احدی الحسنیین

نویسنده : مرکز غدیر

ه . شهادت و نقش آن در دفاع مقدس

ملت سرافراز ایران، این پیشگامان جهاد و شهادت به رهبری ابر مرد تاریخ معاصر خمینی کبیر قدس سره الشریف با انقلاب عظیم اسلامی خود طاغوت و طاغوتیان را به زباله دان تاریخ فرستاد و اکنون به حول قوه الهی در آرزوی وصال حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، سرود استقامت و پایداری سر می دهد.
به راستی چه عاملی سبب شد تا ملتی با دست خالی با رژیمی تا به دندان مسلح مبارزه کند و بر آن پیروز گردد؟! و یا کدامین علت موجب یاس و نومیدی همه ابر قدرت ها در یورش و حشیانه آن ها طی هشت سال دفاع مقدس شد؟!
بهتر است پاسخ این سئوال را در بیان محبوب ملت، امام بزرگوار، خمینی روح الله قدس سره جستجو کنیم:
اسلام از اول پیدایش با خون شهیدان و مجاهدان آبیاری شد و به ثمر رسید. اسلام در کشور ما می رفت تا به تباهی کشیده شود که با خون شهیدان ملت ما حیات خود را باز یافت.
ملت ما شهادت را دارد ترجیح میدهد و میگوید که ما می خوایهم شهید بشویم. از اول نهضت تقریبا (من در نجف بودم آنوقت) تا حالا زن، مرد، جوانها، می آیند و از من استدعا می کنند که شما دعا کنید ما شهید بشویم من دعا می کنم ثواب شهید پیدا کنند.
یک مجلس عقدی که ما چند وقت پیش از این در همین تهران داشتیم آن زن و مردی که با هم ازدواج کردند بعد از آن زن یک کاغذی به من داد خواندم دیدم می گوید که شما دعا کنید من شهید بشوم.
زنی که تازه عروسی کرده شوهر کرده می گوید شما دعا کنید من شهید بشوم. یک ملتی که شهادت را می طلبند و دعا می خواهند برای شهادت اینها از دخالت نظامی میترسند؟
ملتی که می گوید من شهات را استقبال می کنم جوان هائی که می آیند، حالا هم می آیند پیش من، بعضی می گویند که شما دعا کنید که ما شهید بشویم. مادرها می گویند عا کنید که من یک جوان دادم این جوانم هم شهید بشود. یک همچو تحولی که در یک ملت پیدا شده از چه چیزی می ترسد؟
یک کسی یک کشوری که برای خدا قیام کرده است فریادش الله اکبر بوده او را از چه می ترسانند اینها.
.... جوان ها در میدان رفتند و با تانک ها مقابله کردند نه جوان ها، بچه ها یکی از دوستان می گفت که من خودم شاهد بودم که یک موتور سواری بچه ده دوازده ساله ای حمله کرد به تانک و رفت زیر تانک.
یک همچو مملکتی را نمی توانند اینها، خوف در آن ایجاد کنند. کی را می ترسانند؟
من از بچگی در جنگ بودم .... ما مورد هجوم زلقی ها بودیم، مورد هجوم رجبعلی ها، بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حالی که تقریبا اوائل - شاید - بلوغم بود بچه بودم، دور این سنگرهائی که بسته بودند در محل ما و اینها می خواستند هجوم کنند و غارت کنند آنجا میرفتیم سنگرها را سرکشی می کردیم اینها از چی ما را می ترسانند؟ ما بر ایمان مطرح نیست این امور.
ما شیعه آنها هستیم که بچه های کوچکشان را فدا کردند برای اسلام ما از چه بترسیم؟!
مملکت اسلامی پیشمان مطرح است؟! هیچ چیز مطرح نیست پشیمان جز اسلام، و یک ملتی فریاد می زنند الله اکبر می گویند و جمهوری اسلامی را می خواهند. ما پیش مان چیز دیگر مطرح نیست ما نمی ترسیم از اینکه آمریکا توطئه کند یا فرض کنید تهدید کند ما از تهدید او نمی ترسیم ملت ما هم نمی ترسد آن کسی که می ترسد که این دنیا را دار قرار می داند آنها که این را (دار قرار) نمی دانند. (دار قرار) را، جای دیگر می دانند.
من باید بگویم ما نه از اقدام نظامی می ترسیم و نه از محاصره اقتصادی.
اما از او نمی ترسیم برای اینکه ما شیعه یک ائمه ای هستیم که آنها شهادت را استقبال می کردند ملت ما امروز شهادت را استقبال می کند.
فرضا که آقای کارتر بتواند نظامی بیاورد اینجا با اینکه نمی تواند همچو کاری بکند دخالت نظامی بکند نمی تواند بکند فرض می کنیم که خیر تفاهم کنند این ابر قدرت ها که به ایران نظامی بفرستد ما 35 میلیون جمعیت داریم که اینها بسیاریشان، بسیار زیادشان آرزوی شهادت می کنند ما با این 35 میلیون به میدان می رویم .... ما مرد جنگیم ما مرد مبارزه هستیم ما جوان هایمان با مشت مبارزه کردند با تانک ها و ثوبها و مسلسل ها.
ما را می ترسانند از کشتی هایشان که آمدند در آب های نزدیک آب های خیلج و از طیاره هاشان و از اینهام. ما از چه می ترسیم؟ ما از طیاره های اینها می ترسیم؟ ما از کشتی های اینها می ترسیم؟
