احدی الحسنیین

نویسنده : مرکز غدیر

6- ائمه هدی (علیهم السلام)، ادامه دهندگان راه انبیاء

ائمه هدی علیهم افضل الصلوات الله در عصر خویش، به تبعیت از دستورات صریح قرآن، همواره در پیکار و مبارزه علیه دشمنان خدا بوده و یک لحظه دست از جهاد مقدس خود بر نداشته و بالاخره به فوز عظیم شهادت نائل شدند.
امام حسن مجتبی (علیه السلام) به نقل از رسول خدا می فرماید:
... ما منا الا مسموم أو مقتول(28)
تمامی ما در راه خدا کشته می شویم یا با شمشیر و یا با سم کشنده.
وحضرت رضا (علیه السلام) می فرماید:
... و ما منا الا مقتول و الله لمقتول بالسم باغتیال من یغتالنی أعرف ذلک بعهد معهود الی من رسول الله اخبره به جبرئیل عن رب العالمین(29)
هیچ یک از ما نیست مگر اینکه کشته شود و من به خدا قسم بوسیله سمی که قاتل من آنرا ظاهر سازی کرده کشته می شوم. من این مطلب را از ناحیه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بدست آورده ام که جبرئیل از طرف خدا آگاهش کرده بود.

ب: جهاد و شهادت در روایات معصومین (علیهم السلام)

1- شهادت آرزوی ائمه (علیهم السلام)

از آرزوهای ائمه علیهم السلام، شهادت در راه خدا بوده بگونه ای که همواره در عبارات مختلف آنرا برای خود و دیگران تمنا می کرده اند.
امام علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند:
فطوبی للمجاهدین فی سبیل الله و المقتولین فی طاعته(30)
خوشا به حال پیکارگران راه خدا و کسانی که بفرمان او به مصاف دشمن رفته و کشته می شوند.
و در جنگ صفین برای هاشم بن عتبه که از اصحاب آن حضرت است طلب شهادت می کنند و می فرمایند:
اللهم ارزقه الشهاده فی سبیلک والمرافقه لنبیک(31)
بار خدایا شهادت در راه خود و همراهی پیامبرت در بهشت را روزی او قرار ده.
و در عهد نامه مالک اشتر پس از اینکه دستورات حکومتی را به مالک گوشزد می کند برای خود و مالک اشتر از خدای بزرگ شهادت می طلبد:
... و أنا أسأل الله تعالی بسعه رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه أن یوفقنی و ایاک لما فیه رضاه من الاقامه علی العذر الواضح الیه ئ الی خلقه مع حسن الثناء فی العباد و جمیل الأثر فی البلاد و تمام نعمه و تضعیف الکرامه و أن یختم لی و لک باسعاده و الشهاده.(32)
من از خداوند بزرگ با آن رحمت وسیع و قدرت عظیمش بر انجام تمام خواسته ها مسئلت دارم که من و تو را موفق دارد تا رضای او را جلب نمائیم و کاری کنیم که نزد خلقش معذور باشیم همراه با مدح و ثنای نیک در میان بندگان و آثار خوب در شهرها و تمامیت نعمت و فزونی شخصیت ها در پیشگاه او، و نیز از او مسئلت دارم که زندگی من و تو را با سعادت و شهادت پایان بخشد ...
روزی پیامبر به حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:
ان الله کتب علیک الجهاد المفتونین کما کتب علی جهاد المشرکین قال فقلت یا رسول الله ما هذه الفتنه التی کتب علی فیها الجهاد قال قوم یشهدون أن لا اله الا الله و أنی رسول الله و هم مخالفون للسنه فقلت یا رسول الله فعلام اقاتلهم و هم یشهدون کما أشهد قال علی الاحداث فی الدین و مخالفه الامر فقلت یا رسول الله أنت کنت وعدتنی الشهاده فاسأل الله أن یعجلها لی بین یدیک قال فمن یقاتل الناکثین و القاسطین و المارقین أما انی قد وعدتک الشهاده و ستستشهد تضرب علی هذه فتخضب هذه فکیف صبرک اذا فقلت یا رسول الله لیس هذا بموطن هذا موطن شکر(33)
خدای بزرگ جهاد با بازی خورندگان را برای تو مقرر فرموده کما اینکه پیکار با مشرکین را سهم من قرار داده است.
گفتم منظور شما چه کسانی هستند؟
فرمود: کسانی که شهادتین را اداء می کنند در حالیکه با روش من مخالفند.
عرض کردم ای رسول اگر آنها مانند من اداء شهادتین می کنند پس جهاد من با آنان بر سر چه چیز خواهد بود؟
فرمود: تو با آنها بر سر بدعت هایی که در دین وارد شده و نیز بر سر ولایت امر نبرد می کنی.
گفتم ای رسول خدا: تو وعده شهادت دادی و من از خدا می خواهم که این شهادت در رکاب تو باشد پیامبر فرمود: پس چه کسی با ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند؟! آری من وعده شهادت بتو دادم و بزودی شهید خواهی شد و شمشیر بر سرت فرود آید و محاسنت به خون رنگین گردد حال بگو در آن هنگام چگونه تحمل خواهی کرد؟
عرض کردم ای رسول خدا: آن جایگاه شکر است نه جایگاه صبر و تحمل.
و بدین سان آنچه بیش از هر چیز زنده ماندن بعد از پیامبر را بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) آسان می کند همان دست یابی به شهادت در راه خداست بطوری که می فرماید:
فو الله لو طمعنی عند لقاء العدو فی الشهاده و توطینی نفسی عند ذلک لأحببت أن لا أبقی مع هؤلاء یوماً واحداً و لا ألتقی بهم ابدا(34)
به خدا اگر آرزوی شهادتم به هنگام رویایی با دشمن نبود و خود را آماده برای رسیدن به این آرزو نمی کردم دوست داشتم یک روز با اینان (مردم زمانه اش که دل به دنیا بسته بودند) به سر نبرم و هرگز دیدارشان نکنم.
و آن گاه که شب وصال فرا می رسد بی قرار در آرزوی وصال محبوب، این سو و آن سو می رود. راوی می گوید:
جعل علی (علیه السلام) یعاود مضجعه فلا ینام ثم یعاود النظر فی السماء و یقول و الله ما کذبت و لا کذبت و انها للیله التی وعد ...(35)
علی گاه به رختخواب می رفت و نمی خوابید و همواره در انتظار فرا رسیدن صبح بود و در آن حال می گفت: امشب همان شب شهادت من است که رسول خدا به من وعده داده بود، به خدا قسم که نه من دروغ گویم و نه وعده دروغم داده اند.
و بالاخره نزدیکی صبح به مسجد می شود و به هنگامه سخن با معبود شربت وصل می نوشد و با صدای بلند می گوید:
فزت و رب الکعبه
به خدای کعبه پیروز شدم
آری علی شهادت را بدس آورد، چیزی که سالها در طلبش روز شماری می کرد.