاسگزاری تو چگونه است گفت: بر آنچه به من ارزانی فرموده است خدای را می ستایم و از او می خواهم توفیق سپاسگزاری در آنچه عنایت خواهد فرمود به من بدهد و بر آنچه به من عطا فرموده است بیفزاید». این خبر را هم حافظ ابو نعیم در حلیة الاولیاء آورده است.
خبر دوازدهم
«هر که را خوش می آید که چون من زندگی کند و چون من بمیرد و در بهشت عدن که پروردگار من آن را ساخته و پرداخته است ساکن شود باید پس از من ولایت علی را داشته باشد و دوستدار دوست علی باشد و باید که به امامان پس از من اقتدا کند که آنان عترت من اند، از طینت من آفریده شده اند و به آنان فهم و علم ارزانی شده است. ای وای بر دروغگویان و تکذیب کنندگان، از امت من که پیوند خویشاوندی مرا در مورد ایشان می گسلند خداوند شفاعت مرا بهره ایشان نخواهد کرد». این خبر را هم مولف حلیة الاولیاء آورده است.
خبر سیزدهم
پیامبر (ص) خالد بن ولید را به سریه یی و علی علیه السلام را به سریه دیگری گسیل داشت و هر دو به جانب یمن رفتند. پیامبر (ص) فرمود «اگر به یکدیگر پیوستید علی امیر همه مردم است و اگر از یکدیگر جدا شدید هر یک از شما بر لشکر خود فرمانده خواهد بود». قضا را هر دو گروه به یکدیگر پیوستند و حمله بردند و زنانی را به اسارت و اموالی را به غنیمت گرفتند و تنی چند را کشتند، علی از آن میان کنیز دوشیزه یی را برای خود برگزید. خالد به چهار تن از مسلمانان که بریده اسلمی هم از ایشان بود گفت: پیش از من سبقت بگیرید و حضور پیامبر بروید و برای او در مورد علی چنین و چنان بگویید و کارهایی را برای علی برشمرد. آنان خود را شتابان به حضور پیامبر رساندند، یکی از آنان از جانبی آمد و گفت: علی چنین کرده است. پیامبر (ص) روی از او برگرداند، دیگری از جانب دیگر آمد و گفت: علی چنین کرده است.
پیامبر روی از او برگرداند. سرانجام بریده آمد و گفت: ای رسول خدا علی چنین کرده و کنیزک دوشیزه یی را برای خود برگزیده است. پیامبر چنان خشمگین شد که چهره اش سرخ و برافروخته گردید و چند بار فرمود «علی را برای من واگذارید.» سپس فرمود «همانا علی از من است و من از علی هستم و بهره او در خمس بیشتر از آن چیزی است که گرفته است و او پس از من ولی هر مومنی است».
روایت فوق را ابو عبد الله احمد بن حنبل در مسند خود مکرر نقل کرده و آن را در کتاب فضائل علی هم آورده است و بیشتر محدثان آن را نقل کرده اند.
خبر چهاردهم
پیامبر (ص) چنین فرموده است «من و علی چهارده هزار سال پیش از آن که آدم آفریده شود نوری در پیشگاه خداوند بودیم و چون آدم آفریده شد این نور در او به دو بخش قسمت شد: بخشی از آن منم و بخشی علی است». این روایت را احمد حنبل در مسند و هم در کتاب فضائل علی علیه السلام آورده است، مولف کتاب الفردوس هم آن را آورده و در آن چنین افزوده است: «سپس به عبد المطلب منتقل شدیم، پیامبری از آن من شد و وصیت از آن علی». خبر پانزدهم
پیامبر (ص) فرموده است «ای علی، نگریستن به چهره تو عبادت است، تو سرور این جهان و سرور آن جهانی، آن کس که تو را دوست بدارد دوستدار من است و کسی که مرا دوست بدارد محبوب خداست و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداوند است، بدبختی از آن کسی است که بر تو کینه بورزد».
این را هم احمد حنبل در مسند آورده و گفته است: ابن عباس این روایت را چنین تفسیر می کرده است که هر کس به علی علیه السلام بنگرد و بگوید، سبحان الله، این جوانمرد چه عالم و چه شجاع و چه فصیح است
خبر شانزدهم
چون شب جنگ بدر فرا رسید پیامبر (ص) فرمود «چه کسی برای ما آب می آورد» مردم خاموش ماندند، علی برخاست و مشکی برگرفت و کنار چاهی بسیار ژرف و تاریک آمد و در آن فرو شد تا آب بردارد، خداوند به جبرئیل و میکائیل و اسرافیل وحی فرستاد که آماده یاری رساندن به محمد و برادرش و گروهش شوید. آنان از آسمان فرود آمدند و چنان هیاهویی داشتند که هر کس می شنید هراسان می شد و چون کنار چاه رسیدند هر یک جداگانه برای بزرگداشت علی (ع) بر او سلام دادند.
