چرا از بهائیت برگشتیم؟ «خاطرات مسیح الله رحمانی»

علی امیر مستوفیان‏

بخش چهارم

افرادی هم به نام مبلغ می آمدند که از هیچ امری خودداری نمی کردند. مثلاً یکی از مبلغین به نام آقامیرزا محمد پرتوی ، وارد زرگ، آبادی ما شد و من به حکم انسانیت، مردم را برای استقبال نامبرده فرستادم و خودم مشغول آماده کردن مقدمات ورود مبلغ و آماده کردن اطاق پذیرائی و دستورناهار دادن بودم که ناگهان سرو کله مبلغ پیدا شد و با تکبر مخصوص به خودش که خیال می کرد ما همه نوکران عمه او هستیم، احوال پرسی سردی کرده و به اطاق پذیرائی رفتیم. پس از پرسش احوال نامبرده، معلوم شد محفل او را فرستاده است که نوزده روز در محل ما بماند. ما هم خودمان را برای یک پذیرائی طولانی آماده کردیم. ظهر و شب برنج و کباب آقا فراهم بود.
من انگشتری داشتم که طبق دستور علی محمد باب(87) فراهم کرده بودم. خود انگشتر را با 370 ریال خریده و مبلغ 250 ریال برای نقش کردن جمله (قل الله حق و ان مادون الله خلق و کل له عابدون) برنگین انگشتر داده بودم. هنگامی که سر سفره می نشستیم، جناب پرتوی مبلغ به دقت به انگشتر من خیره می شد، ضمناً شب ها از انگشتم درمی آوردم و لب طاقچه می گذاشتم؛ دو سه روز به حرکت مبلغ، انگشتر مفقود شد. هرکجا گشتیم پیدا نشد. هرگز فکر نمی کردم که از مبلغ چنین خیانتی سربزند. مخصوصاً با توجه به اینکه 16 روز نان و نمک مرا خورده است. به علاوه اینکه مقام تبلیغی او اجازه چنین خطائی را نخواهد داد. ولی به مصداق آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، انگشتر در جیب مبلغ و ما دور جهان می گشتیم. خلاصه روزی که مبلغ می خواست تشریف ببرد، عده زیادی هم برای بدرقه حاضر بودند، سوغاتی ها و کادوها را در خورجین گذاشتند که روی اسب بگذارند، چمدان آقا سرش بسته و حاضر بود، همین که چمدان را کی از اهالی محل بند کرد و روی اسب گذاشت، ناگهان سر چمدان باز شد، تمام اثاث پائین ریخت، از جمله سر و کله انگشتر قیمتی هم از داخل اسباب های جناب مبلغ نمایان گردید؛ اما من که آن همه تشریفات بی مورد را درباره مبلغ نمک نشناس در پیش عوام کرده بودم، دیگر نمی توانستم بگویم انگشترم را دزدیده است. در حالی که گودی دلم را همراه انگشتر وارد چمدان جناب مبلغ می کردند، خودم دستور به جمع آوری اثاث دادم. تمام سوغاتی ها را با انگشتر مسروقه، جناب مبلغ از ده با خود برد. من هم با حسرت زیاد در حالی که پشت گردنم را از غصه خاراندم به خانه برگشتم.
این بود مختصری از شرح حال خود با بعضی از مبلغین و نحوه رفتار آنها در ده خراب شده ما.
خواننده محترم! شما چه فکر می کنید آیا با این برخوردها و مطالعات و رفتار مبلغان، باز هم در بهائیت می ماندم؟ باز هم مهر سکوت برلب می زدم؟ باز هم برای راهنمائی گمراهان به راه راست، راه راست را نمی نوشتم؟ و...
امیدوارم تا لحظه ای که اجل به من فرصت می دهد از قلم در دست گرفتن و از نوشتن مضایقه نکنم تا بتوانم به یاری پروردگار، حقایقی را که از نیرنگ ها و حقه بازی های این حزب تباهکار و فریب خورده و به تعبیر رساتر پدیده دست استعمار می دانم برملا نمایم. شاید از این راه به افرادی که گول شیطنت مبلغان بهائی را خورده اند خدمتی کرده باشم و شاید جبران گمراهی و فعالیت های گمراه کننده گذشته ام را نموده باشم. بدیهی است که برای هیچ کس بدون توجهات حق متعال و یاری حضرت احدیت، توانایی و قدرتی نیست. از خدا می خواهم که تمام افرادی را که قلم به دست گرفته و روشنگر راه گمراهان می باشند یاری فرماید.
