نقش ائمه در احیاء دین جلد پنجم

نویسنده : سید مرتضی عسکری

بسم الله الرحمن الرحیم

1- ن والقلم وما یسطرون ما أنت بنعمة ربک بمجنون و ان لک لاجراً غیر ممنون وانک لعلی خلق عظیم فستبصر ویبصرون بأیکم المفتون ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین القلم: 7-1.
2- والنجم اذا هوی ماضل صاحبکم و ما غوی وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی. النجم: 1-4.
3- فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظاً غلیظ القلب لانفصوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم. آل عمران: 159.
4- لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم التوبة: 128.
5- یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم الی طعام غیر ناظرین اناه ولکن اذا دعیتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا ولامستانسین لحدیث ان ذلکم کان یوذی النبی فیسحی منکم والله لایسحی من الحق.الاحزاب:53.

درس یازدهم

در این درس احادیثی را مورد بحث قرار می دهیم که در شکستن شخصیت پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله) در ذهن هر کس که آنها را باور داشته باشد تأثیری بزرگ می گذارد. در برخی از این احادیث، شخصیت کسانی دیگر به نوعی خاص بر آن حضرت ترجیح داده شده است، به طوری که هر کس آنها را باور داشته باشد، آماده می شود تا رأی و نظر همانها را بر گفته پیامبر، مخصوصاً هنگامی که با هم مخالف می باشند، ترجیح داده، آن را بپذیرد و گفته پیامبر را ترک کند.
از نمونه های برجسته اینها، سلسله احادیثی است که به نام موافقات عمر مشهور می باشند.
این احادیث در کتب حدیث مکتب خلافت، مانند صحاح و مسانید و سنن وجود دارند که ما نمونه ای از آن را صحیح بخاری و دیگر کتب معتبر خلفاء نقل می کنیم:(1)

موافقت خلیفه عمر با پروردگار

روایت کرده اند که خلیفه عمر گفت:
من با پروردگارم در سه مسئله موافقت کردم:
اول اینکه به رسول خدا گفتم: یا رسول الله! چه می شد ما مقام ابراهیم را جایگاه نماز (مصلی) قرار می دادیم؟ به دنبال پیشنهاد من، این آیه کریمه نازل شد: واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی(2) مقام ابراهیم را مصلی قرار دهید.
دومین مسئله مربوط به حجاب بود: من عرضه داشتم یا رسول الله! بایستی به زنانت دستور فرمائی که در حجاب روند، زیرا اکنون همه کس از نیکان و بدان با آنها سخن می گویند. پس از این پیشنهاد بود که آیه حجاب نازل شد.(3)
سومین مسئله نیز درباره زنان پیامبر بود: بانوان رسول خدا بسبب رشک و غیرت، علیه پیامبر اتفاق کردند. من به آنها گفتم: اگر پیامبر شمار را طلاق دهد، امید است که خداوند همسرانی بهتر از شما نصیبش می فرماید. پس آیه ای به همین مضمون نازل شد: عسی ربه ان طلقکن أن یبدله أزواجاً خیراً منکن مسلمات مؤمنات...(4)
طیالسی در مسند خود از خلیفه عمر روایت می کند که گفت: من با پروردگارم در چهار چیز موافقت کردم آنگاه پس از ذکر سه موافقتی که بیان آن گذشت، می گوید: زمانی که این آیه نازل شد: لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین...(5) و خلقت انسان را به تمامی توصیف کرد، من گفتم: تبارک الله أحسن الخالقین بس از آن وی آمد، و این عبارت را به آیات گذشته افزود: فتبارک الله احسن الخالقین(6)
شارحان صحیح بخاری ابن حجر (در گذشته 852 ه-) در عمدة القاری، حدیث مزبور را چنین شرح و تفسیر کرده اند:
وافقت ربی من الموافقة من باب المفاعلة التی تدل علی مشارکة اثنین فی فعل ینسب الی أحدهما، متعلقاً بالآخر والمعنی فی الأصل: وافقنی ربی، فانزل القرآن علی وفق ما رأیت، ولکنه راعی فأسد الموافقة الی نفسه لا الی الرب جل و عز(7)
کلمه وافقت از مصدر موافقت گرفته شده و این مصدر از باب مفاعله به معنای مشارکت و همکاری دو نفر در یک کار می باشد. البته عمل به یکی از آن دو نسبت داده می شود که وابسته به آن دیگری هم هست و آن دیگری در حقیقت مفعول فعل است. معنای جمله منقول از خلیفه در اصل این است که: پروردگار من در نظر و رأی با من موافقت کرد، و قرآن خویش را طبق رأی من نازل ساخت.
شارح می گوید: خلیفه برای مراعات ادب، موافقت را به خود نسبت داده نه به پروردگار (جل و علا) یعنی گفته است: من با پروردگارم موافقت کردم، و نه گفته است: که پروردگار با من موافقت نموده است.