این خبر را هم احمد حنبل در کتاب فضائل علی علیه السلام آورده و افزوده است در دنباله این حدیث به طریق دیگری که از قول انس بن مالک نقل شده چنین آمده است: پیامبر فرمودند «ای علی، روز رستاخیز برای تو ناقه یی از ناقه های بهشت می آورند سوار آن می شوی و در حالی که زانوی تو کنار زانوی من خواهد بود وارد بهشت خواهی شد».
خبر هفدهم
پیامبر (ص) برای مردم روز جمعه یی خطبه ایراد فرمود و ضمن آن چنین گفت «ای مردم، قریش را مقدم بدارید و بر قریش مقدم مشوید و از آنان بیاموزید و چیزی به ایشان میاموزید. نیروی یک مرد قریشی دو برابر نیروی مردی از دیگر قبائل است و امانت یک مرد قرشی معادل امانت دو مرد از غیر قریش است. ای مردم، شما را به دوست داشتن نزدیکان قریش به خودم سفارش می کنم، یعنی برادر و پسر عمویم علی بن ابی طالب که کسی جز مومن او را دوست نمی دارد و کسی جز منافق او را دشمن نمی دارد. هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر کس او را دشمن بدارد و با او کینه توزی کند بر من کینه ورزیده است و هر کس نسبت به من بغض و کینه داشته باشد خداوندش با آتش عذاب می فرماید».
این را هم احمد حنبل که خدایش از او خشنود باد در کتاب فضائل علی- علیه السلام آورده است.
خبر هجدهم
پیامبر (ص) فرموده است «صدیقان سه تن هستند: حبیب نجار که از دورترین نقطه شهر دوان دوان آمد و مومن آل فرعون که ایمان خویش را پوشیده می داشت و علی بن ابی طالب که برتر ایشان است». این را هم احمد بن حنبل در کتاب فضائل علی علیه السلام آورده است.
خبر نوزدهم
در مورد علی پنج چیز به من ارزانی شده است که آن پنج چیز برای من بهتر از جهان است و هر چه در آن قرار دارد: یکی آنکه او در پیشگاه خداوند عز و جل ایستاده است تا خداوند از بررسی حساب همه خلایق آسوده شود، دوم آنکه رایت حمد در دست اوست، آدم و همه آدمی زادگان زیر آن رایت قرار دارند، سوم آنکه بر کناره حوض من ایستاده است، هر کس از امتم را که بشناسد سیراب می کند، چهارم اینکه او پوشاننده برهنگی من و تسلیم کننده من به پیشگاه خدای من است [عهده دار کفن کردن و به خاک سپردن من است 1 ]پنجم اینکه در مورد او هرگز بیم ندارم که پس از ایمان کافر شود و پس از ازدواج به حرام افتد».
این را هم احمد در کتاب فضائل نقل کرده است. خبر بیستم
گروهی از یاران از خانه های خود در مسجد رسول خدا (ص) دارای در بودند که از آن آمد و شد می کردند تا آنکه روزی پیامبر فرمودند «همه درهایی را که در مسجد است جز در خانه علی ببندید» و همه درها بسته شد. در این باره گروهی اعتراض کردند و سخنانی گفتند و به اطلاع رسول خدا (ص) رسید و میان ایشان برخاست و فرمود «گروهی در مورد بستن درهای خانه ها و اینکه من در خانه علی را به حال خود باقی گذاشته ام اعتراض کرده اند، همانا من نه بسته ام و نه گشوده ام و به من فرمانی داده شده است و از آن پیروی کرده ام.» این روایت را هم احمد بن حنبل مکرر در کتاب مسند و در کتاب الفضایل آورده است.
خبر بیست و یکم
پیامبر (ص) در جنگ طائف علی را فرا خواند و با او آهسته سخن گفت و به درازا کشید آن چنان که گروهی آن را ناخوش داشتند و یکی از صحابه گفت: امروز در گوشی سخن گفتن او با پسر عمویش به درازا کشید. این سخن به اطلاع پیامبر (ص) رسید گروهی از صحابه را جمع کرد و فرمود «کسی گفته امروز آهسته سخن گفتن با پسر عموی خود را به درازا کشانده است، همانا که من با او نجوا نکرده ام که خداوند با او نجوا فرموده است».
احمد بن حنبل که خدایش رحمت کناد، این حدیث را در مسند آورده است.
خبر بیست و دوم
پیامبر (ص) فرموده است «ای علی، در نبوت من بر تو چیره ام که پس از من پیامبری نیست و تو در هفت مورد بر همه مردم فضیلت داری و در آن مورد هیچ کس از قریش هم منکر آن نیست: تو نخستین کس از ایشانی که به خدا ایمان آوردی و از همه آنان نسبت به پیمان خداوند وفادارتری و فرمان خداوند را از همه آنان بهتر بر پا می داری و در تقسیم به صورت مساوی و برابر از همگان برتر و در مورد رعیت از همگان دادگرتر و در قضاوت از همگان بیناتر و از لحاظ مزیت در پیشگاه خداوند، از همه برتری».