در خاتمه ضمن تقدیم سلام به پیشگاه امام زمان - (علیه السلام) - لوح صادره از عبدالبهاء و شوقی را به منظور پی بردن خواننده به عظمت مقامم در بهائیت ذیلاً به اطلاع می رساند:
درود برکسانی که از هدایت پیروی نمایند و درود بر متحریان واقعی تکرار این دو نامه به لحاظی است که در متن تکرار شده است.)
(
یا بهی الابهی
تهران توسط آقاغلامعلی دواچی خراسان جناب آقای میرزامسیح علیه بهاءالله الابهی قائز باد
روحی لک الفداء ای بنده صادق جمال ابهی در این دم به یاد تو همدمم و به ذکر تو مانند گلشن از رشحات شبنمم، زیرا از فیض حضرت مقصود، چون ماء زلالی که سبب لطافت و طراوت قلوب می شوی. ملاحظه فرما که الطاف سلطان وجود چه تأثیری در اهل سجود فرموده، که من در دامنه کوه کرمل در حیفا به یاد آن یار مهربان در خراسان مشغولم. و هذا من فضل الله البدیع عبدالبها عباس هو الله ورقه موقنه ضعیفه محترمه طوبی را با بدع اذکار روحیه مکبر شوید.
یا بهی الابهی
خراسان خیرالقری جناب مستطاب آقامیرزا مسیح اله علیه
بهاءالله الابهی مشرف باد
قربانت شوم رقیمه مشحون به نور و محفوف به سرور جنابت شرف وصول، محن و بلایاکه در سبیل تعالی امر برجنابت وارد فوزی است عظیم، شاکر در سبیل حق باش. یالیت کل احباب نائل به این موهبت، نه چنان که این کسوت افتخار شایسته قامت هرمحروم و این ماء طهور روی هم حلقوم، توئی مسیح مسیحانفس که از دم پاکت احبای الهی محبور علیک بهاءالله الابهی.
بنده آستان حضرت جمال قدم شوقی

...................) Anotates (.................
1) فطرت در لغت به معنای خلقت اصلی قرآن می فرماید فطره الله التی فطرالناس علیها (سوره روم: 30) علی امیرالمومنین نیز فرموده: فطر الخلائق بقدرته (نهج البلاغه، خطبه 1) و نیز فرموده: لم یشرکه فی فطرتها فاطر (نهج البلاغه، خطبه 183) فطر انسانی یعنی مجموعه صفات و خصوصیات و استعدادها و گرایش های روحی و روانی که لازمه خلقت انسان است و از ابتدا در نهاد انسان خلق شده است.
2) سایه شوم خاطرات مهناز رئوفی: 13
3) کتابهای سرچشمه های تصوف نوشته آقای جعفر توانا و رویشگاه تصوف نوشته آقای سیدمحمدحسین فقیه ایمانی را حتماً مطالعه کنید.
4) حدیقه الشیعه: 2/800
5) به کتاب تهمت های ناروا به شیعه رجوع شود.
6) مستدرک سفینه البحار: 10/304
7) سوره نجم: 3
8) علامه جوادی آملی در کتاب ولایت فقیه اثر وزین خود در صفحه 164 به این خطر در آغاز انقلاب اشاره کرده اند.
9) که البته حضرت زیدبن علی بن الحسین و اسماعیل بن امام جعفر صادق - (علیه السلام) - در آن نقشی نداشته اند. (به کتاب رهبران ضلالت) رجوع شود.
10) دست های ناپیدا: 42
11) دست های ناپیدا: 12
12) رهبران ضلالت، تألیف امیرعلی مستوفیان دیده شود.
13) خرقه صوفیان تالیف آقای سیدعباس وعیدی بهشهری در این زمینه تحقیقی جامع دارد.
14) آشنائی با عرفان و تصوف: 33
15) صالحیه چاپ دوم / 1346 شمسی: 348
16) کتاب آسیب شناسی عرفان تألیف آقای عبدالرضا بارفروش دیده شود.
17) مقدمه آقای استاد محمود عباسی بر رازگشا تالیف کیوان قزوینی.
18) صالحیه چاپ دوم / 1346 شمسی: 233
19) امروز در دهات آن را نخل نامند.
