احدی الحسنیین

نویسنده : مرکز غدیر

شهید و شهادت، در مکتب اسلام

مکتب انسان ساز اسلام، - همانند همه مکاتب الهی- انسان را با تعالیم عالیه خود به سوی کمال رهنمون می سازد. توحید، عالی ترین مرحله ی اوج انسانی در این مکتب، و بهترین وسیله برای دست یابی به آن، جهاد در راه خدا، و ثمره ی این جهاد، فنای فی الله، و پاداش آن، بقای بالله، یعنی شهادت است.
آیات شریفه قرآن، و روایات صادره ی از معصومین، شهادت را مقامی دانسته، که اعطاء آن فقط و فقط به دست خدای تبارک و تعالی است. و صاحبان این مقام چون باقی به الله اند، حیاتی جاودانه دارند، و مرگ و زوال هرگز در آنها راه ندارد.
از مجموعه آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) استفاده می شود که کسانی صادقانه به مصاف دشمنان خدا- اعم از بیرونی و درونی- رفته و آنچه در توان دارند در طبق اخلاص گذاشته و شهادت را از خدای بزرگ بخواهند نصرت الهی شامل حالشان شده و مقام شهادت به آنها اعطاء می گردد.
اسلام رهروان خود را به گونه ای تعلیم می دهد که دنیا و هر آنچه در آن است، در نظر آنان متاعی ناچیز جلوه می کند به طوریکه هرگز بدست آوردن این مطاع را اساس همت خویش نمی کنند.
و تا به جائی می روند که حضرت امیر سلام الله علیه در وصفشان می فرماید:
عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم(4)
خدا در باطن آنها بزرگ است و هر آنچه غیر خداست در نظرشان کوچک است. (از کلام حضرت امیر سلام الله علیه در وصف متقین)
صفحات تاریخ اسلام، مالامال از صحنه های نبرد مسلمین در میادین کارزار است. این نبردها در دو جبهه ی جهاد اصغر و جهاد اکبر، شکل گرفته و عدد کثیری از مسلمین در این نبردها پیروزمندانه به مقام شهادت دست یافته اند.
اصولاً آنچه بیش از هر چیز در منطق اسلام مطرح می باشد این است که تا زمانی که مبارزه هست، مجاهده هست، و تا زمانی که مجاهده هست، شهادت هست. و از آنجا که شیطان، سوگند به گمراه ساختن بنی آدم خورده، و تا پایان کار دنیا، از خدای جهان، مهلت گرفته است، می توان نتیجه گرفت که هیچگاه باب شهادت و جهاد به روی ابناء بشر بسته نبوده است و نخواهد شد. البته شکل مبارزه در زمان های مختلف، متفاوت است. گاهی جهاد با دشمن بیرون، و گاه با دشمن درون، که نفس نام گرفته است. لکن در هر حال، مبارزه، مبارزه است، و این خود انسان ها هستند که بعضاً در اثر بی لیاقتی، شایستگی ورود به این باب را ندارند.
حضرت امیر سلام الله علیه در این مورد کلامی کلامی زیبا دارند و می فرمایند:
اما بعد فان الجهاد باب من أبواب الجنة- فتحه الله لخاصه أولیائه و هو لباس التقوی- و درع الله الحصینه و جنته الوثیقه فمن ترکه رغبه عنه ألبسه الله ثوب الذل و شمله البلاء- و دیث بالصغار و القماءه(5)
اما بعد، جهاد، دری است از درهای بهشت که خدا به روی گزیده دوستان خود گشوده است، و جامه تقوی است، که بر تن آنان پوشیده است. زره استوار الهی است که آسیب نبیند، و سپر محکم اوست که تیر در آن ننشیند. هر که جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامه خواری بر تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش کشاند، و در زبونی و فرو مایگی بماند. دل او در پرده های گمراهی نهان،. حق از او روی گردان. به خواری محکوم و از عدالت محروم
آری باب شهادت، همیشه، برای بندگان مخلص خدا، باز است و هیچ گاه بسته نمی شود. و به قول ملای رومی:
آب کم جو تشنگی آور بدست - تا بجوشد آبت از بالا و پست
سخن در باب شهید و شهادت به گونه ای گسترده است که تحریر آن مجالی واسع می طلبد لکن از باب مالایدرک کله لایترک کله، در این جزوه به مباحثی مختصر و فشرده حول محورهای:
الف: جهاد و شهادت در قرآن
ب: جهاد و شهادت در روایات معصومین
ج: تاثیر شهادت در گذشته تاریخ اسلام
د: شهید و شهادت در کلمات فقهاء
ه: شهادت و نقش آن در دفاع مقدس
اشاره می کنیم. امید آنکه مورد قبول حضرت حق جل و علا قرار گیرد.
انشاء الله

الف: جهاد و شهادت در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

1- مبدأ قیامها و مبانی آن ها.