ما اشخاص هستیم که در این راه. شهادت را سعادت برای خودمان می دانیم ملت ما الان هم از من می خواند که دعا کنم که شهید بشوند ملتی که شهادت با می خواهند او را از چه می ترسانند؟! او را از مردن می ترسانند؟! اینها شهادت را شرف خودشان می دانند آنها ما را از مردن می ترسانند؟! مردن برای آنها ترس دارد که قائل نیستند به ماوراء طبیعت.
کسی که خدا را می شناسد کسی که قیامت را اطلاع دارد بر آن، کسی که اعتقاد دارد به ماوراء طبیعت، این از چه می ترسد؟
آیا این معقول برای کسی هست که فریاد بزند برای شکمش و خودش را به کشتن بدهد؟ فریاد بزند برای شکمش و جوانش را بکشتن بدهد؟
این اصلاً معقول است؟ اینهائی که داوطلبانه در میدان می رفتند و مقابل توپ و تانک و مسلسل می ایستادند و آن شیاطین به آنها حمله می کردند و اینها با مشت گره کرده به آنها حمله می کردند و غلبه هم می کردند و اینها برای این بود که یک خانه خوبی داشته باشند؟
برای این بود که مبل و میزی داشته باشند؟ اصلاً تو ذهنشان آنوقت یک چنین چیزی بود یا خیر؟ همه می دیدند که باید ما برویم و اسلام را زنده کنیم. از حرف هایشان همین معنا بود اعمالشان همین معنا بود از ما دائماً این مطلب را حتی حالا می خواهند که شما دعا کنید ما شهید بشویم.
آخر کسی که دلش می خواهد شهید بشود برای شکم؟ کسی جوانش شهید بشود برای اینکه یک خانه خوبی داشته باشد؟
یا مسئله این نیست، مسئله یک عالم دیگری است شهادت برای عالم دیگری، آن شهادتی که همه اولیاء خدا همه انبیاء دنبالش بودند و بسیاری از اولیای ما به شهادت رسیدند آن معنا را می خواستند. مردم دنبال آن معنا هستند لکن حالا آنهایی هم قرآن را همه چیز آن را به دنیا برمی گردانند هم احادیث را همه چیز به دنیا بر می گردانند (مقصود گروههایی هستند که قرآن و روایات معصومین را تفسیر مادی و ماتریالیستی می کنند و از معنویات به دورند.) اینها حتی همین فریادهای مردم را عوضی تأویل می کنند. قرآن راجع به معارف دارد، راجع به توحید دارد، راجع به نبوت دارد، راجع به عالم آخرت دارد. عوالمی که هیچ کس نمی تواند اطلاع پیدا کند الا به وحی.
همه چیز است قرآن. اسلام همه چیز است. این مثل رژیم های حکومتی نیست حکومت دارد لکن رژیم یک رژیم حکومتی نیست. مثل حکومت مثلاً فرض کنید کارتری یا محمدرضایی.
اسلام وقتی هم که جنگ می کرد جنگ کردنش مثل جنگ کردن های کشور گشاها نبوده است که بخواهد یک کشوری را بگیرد اسلام می خواسته آدم درست کند. آدم هایی که گرفتار بودند زیر چنگال مشرکین زیر چنگال ابر قدرت ها.
اسلام و همه مکتب های توحیدی آمدند که این مردم را از این قید رها کنند آزاد کنند از این قیدهایی که به قلوب اینها آنها انداختند و همه چیز آنها را تحت قید و اسارت قرار دادند.
اسلام برای آزادی از اسارت آمده نه فقط اسارت مادی که نفت ما را ببرند. پیش اسلام نفت یک چیز مطرح نیست، مقصد بالاتر دارد و همه چیز در آن هست، یعنی اسلام همانطوری که به جهات مادی این عالم و جهات مادی این عالم قضاء، این عالم، توجه دارد به جهات معنوی هم توجه دارد، و توجه به جهات معنوی بالاتر از توجه به جهات مادی است.
... که شما می گویید که تشر زده، آقای کارتر، و ما را خواسته بترساند، این نظیر همان تشری است که آن حیوان می زند و ما هم بنا نداریم بترسیم. یک قومی میترسند که برایشان مردن یک مسئله باشد. شما یک مقداری باشید توی این مردم همین هایی که اینجا الان فریاد دارند می زنند یک مقداری توی اینها باشید ببینید که اینها منطقشان چیست؟ اینها می گویند که ما می خواهیم که شهید بشویم. همین امروز که در روزنامه من دیدم این عیال مرحوم آقای مفتح می گوید که ما افتخار می کنیم که یک شهید دادیم. یک مردمی که بانوانش اینطور باشند که به شهادت سرپرستشان -آن هم یک چنین سرپرستی- افتخار بکند و بسیاری از این زنها که جوانشان را از دست دادند می آیند پیش من می گویند که ما باز هم داریم، باز هم داریم که تقدیم کنیم. یک چنین ملتی را آقای کارتر از نظامی می ترساند؟ از نظامی باید خودش را بترساند که به آنور دارالآخرتاعتقاد ندارد و آنهایی که دعا را می خواهند وسیله ریاست قرار دهند ناقوس را می خواهند وسیله بلندگویشان باشد برای ریاست.
ما از چه می ترسیم؟ مائی که معتقدیم که از آنجا که برویم به یک جای بهتر می رسیم چرا باید بترسیم؟ پس ما از نظامیشان نمی ترسیم ما مهیا هستیم تا آن اندازه که می توانیم مقابله کنیم اگر نتوانستیم شهید می شویم کاری نیست این اولیاء ما هم همین طور بودند.(54)
والحمدلله رب العالمین.