20) این نوع تظاهرات فرقه های ضاله، نشان دهنده این حقیقت است که فریب خوردگان را به نام دین فریب می دهند. در معنا دینداران ناآگاه از دیدن هستند که طعمه می شوند و اینکه فرقه های ضاله به وسیله شباهت سازی فرقه با بعض امور دینی افراد را فریب می دهند.
منظور این است که نباید فریب بعضی هماهنگی فرقه ها را با دین خورد، از کنار آنها به آسانی گذشت بلکه می باید براختلافات آنها با میانی دینی، مانند رکن رابع در شیخیه و عشریه یا اخذبیعت در صوفیه و مظهر سازی در گروهک نورالهی به اصل و اساس ضددینی آنها پی برد.
21) البته بهائیت سازان از اصل اعتقادی رجعت در تشیع استفاده کرده، برای طرح امام زمانی علی محمد شیرازی و ثابت کردن موقعیت حسینعلی نوری بهاءالله از اعتقاد رجعت استفاده کرده مدعی شده اند حسینعلی نوری، رجعت کننده دستگاه امام زمان تراشی است که با بیان در پی ادعای علی محمد شیرازی قرار دادند.
22) اصل جواز عزاداری برای سالار شهیدان یک حقیقت و واقعیت مورد ترغیب وجود اقدس پیامبر اکرم و امامان معصوم - (علیه السلام) - است، ولی چون مولف رساله حاضر به پدرش اشکال کرد شما که معتقدید امام حسین - (علیه السلام) - رجعت کرده یعنی بعد از شهادت زنده شده و هم اکنون زنده است، نیازی به علم و عماری که مخصوص عزاداری برای مردگان است ندارد دستور ترک آن را دادند.
23) ترجمه: ای سپاهیان خدا سوار شوید. (خطاب عمر سعد به لشکرش)
24) نوعی پارچه ضخیم است که در خراسان از پشم شتر یا کرک بز با دست می بافند و از آن لباس زمستانی تهیه می کنند.
25) لقب عباس افندی است که او برای بالا بردن بهاءالله و تثبیت ادعای جانشینی خود مهم تر تحریک احساسات فریب خوردگان نسبت به خود، خویش را عبدالبهاء خوانده است.
26) رطب،تر و تازه، ضد یابس
27) نام بخشی در شمال خاوری کرمانشاهان
28) نام ولایتی است. (فرهنگ دهخدا)
29) مولف نادم از بهائیت و هدایت یافته شخصاً پیرامون پیغمبر و خدا بودن افراد در بهائیت در صفحه 54 مطالبی دارد.
30) اللهم انی اسئلک بشعراتک اللتی یتحرک علی صفحات الوجه (کتاب ادعیه محبوب تألیف بهاءالله ص 121 طبع مصر سنه 1339)
31) در صورت ضرورت به احباب معرفی خواهم کرد.
32) اصطلاحی است که در بعض شهرهای ایران برای باجناق به کار می رود.
33) عجیب حیله و تزویری است که جهت چهار خانواده این چنانی لوح صادر کرده اند، البته سیاست کار بهائیان همین بوده و هست زیرا مردم که نمی دانند در زرک بشرویه چند نفر بهائی هستند به صدور لوح تصویر می رود که شهری بهائی می باشند، اینگونه تزویرهای مزورانه اساس رشد بهائیت و جهت فریب ساده لوحان بیچاره ای شد تا بهائی شوند.
34) این شرط مرسوم نزد درویشان چشتیه هند در ایران از عصر قطبیت ملاسلطان گنابادی به تقلید از شیخ احمد احسائی در شاخته های نعمه اللهیه به صورت قانون درآمده و می باید در واژه ایاک نعبد و ایاک نستعین نماز و به هنگام اذگار و ادعیه عمل شود.
35) معرفی مبلغ مزبور و ارائه مدرک برای بهائیان که علاقمند به تحقیق و هدایت باشند بلا مانع است.
36) مهاجرت این است که به دستور محفل مشهد، افراد بهائی باید برای پیشرفت بهائیت از وطن خود به هرجا که لازم باشد بروند.
37) جای تذکر دارد یکی از شیوه های نفوذ بهائیت در هرکجائی که مورد نظرشان قرار می گرفت انتخاب افرادی بود که هنر خیاطی، سلمانی، شکسته بندی، دعانویسی، رمالی داشتند و به بهانه همان هنرمندی باب معاشرت را با افراد گرم کرده آنها را به بهائیت دعوت می کردند.
38) صفحه 198 بیان فارسی می نویسد: فی حکم محو کل الکتب کلها...