و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما أصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و مااستکانوا والله یحب الصابرین(6)
چه بسا پیامبرانی که خدا دوستان بسیار، همراه آنان به جنگ رفتند. و در راه خدا، چه به آنها رسید، سستی نکردند و ناتوان نشدند و سر فرود نیاوردند و خدا شکیبایان را دوست دارد.
قیامت ها و نهضت های مقدس از انبیاء عظام شروع شده است. قرآن کریم در سوره شعراء، جهاد مقدس انبیاء را در داستان حضرت نوح، ابراهیم، موسی، هود، لوط، صالح، شعیب، و خاتم الانبیاء محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) ذکر می کند که در راه مبارزه با:
- بت پرستی
- ظلم و بیدادگری
- جهل و تعصب و تقلید کورکورانه
- اسراف و تبذیر
- افساد در ارض و فحشا
- امتیازات موهوم اجتماعی
به پا خواسته و انواع مصیبت ها را تحمل کرده و تا مرز شهادت به پیش رفته اند.
به عنوان نمونه بعض این آیات را ذکر می کنیم:
کذبت قوم نوح المرسلیناذ قال لهم أخوهم نوح ألا تتقون(7)
نوح در زمانی که پا به عرصه مبارزه گذاشت که شرک و ظلم همه جا را فرا گرفته بود بگونه ای که زن و فرزند او نیز در زمره مخالفین وی بودند و با این شرایط بود که قریب به هزار سال مبارزه کرد و بالاخره پیروز شد.)
و اتل علیهم نبأ ابراهیماذ قال لأبیه و قومه ما تعبدون(8)
ابراهیم به جنگ با بت ها می رود و مردم را به یکتا پرستی دعوت می کند و تا مرز شهادت به پیش می رود و سرانجام پیروز می شود.
و اذ نادی ربک موسی أن ائت القوم الظالمینقوم فرعون ألا یتقون(9)
موسی با طاغوت زمانش مبارزه می کند و او را دعوت به بندگی خدا و دوری از ظلم و ستم به مردم می کند و در این مبارزه سختی ها می بیند و استقامت می کند و بالاخره مردم را زیر یوغ بندگی فرعون نجات می دهد و بر او غلبه می کند.
کذبت قوم لوط المرسلیناذ قال لهم أخوهم لوط ألا تتقونانی لکم رسول امینفاتقوا الله و أطیعونو ما أسلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العلمینأ تاتون الذکران من العالمینو تذرون ما خلق لکم ربکم من ازواجهم بل انتم قوم عادون(10)
لوط بین مردمی زندگی میکرد که آلوده به بدترین گناه ها بودند او با توکل به خدای بزرگ، به مبارزه با آلودگی های زمان خود شد و مردم را به راه راست دعوت کرد و از هیچ کوششی فروگذار نکرد بطوریکه حاضر شد دختران خود را بعقد آن انسان های فاسد در بیاورد به این امید که دست از عمل پلید همجنس بازی بردارند لکن فایده ای نداشت و سرانجام به فرمان خداوند قهار، همگی آنها نابود شدند.
کذب اصحاب ایکه المرسلیناذ قال لهم شعیب ألا تتقونانی لکم رسول امینفاتقوا الله و اطیعونو ما اسلکم علیه من أجر ان أجری الا علی رب العالمیناوفوا الکیل و لا تکونوا من المخسرینو زنوا بالقسطاس المستقیمو لا تبخسوا الناس أشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین(11)
شعیب در زمانی زندگی می کرد که هرگونه امنیت اجتماعی و اقتصادی از بین رفته بود او با صبر و تحمل فراوان، مبارزه خود را شروع کرد و مردم را از راهزنی، قتل، غارت و کم فروشی بر حذر داشت و آنان را به راه راست هدایت کرد. لکن مردم دست از شرک و ظلم بر نداشته و بر جهل خود پای فشردند تا جائیکه، شعیب را تهدید به اخراج از کشور کردند. و سرانجام نصرت الهی فرا رسید و مردم آن دیار، در خانه های خود نابود شدند.
و انه لتنزیل رب العالمیننزل به الروح الأمینعلی قلبک لتکون من المنذرین(12)
و سر انجام پرچم مبارزه به دست حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) می افتد.
مبارزه با کفر، شرک و ظلم در سرلوحه ی برنامه های آن حضرت قرار دارد. او سخت ترین مبارزه از ابتدا خلقت علیه کفر و الحاد را شروع کرده است بگونه ای که خود آن حضرت می فرماید:
ما اوذی نبی مثل ما اوذیت(13)
هیچ پیامبری در راه مبارزه باندازه من اذیت نشد. بیش از یکصد غزوه و سریه که در طول هشت سال پس از هجرت صورت گرفت بهترین گواه بر مبارزه ی بی امان آن حضرت است. البته اگر مردم تحمل بیشتری داشتند، مبارزه ی بیشتری در میدان نبرد به وقوع می پیوست زیرا خود آن حضرت در کلامی زیبا فرمود:
لو لا ان اشق علی امتی ما قعدت خلف سریه ولوددت انی اقتل فی سبی الله ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل.(14)
اگر بر پیروانم گران نمی آمد پی در پی گروه هایی، به جهاد در راه خدا اعزام می کردم و دوست دارم در راه خدا کشته شده سپس زنده شوم و کشته شده و سپس زنده شوم و کشته شده وسپس زده شوم و کشته شوم.
از آنچه تاکنون گفته شد نتایج ذیل به دست می آید:
- شروع مبارزه، توسط انبیاء الهی بوده است.
- تمامی انبیاء الهی، مامور به مبارزه بوده اند.
- اساس و مبنای جهاد انبیاء الهی، مبارزه علیه کفر، شرک، نفاق، ظلم، مفاسد اجتماعی و در یک کلمه اعلای کلمه الله بوده است.
- انبیاء الهی هرگز مبارزه را رها نکرده و با صبر و مقاومت به تعقیب هدف پرداخته و تا مرز شعادت به پیش رفته اند.
- انبیاء الهی کشته شدن در راه خدا را آرزوی خود می دانسته و همواره هوای آنرا در سر داشته اند.