...................) Anotates (.................
1) سوره بقره آیه 30.

2) 1. سوره الرحمن آیه 25.
3) 2. یصائر الدرجات ص 23.
4) 1. صفات الشیعه، ص 18.
5) 1. نهج البلاغه، خطبه 27.
6) 1. سوره آل عمران، آیه 146.
7) 1. سوره شعرا، آیه 105 و 106.
8) 2.سوره شعرا آیه 69و70.
9) 3. سوره شعرا، آیه 10و11.
10) 1. سوره شعرا، آیه 160-166.
11) 2. سوره شعرا آیه 176-183.
12) 1. سوره شعرا آیه 194-192.
13) 2. المناقب ج 3، ص 247.
14) 3. کنزالعمال، ج 4، ص 289 حدیث 536.
15) 1.سوره توبه آیه 123.
16) 1. سوره توبه آیه 38.
17) 2. سوره توبه آیه 39.
18) 3. سوره توبه آیه 24.
19) 1. سوره توبه، آیه 112.
20) 2. سوره توبه آیه 88.
21) 1. سوره توبه آیه 89.
22) 2. سوره توبه آیه 111.
23) 1. سوره آل عمران آیه 171-169
24) 2. سوره توبه آیه 51
25) 1. سوره توبه آیه 52.
26) 2. سوره توبه آیه 32.
27) 3. سوره توبه آیه 33.
28) 1. قایه الاثر ص 226.
29) 2. عیون الاخبار الرضا ج 2 ص 203
30) 1. وقعه الصفین ج 2 ص 111.
31) 2. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 3 ص 184
32) 1. نهج البلاغه، نامه شماره 53.
33) 2. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 9 ص 206.
34) 1. الغارات ص 196
35) 2. خصائص الائمه ص 64.
36) 1. المحاسن نوشته ابو محمد البرقی ص 251.
37) 2. اللهوف فی قتلی السیوف ص 56.
38) 1. سوره انفال اایه 15.
39) 1. مسکن الفؤاد، تألیف شهید ثانی ص 74.
40) سوره احزاب آیه 25
41) 1. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 14 ص 260، ترجمه از شهید مطهری.
42) بحار الانوار ج 67 ص 201
43) 2. بلد الامین ص 401

44) 3. اقبال سید بن طاووس ص 619.
45) تاریخ پیامبر اسلام نوشته دکتر محمد ابراهیم آیتی ص 534.

46) مروج الذهب ج 3 ص 147.

47) مقاتل الطالیین ص 289.

48) بحار الانوار. ج 48، ص 171.

49) وسائل المذتضی ج 4، ص 111.

50) کتاب الحلاف ج 1 ص 261.

51) شرائع الاسلام ج 1 ص 36.

52) المعتبر ج 1، ص 348.

53) کشف الرموز ج 1، ص 91.

54) 1. صحبفه نور ج 11 ص 50.