رؤیای نور

نویسنده : رضا استادی

شیخ محمد حسین کاظمی

شیخ جلیل و ثقه نبیل شیخ محمد حسین کاظمی نجفی که الان (یعنی سال 1300 ق) در نجف اشرف قدوه فقهای عرب و صاحب حوزه درس و امام جماعت است گفت در اوایل وفات شیخ محمد حسین صاحب کتاب جواهر و انتقال ریاست عامه بشیخ جلیل شیخ مرتضی انصاری من بعد از نماز عشا داخل حرم می شدم و پشت به در و رو به ضریح مطهر تکیه به دیوار از برای زیارت می ایستادم و وقوف را طول می دادم و غالباً دخول و خروج شب شیخ انصاری مقارن با وقوف من می گردید اتفاقاً در یکشب جناب شیخ در حال وقوف به من برخورد و آهسته کیسه پولی در دست من گذاشت و آهسته فرمود که نصف این را خود خرج کن و نصف دیگر را بر شاگردان خود تقسیم کن این سخن فرمود و برفت و من هم بعد از آن به خانه رفتم و مقدار آنرا معلوم کرده دیدم که تمام آن با دینی که در آن اوقات دادنی بودم مطابق بود با خود خیال کردم که تمام آن را به مصارف دین معجل خود رسانم و بعد از آن، بتدریج مقدار نصف آنرا از برای شاگردان کارسازی کنم این خیال را کردم لکن تا شب آینده کاری نکردم و این خیال را به کسی نگفتم تا آنکه بعد از نماز عشا باز داخل حرم شده در آن مکان سابق ایستاده بودم که شیخ بطریق عبور برخورد و سر خود را به نزدیک گوش من آورد و فرمود که شیخنا شما قسمت شاگردها را از این مال بدهید من باز بخود شما می دهم این بفرمود و برفت و من دانستم که از ضمیر من اطلاع یافته از آن اراده برگردیدم و مقام و جلالت شیخ بزرگوار را دانسته و فهمیدم.

شیخ انصاری و میرزای شیرازی

کرامات و مقامات شیخ انصاری (رحمه الله) بسیار است و مخالف و مؤالف را بر آن اعتراف و اقرار است و چگونه چنین نباشد و حال آنکه در عبادت در عصر خود عدیل نداشت و در زهد و ورع او را نظیر نبود و با آنکه در هر سال زیاده از صد هزار تومان از وجوه بسوی او متوجه می گردید وفات کرد و درهم و دیناری نگذاشت و در زندگی به اقل مایقنع به، اکتفا نمود.
ولادت با سعادت آن بزرگوار به نقل برادر اصغر او جناب شیخ محمد صادق(119) در سال هزار و دویست و چهارده هجری و مجاورت آن سرور در نجف اشرف از سال هزار و دویست و چهل و نه بوده تا روز وفات چنانکه روز وفات او در سال هزار و دویست و هشتاد و یک اتفاق افتاد و با آن زمان کلمه ظهر الفساد موافق گردید و تحصیل اصول در کربلای معلی کرده و استاد او آخوند ملا شریف مازندرانی معروف به شریف العلماء بوده و چندی هم در شهر کاشان با فاضل نراقی آخوند ملا احمد بوده و فقه را از شیخ حسن نجفی اخذ نموده و چندی هم با شیخ محمد حسن صاحب کتاب جواهر الکلام راه پیموده است.
حقیر از سال هزار و دویست هفتاد تا زمان وفات ملازم منبر درس و نماز جماعت ایشان بودم بعد از آنکه در ایران خود را فارغ می دانستم و از جمعی از معتبرین قوم مصدق و مجاز بودم و فهم و تحقیق و نظر دقیق ایشان را به طوری دیدم که از مسموعات سابقه خود بالمره چشم بسته و دست کشیدم و فایز به استفاضه و استفاده از ایشان بودم تا آنکه نزدیک به زمان وفات ایشان در خواب دیدم که از تل بزرگی که در سمت قبله صحن مطهر واقع و مشرف بر آنست عبور می کنم و چون از برای تعظیم قبه مطهره ملتفت بسوی آن شدم آنرا ندیدم متحیر شدم پس سیدی جلیل را در نزد خود واقف دیدم که از من سبب تحیر پرسید به او گفتم که قبه مطهره را نمی بینم گفت بزمین فرو شد،
گفتم: پس چه خواهد شد؟ گفت: عیب ندارد و نقصی نکرده در خیال تدبیر اسبابی هستند که آن را بدون عیب بردارند مانند اسباب جرثقیل. چون از خواب بیدار شدم دانستم که شیخ وفات خواهد کرد و بزودی ریاست شرعیه هم منتقل خواهد شد به کسی که اشبه خلق به شیخ بوده باشد در کمالات علمیه و عملیه و آن هم بظاهر جناب میرزای شیرازی سلمه الله می باشد و این واقعه را هم قبل از وقوع به جمعی اخبار نمودم و طولی نکشید که رؤیا صادق گردید و شیخ وفات کرد و جناب میرزا مرجع قوم گردید.

شیخ انصاری و مؤلف

بعد از وفات [شیخ انصاری ] آن جناب را در خواب دیدم که در بیابانی وسیع که در آن نهری عظیم جاری بود ایستاده پس جام آبی در دست داشت و بدست من داد و فرمود که از این نهر آب بیاور.
چون آن جام را گرفته بر لب آن نهر رفتم از این طرف نهر پر کردم دیدم کرم ریزه بسیار در آن نمودار است پس از آنطرف دیگر پر کردم باز کرم بسیار در آن دیدم با خود گفتم که وسط نهر چون آبست باید خالص باشد پس بر پلی که بر آن نهر بود بر آمدم و خم گشته جام را از وسط نهر پر کردم باز خالی از کرم ندیدم و واقعه را بعرض رسانیدم.
فرمود: تدبیری در آن بکن و بیاور دانستم که مقصود صاف کردن آن آب است از آن کدورات پس از خواب بیدار شده آن واقعه را از برای بعض علمای احباب نقل کردم آب را تعبیر به علم نمود و گفت مقصود آنجناب تنقیح مطالب علیمه بوده است. زمانی بر آن نگذشت که حقیر عازم بر تنقیح و تحریر مباحث اصولیه و فقهیه شدم و مناسب آن دیدم که جمیع تحقیقات اصولیه و فقهیه شیخ استاد را از مسموعات و غیر مسموعات تنقیح و تحریر و جمع نمایم پس جمیع مسودات خود آن مرحوم را با تقریرات تلامذه ایشان از خود و غیر خود جمع آوری کرده با دقت تمام تنقیح نموده در اصول کتاب جوامع و در فقه کتاب لوامع را نوشتم و بعد از آن دیگر بار موفق شده در اصول کتاب قوامع و در فقه کتاب خزاین را نوشتم و تمام این توفیقات از آثار اشاره آن جناب در خواب به آوردن آب بود اعلی الله قدوه و رفع درجته و شکر سعیه و جزاه الله افضل جزاء المطیعین.