39) تاریخ ظهورالحق. پاورقی ص 173
40) کتاب تاریخ نبیل زرندی صفحه 82
41) کتاب مفاوضات ص 124
42) کتاب مقاله شخصی سیاح تألیف عباس عبدالبها صفحه 3 و 4
43) لوح هیکل الدین ص 5 که به دنبال بیان عربی چاپ شده.
44) تاریخ صدرالصدور ص 207
45) سفحه 124 مفاوضات نوشته عباس عبدالبهاء
46) صفحه 229 کتاب مبین نوشته میرزا حسینعلی بهاءالله.
47) صفحه 33 و 34 کتاب قرن بدیع قسمت دوم نوشته شوقی افندی.
48) صفحه 207 تاریخ صدرالصدور نقل از عبدالبهاء.
49) زخرف آیه 21 ترجمه: کفار در مقابل دعوت پیغمبر گفتند ما پدرانمان را بریک مرامی یافتیم و ما از پی آنها می رویم.

50) قرن بدیع قسمت دوم نوشته شوقی افندی: 33-34
51) دروس الدیانه درس نوزدهم (نوشته ملامحمد علی قاینی)
52) کتاب اشراقات صفحه 68 (مولف بهاءالله)
53) مکاتب جلد 3 صفحه 254 و 255
54) صفحه 159 کتاب مجموعه الواح
55) قرن بدیع صفحه (34-33) قسمت دوم
56) مکاتیب جلد 3 صفحه 347
57) کلمه (سر) انگلیسی است و به معنی (آقا) می باشد. این لقب را سفیر انگلیس به ضمیمه یک مدال به او داد.
58) این نظریه سلیقه ای شخصی است تا به موضوعی که در پی آن می آورد اهمیت دهد.
59) لاتشربن لبن الحمیر بیان عربی ص 49
60) ولاترکبن البقربیان عربی ص 49
61) ولاتضربن البیضه علی شیئی یضیع مافیه قبل ان یطبح بیان عربی ص 39
62) و بارجلکم فوق الارض تمشون، لوح هیکل الدین که به دنبال بیان عربی چاپ شده صفحه 25
63) لاترکبن الحیوان الا و انتم باللجام و الرکاب لترکبون (بیان عربی ص 49)
64) قدحرمت علیکم ازدواج آبائکم: انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان (کتاب اقدس جمله 258)
65) قد حکم الله زان و زانیه دیه مسلمه الی بیت العدل و هی تسعه مثاقیل من ذهب (اقدس جمله 121)
66) من احراق بیتاً متعمداً فاحرقوه، (کتاب اقدس جمله 144)
67) قد کتب علی السارق النفی و الحبس و فی الثالث فاجعلوه فی جبینه علامه یعرف بهاء کتاب اقدس جمله 112
68) به گراور عین تبری نامه در آخر کتاب مراجعه شود.
69) کتاب مکاتیب جلد 3 نوشته عباس عبدالبهاء
70) اخراج یک فرد بهایی را از تشکیلات بهائیت طرد نامند.
71) ابلاغیه نمره 3537 مورخه 14 شهر الکلمات 128 مطابق 4/5/1350.
72) بهائیان به جای سلام که کلیه مردم دنیا در هنگام ملاقات به کار می برند، می گویند الله ابهی.
73) در صورتی که زن شوهر و مرد، زن نداشته باشند، صد ضربه شلاق و در صورتی که زن، شوهر و مرد، زن داشته باشند هر دو نفر سنگسار می شوند.
74) بیت العدل محلی است که نه نفر بر تمام افراد بهایی ریاست دارند.
75) مکاتیب جلد 2 صفحه 247
76) اغنام الله: یعنی گوسفندان خدا
77) اشراقات صفحه 18
78) اقتدارات صفحه 45
79) آثار قلم اعلی جلد 4، ص 329 تألیف میرزا حسینعلی بهاءالله.
80) بیان فارسی صفحه 324
81) صفحه 68 اشراقات
82) آیه 11 سوره حج
83) کتاب لغتی است عربی به فارسی، کوچک و منظوم.
84) کتاب صرف افعال عربی است که طلاب علوم دینی آن را می خوانند.
85) تسجیل عبارت است از اینکه هرکسی بهائی شود، سجل شخصی بهائی را گرفته، در دفتر آمار خود ثبت می کند و نام این کار را تسجیل می گویند!
86) به عنوان نمونه دو فقره از آنها را ملاحظه خواهید فرمود.
87) بیان فارسی صفحه 215