این حدیث را حافظ ابو نعیم در کتاب حلیة الاولیاء روایت کرده است.
خبر بیست و سوم
فاطمه (ع) به پیامبر عرض کرد مرا به همسری مردی دادی که بینواست و مالی ندارد. پیامبر فرمود «من تو را به پیشگام ترین مسلمانان در مسلمانی و به بزرگترین ایشان از لحاظ بردباری و عالم ترین ایشان تزویج کردم، مگر نمی دانی که خداوند یک بار بر جهان به دیده لطف سرکشید و پدرت را از آن برگزید و بار دیگر بر آن سر کشید و شوهرت را از جهان برگزید» این را هم احمد حنبل در مسند نقل کرده است.
خبر بیست و چهارم
چون پس از بازگشت پیامبر (ص) از جنگ حنین [سوره نصر ] إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ» نازل شد، پیامبر فراوان «سبحان الله و استغفر الله» می گفت و سپس فرمود «ای علی، همانا آن چیزی که به آن وعده شده بودم فرا رسید، پیروزی آمد و مردم گروه گروه وارد دین خدا شدند و هیچ کس از تو برای مقام من سزاوارتر نیست که تو در اسلام از همگان پیشگام تری و به من نزدیکی و داماد منی و سرور زنان جهانیان در خانه تو است، و وانگهی به پاس تحمل رنجهای فراوان ابو طالب در مورد من به هنگام نزول قرآن بسیار دوست می دارم که حق این نعمت را در مورد فرزندان ابو طالب رعایت کنم».
این موضوع را ابو اسحاق ثعلبی در تفسیر قرآن خود آورده است.
بدان که ما این اخبار را از این جهت اینجا آوردیم که بسیاری از کسانی که از علی علیه السلام منحرف اند چون به این گونه سخنان او در نهج البلاغه یا دیگر کلمات او می رسند که در آن از نعمت خداوند نسبت به خود و اختصاص خویش به پیامبر (ص) سخن گفته است و بدین گونه خود را از دیگران مشخص می سازد، او را به تکبر و فخر فروشی و به خود بالیدن متهم می کنند، و پیش از ایشان هم گروهی از اصحاب پیامبر (ص) همین سخنان را می گفتند، آن چنان که به عمر گفتند: علی را به سرپرستی جنگ و فرماندهی لشکر بگمار. گفت: او به خود بالنده تر از این است. زید بن ثابت هم می گفته است: خود پسندتر از علی و اسامة بن- زید ندیده ام.
ما خواستیم با آوردن این احادیث در شرح گفتارش که فرموده است «ما جامه چسبیده به بدن و اصحاب پیامبر و گنجوران و دروازه های آنیم»، به بزرگی و عظمت مقام او در نظر حضرت ختمی مرتبت اشاره کنیم و هر کس درباره او این گونه احادیث گفته شده باشد اگر به آسمان عروج کند و در هوا پرواز کند و بر فرشتگان و پیامبران به سبب این تعظیم و گرامیداشتی که از او شده است فخر بفروشد نمی توان او را سرزنش کرد که شایسته و سزاوار آن است در حالی که علی علیه السلام هیچگاه راه کبر و غرور و خودپسندی را در گفتار و کردار خود نپیموده است و نرمخوترین، گرامی ترین، افتاده ترین، شکیباترین و گشاده روترین افراد بشر بوده است، تا آنجا که گروهی او را به بذله گویی و شوخی نسبت داده اند و این دو از خویهایی است که با تکبر و قدرت طلبی مغایرت دارد. همچنین باید در نظر داشت که اگر علی (ع) گاهی از این گونه سخنان بر زبان می آورد همچون آه دردمند و گله اندوهگینی است که برای آنکه لحظه یی نفسی بکشد بیان می دارد و قصد او شکر نعمت است و اینکه اشخاص غافل را آگاه سازد که خداوند چه فضیلتی به علی ارزانی فرموده است و این از باب امر به معروف است و تحریک و برانگیختن مردم به اعتقاد داشتن به حق و حقیقت درباره خودش و بازداشتن مردم از اینکه دیگری را بر علی فضیلت و برتری دهند بوده است و خداوند سبحان هم در قرآن از اینکه چنین کنند نهی کرده و در آیه سی و پنجم سوره «یونس» چنین فرموده است: «آیا آن کس که به حق هدایت می کند سزاوارتر است پیروی شود یا آن کس که به هدایت راه نمی یابد مگر اینکه هدایت شود، پس چیست شما را چگونه حکم می کنید».

خطبه (156)

از سخنان آن حضرت (ع) خطاب به مردم بصره درباره خونریزیها این خطبه با عبارت «فمن استطاع عند ذلک ان یعتقل نفسه علی الله فلیفعل» (در آن هنگام هر کس بتواند خویشتن را به اطاعت فرمان خداوند وادارد چنان کند) شروع می شود.
[ابن ابن الحدید پس از توضیح درباره چند لغت بحث مفصل زیر را ایراد کرده است. ]